سایت سازمان 19 بهمن

 

اعلامیه در باره‌ی بختیار

---

انقلابیون از بختیار، این وردست سابق شاه متنفرند

 

 

تیمسار سپهبد بختیار جلاد مشهور، اولین رئیس سازمان امنیت ایران و نزدیک‌ترین وردست رهبر باند راهزنان حاکم بر ایران پس از آن که بین او و رهبر باند اختلاف افتاد از ایران خارج شد و در خارج از کشور تلاش‌هائی را آغاز کرد تا شاید بتواند جای رهبر باند را بگیرد و یا او را دوباره مجبور به سازش نماید. لیکن در دو سال پیش تیمسار هوس‌های دیگر بر سرش زد.

 

او مشاهده می‌کرد که در ایران جنبش انقلابی در حال شکفتن است بی‌آن که سازمان پیشرو و تثبیت‌شده‌ای در کار باشد. او تصمیم گرفت که یک سازمان انقلابی قلابی بسازد و آن را وسیله‌ای در راه رسیدن به هدف‌های خود قرار دهد. البته او می‌دانست که مردم بین او و سائر تیمسارها فرقی قائل نیستند و ماهیت کثیف‌اش را می‌شناسند. لذا دست به دامان گروهی از مرتجعین (از جمله همکاران سابق و ناراضی خود در سازمان امنیت) وعده‌ای از عناصر فرصت‌طلب و ساده‌لوح شد و به این ترتیب به اصطلاح "جنبش آزادی‌بخش ملت ایران" را سرهم‌بندی کرد. این تشکیلات قلابی اگر هیچ خاصیتی هم نداشت این خاصیت را داشت که از آن پس شاه با بی‌شرمی و حماقت تمام کوشید تا هر بانگ اعتراض و حرکت انقلابی مردم ایران را "توطئه‌ی بختیار" قلمداد کند و مبارزان انقلابی را عوامل بختیار بنامد. غافل از این که مردم از سال‌ها پیش اعتماد خود را نسبت به هر گونه به ظاهر انقلابی‌هائی که در خارج از کشوربه حرف‌زدن درباره‌ی انقلاب مشغول‌اند و حرف می‌زنند، بدون آن که عمل کنند، از دست داده است، تا چه رسد به سازمانی که تیمسار بختیار، وردست سابق و شماره یک شاه جلاد آن را تشکیل داده باشد. اما مسخره‌تر از همه این است که با آن که خود تیمسار کشته شده و بنا به ادعای حکومت شاه، تشکیلات تیمسار از هم پاشیده شده است، باز حکومت از این وسیله‌ی تبلیغاتی دست برنمی‌دارد و این بار شخصی به نام پناهیان را به جای او دست‌آویز قرار داده‌اند تا بتوانند چریک‌های انقلابی را عوامل او قلمداد کنند.

 

مرگ بر شاه جنایت‌پیشه که به دستور او، بختیار، هزاران تن از مبارزان میهن ما را سلاخی کرد. "ادامه‌دهندگان جنبش سیاهکل"، ما، چریک‌های فدائی خلق، به حکومت شاه اکیدا هشدار می‌دهیم که اگر خشونت سازمان امنیت و پلیس هم چنان ادامه یابد، اگر با زندانیان سیاسی همچنان وحشیانه رفتار شود، اگر پی‌گرد پلیس هم چنان دنبال شود و اگر پلیس مزاحم مردم گردد، از این پس جان هیچ آمریکائی و انگلیسی که در ایران ماموریت سیاسی، نظامی، اقتصادی و به ظاهر فرهنگی دارند، در امان نخواهد بود. حکومت شاه باید بهتر بداند که دولت غارت‌گر آمریکا، به تنهائی شش هزار مستشار نظامی در ایران دارد و حفظ جان این‌ها غیرممکن است. ما با اعدام فرسیوی خون‌آشام نشان دادیم که قادریم این کار را بکنیم و بدون شک اگر شاه مجبورمان کند، خواهیم کرد.

 

افتخار بر مردمی که سنت عدم همکاری با پلیس را حفظ می‌کنند واعتلاء می‌بخشند!

 

---

بازگشت