گرامی
باد
اول ماه مه (11 اردیبهشت)
روز سرخ کارگران جهان!
در آستانهی
اول ماه مه، روز سرخ کارگران جهان قرار داریم. با فرارسیدن این
روز خجسته، برگ دیگری به تاریخ سراسر مبارزهی کارگران و
زحمتکشان جهان برعلیه ظلم و ستم و استثمار ناشی از سیستم
سرمایهداری اضافه میگردد که حاوی تأکید مجدد بر
انبوهی از تجارب مبارزاتی است. تجاربی که خود حاصل مبارزات
صنفی – سیاسیی گذشته و شکستها و پیروزیهای
به دست آمده از بطن آنها است.
از اول ماه مه سال 1886 در
شیکاگو تا هم اینک، در گسترهی جوامع انسانی در سراسر گیتی،
ما شاهد تلاش بیوقفهی طبقهی کارگر و انقلابیون
کمونیست برای ایجاد
دنیائی نوین، دنیائی عاری از هر گونه استثمار
و ستم طبقاتی، دنیائی که در آن انسان به انسانیت
خویش باز خواهد گشت، بودهایم.
کارگران
و زحمتکشان ایران نیز سالی دیگر را سپری کردند. سالی
که در فضای رعب و خفقان دیکتاتوری رژیم وابسته به
امپریالیسم جمهوری اسلامی، در شرائط فقدان
پیشاهنگ مسلح انقلابی و در تداوم جو خود به خودی حاکم بر مبارزات طبقهی
کارگر ایران، تجارب تلخ دیگری بر آزمودههای شکست
خوردهی پیشین افزوده گشت.
از یک سو عدم وجود رهبری
انقلابی کمونیستی در بطن جامعه،
و از سوی دیگر حضور سرشار نیروهای سازشکار
رفرمیست، اکونومیست و اپورتونیست در درون و برون صفوف طبقهی
کارگر، مهمترین عوامل گرفتار آمدن کارگران در این دور
باطل و بیسرانجام میباشند.
از آن جا که به
طور کلی کمیت و کیفیت مبارزات طبقهی کارگر برخاسته
از شرائط عینیی زیست و کار آنان میباشد، به
همین خاطر، در وحلهی نخست از لحاظ محتوا، صنفی و از لحاظ شکل،
خود به خودی است. اما در شرائط حاکمیت دیکتاتوری لجام
گسیختهی امپریالیستی، چون این
گونه مبارزاتِ صنفی و خود به خودی سریعأ مورد سرکوب رژیم واقع
میشوند، به همین دلیل نیز بلافاصله ابعاد
سیاسی به خود میگیرند و یا بهتر بگوئیم،
مبارزهی آنان برای امر صنفی، بلافاصله به امری
سیاسی تبدیل میگردد. مبارزات کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی
تهران در سالهای اخیر که تحت رهبری برنامهی
رفرمیستی سندیکا و رهبرانی همچون اسانلوها صورت گرفت،
یک بار دیگر صحت امر فوق را مورد تأئید قرار میدهد.
دیکتاتوری
عریان و خفقان شدید، جزئی لاینفک و از خصائص ذاتی
سیستم حاکم بر جامعهی ایران یعنی سرمایهداری
وابسته به امپریالیسم میباشد و تصور این که این
سیستم یعنی مناسبات و دولت آن بتواند لحظهای بدون اعمال
دیکتاتوری پابرجا بماند، تصوری واهی و خام میباشد.
بنابراین، با توجه به این واقعیات و نیز رسالت
تاریخی طبقهی کارگر و کمونیستها در رهانیدن بشر
از وضعیت اسفناک جامعهی طبقاتی، تمامی تلاشها
باید در راستای نابودی این نظام باشد و نه
تعدیل آن و بی تردید این نابودی تنها با قهر
انقلابی سازمان یافتهی کارگران، زحمتکشان و انقلابیون
کمونیست میسر خواهد بود.
بنابراین،
نقش پیشگام انقلابی مسلح همواره بسیار حائز اهمیت است. از
راهگشائی و رودرروئی مسلحانه با دستگاه حاکمه و حمایت
عملی از طبقه و مبارزات آن گرفته، تا انجام یکی از مهمترین
وظائف آن یعنی فراهم نمودن شرائط ذهنی که عمومأ و عمدتأ با بردن
آگاهیی سیاسی - انقلابی به درون طبقه و از لحاظ
سیاسی متشکل نمودن آن تبلور پیدا میکند و این
دقیقأ آن عاملی است که به همراه شرائط عینی، مکمل
وضعیتی میگردد که طبقهی کارگر به انجام رسالت تاریخیاش
نائل خواهد گشت. در شرائط ایران، انجام این وظیفهی
خطیر از سوی کمونیستها، منوط به ایجاد سازمان
سیاسی - نظامی و تنها با گسترش مبارزهی مسلحانه و
تودهای شدن آن در سطح جامعه امکانپذیر میباشد.
زنده باد انقلاب!
زنده باد مبارزهی مسلحانه که تنها راه
رسیدن به آزادی است!
مرگ بر رژیم وابسته به
امپریالیسم جمهوری اسلامی!
برقرار باد جمهوری دموکراتیک خلق
به رهبری طبقهی کارگر!
مرگ بر امپریالیسم! مرگ بر
سازشکاران!
سازمان 19 بهمن
2 اردیبهشت 1386
22 آوریل 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ