به یاد پویان

                         

(بمناسبت سی و پنجمین سالگرد  جان باختنش )

 

     در سوم خرداد سال 50 رفقا پویان وپیرونذیری در یک نبرد رویاروی و مسلحانه با رژیم وابسته به امپریالیسم شاه جان باختند.این دو رفیق پیشروان نسلی از "به چرا مرگ خود اگاهان "بودند.پویان اندیشمند،روشنگر و پیشرویی بود که ایده ها و نظرات و عملکردش   تاثیری سترگ در جنبش نوین کمونیستی دهه پنجاه برجای نهاد. مقاله "ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء"نوشته این رفیق ،جایگاه ویژه ای در راهگشایی مبارز طبقاتی در جامعه ما داشته است. بنظر میرسد که یکی از شیوه های موثر در گرامیداشت یاد این رفیق نقد و بررسی ایده هایش در مقاله مذکور و درس گیری از آن باشد. مطلبی را که در پیش رو دارید، کوششی در این راستاست.

 

 جایگاه و نقش نظرات پویان:

پله ای از تکامل یک سیستم نظری

      

       بمیزانی که تئوری مبارزاتی ،انعکاسی از واقعیت عینی باشد،میل به ایجاد رابطه دگرگون ساز با محیط عینی بیشتر می گردد.نقش و ارزش یک تئوری مبارزاتی دقیقا بستگی به میزان راهگشایی عملی وتوان دگرگون سازی شرایط سیاسی –اجتماعی ان دارد. در بهم پیوستگی ارگانیک واقعیت،تئوری و تغییر ،انچنان سیستمی فراهم میاید که در پرتو ان میتوان هر تئوری و یا نظری را به محک کشید ه،توانائیهای درونی و میزان تاثیر گذاری آن را آشکار، محدودیت و کمبود های آنرا عیان ساخت. با چنین نگرشی میتوان به نقد و بررسی هر تئوری مبارزاتی و منجمله مقاله "ضرورت  مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء"نوشته رفیق کبیر پویان نشست و به باز نگری آن پرداخت.                         

مقاله مذکور جمعبندی مقطعی از بحث های درون گروهی (گروه رفقا احمدزاده –مفتاحی-پویان )است،مقطعی که هنوز سیستم نظری تئوری مبارزه مسلحانه  بصورتی کامل و همه جانبه یعنی (مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک)تدوین نگشته است .زیرا که هنوز مطالعه و بحث و تحلیل واقعییت اقتصادی-اجتماعی و سیاسی جامعه در جریان است.و هنوز تا جمعبندی نهایی راهی مملو از کنکاش و نواوری در پیش است ، اما همین جمعبندی مقطعی ،با برخورداری از دستاوردهای تحلیلی گروه و با ارائه سیستمی منسجم و مشخص ، تاثیری شگرف در راهگشایی مبارزاتی وایجاد رابطه دگرگون ساز ،ودر شروع عمل مسلحانه و اثبات درستی ان ،در جنبش نوین کمونیستی  و جنبش روشنفکری دهه پنجاه بر جای نهاد. و همین خصوصیت استکه جایگاه و نقش نظرات  رفیق پویان را بمثابه پله ای از تکامل سیستم نظری تئوری مبارزه مسلحانه  برجسته میسازد. پله ای که محورهای اساسی و مهم ان انتقال به دستیابی نظری همه جانبه و استراتژیک بعدی را ممکن و مقدور  میسازد. ایده های اصلی و درخشان "ضرورت مبارزه مسلحانه  و رد تئوری بقاء"سنگ بنای تئوریک "مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک "است . ببینیم چگونه؟        

با اندکی تعمق و کنکاش در اثر مذکور ،جنبه های گوناگون نگرش ان ،بعینه خود را اشکار میسازد. شرایط نگارش و سیستم تحلیلی ،ایده های اصلی و کانونی ان ،نتیجه گیری و راه حل ،ان جنبه هایی هستند که مکث روی انها و بررسی هر چند مختصر این موارد ،ضروری میگردد.                                                                                           

در شرایط دهه چهل جنبش نوین کمونیستی  با گرد اوری نیروهایش در محافل و گروه های متعدد به بازنگری شرایط اقتصادی –اجتماعی و سیاسی جامعه پرداخت و بمطالعه مارکسیسم-لنینیسم دست یازید ،تا از این میان راه اینده خویش را مشخص سازد. شرایطی که در ان ،مرزبندی جهانی مارکسیسم-لنینیسم انقلابی با رویزیونیسم خروشچفی و جنبشهای عظیم مسلحانه در سطح جهان و منطقه ،تلاطمی بزرگ در اذهان نیروهای انقلابی و جستجوگر ایجاد کرده بود. کمییت بالای محافل و گروه ها ،کیفییت کار تحلیلی و بررسی انها و ماهییت تلاش نظری انان با جهت گیری بسمت مارکسیسم-لنینیسم انقلابی ،از مشخصه های برجسته این دوره جنبش کمونیستی است. و این همه در بستری روی میدهد که کودتای امپریالیستی(امریکایی-انگلیسی)28 مرداد 32 در جامعه ما رخ داده است،اصلاحات امپریالیستی-شاهانه (انقلاب سفید)با بند های متعددش به اجراءدر امده است،مبارزات خودبخودی توده ها بویژه کارگران جرقه وار است و نمودی وسیع ندارد ،زیرا که دیکتاتوری نمایندگان امپریالیسم سد و مانع بزرگی در مقابل مبارزات خلق ایجاد کرده است،شکست جنبشهای سالهای 32-20و سالهای 42-39 همراه با بی عملی رهبران جبهه ملی و خیانت رهبری حزب توده تاثیرات مخرب خود را بر اذهان توده ها بر جای گذاشته و غیره .در چنین شرایطی گروه مذکور با دفاع از مارکسیسم-لنینیسم انفلابی ،دست به تعمق،تحلیل و راهیابی میزند.در پرتو این تلاشها ،تحقیقات و بررسی ها ،گروه به مفاهیم و مقولات تحلیلی تازه ای دست می یابد.انعکاس همین دستاوردهادر نوشته پویان مشهود و بارز است. او با اشاره ای گذرا به شرایط اقتصادی-اجتماعی جامعه ،بکار گیری مقولاتی چون :سرمایه داری کمپرادورو بوروکراتیک ،حاکمیت فاشیستی نمایندگان امپریایسم،اتکاءرژیم وابسته به سرکوب سیستماتیک و کنترل همه جانبه پلیسی،.....را مفروض دانسته و بدون اینکه وارد بحث و تحلیل اقتصادی گردد،به تحلیل شرایط سیاسی و موقعیت نیروهای طبقاتی  بویژه گارگران،بن بست مبارزاتی انان و راه برون رفت از ان می پردازد. ودر همین راستاست که مشی رفرمیستی و اپورتونیستی گروه ها و جریانات را بچالش کشیده و با تسلیم طلبانه و انحلال طلبانه خواندن ان ،به نفی انها میپردازد. در همین راستاست که عمده تا روی سخنش با گروه های مارکسیست-لنینیست است و انها را مخاطب قرار میدهدو درک متافیزیکی انان از تشکیل حزب طبقه و انقلاب را به سخره میگیردو اصل استدلالی انان مبنی بر پنهانکاری را لازم ولی نا کافی دانسته و شیوه انان را با تیز بینی نافی هدف ادعایی شان می داند.                               

وی با ارائه سیستم تحلیلی زنده و پویا ،نفی را با اثبات جایگزین میکند. عوامل علی (علت-معلولی)سنگ بنای استدلالش را تشکیل میدهد.موانع واقعی را برشمرده ،علت انرا ریشه یابی میکند و راه غلبه بر ان را نشان میدهد.با انگشت گذاشتن روی معضل واقعی جنبش کمونیستی یعنی عدم ارتباط استوار و واقعی بین پیشرو و توده ،بویژه کارگران ،مسئله را بصورتی صحیح طرح میکند.چرایی و علتهای وجودی چنین وضعییتی را عملکرد فاشیستی نماینده گان امپریالیسم،سرکوب سیستماتیک و کنترل پلیسی،تاثیرات مخرب شکست جنبشهای اجتماعی-سیاسی میداند که بصورت پندارهایی ذهنیت توده و بویژه کارگران را فرا گرفته است که نیرو و قدرت رژیم را مطلق و ناتوانی خود در رهایی از سلطه دشمن را نیز مطلق تصور میکند. "چگونه میتوان با ضعف مطلق در برابر نیرویی مطلق در اندیشه رهایی بود؟"دقیقا برای اینکه این محاسبه و این جو شکسته شود ،تا پیوند استوار و واقعی با توده طبقه کارگر بر قرار گردد چه باید کرد؟پاسخ میدهد که :"روشنفکر پرولتاریا باید از طریق قدرت انقلابی با توده طبقه خویش تماس بگیرد.قدرت انقلابی بین روشنفکران انقلابی و پرولتاریا رابطه معنوی بر قرار میکند و اعمال این قدرت در ادامه خویش به رابطه سازمانی می انجامد."پس قدرت انقلابی (قهر انقلابی) اعمال میشود تا نقش و عملکرد مطلق ها (1)را در عمل و در اذهان به مخاطره اندازد،تا خوداگاهی طبقه پیشرو را بدو باز گرداند،تا حمایت منفعل را به حمایت فعال بدل گرداند. " وحدت پیشاهنگان پرولتاریاوسازمانهای مارکسیست – لنینسیت هم جز این راهی راطی نمی کند" واین وحدت " درشرایطی صورت میگیردکه اعمال قدرت انقلابی درپروسه زمان به نقطه خود رسیده باشد " . وادامه میدهدکه " در راه تشکیل حزب طبقه کارگر  درستی هر خط مشی باکیفیت شیوه هایی که برای بقاء گروها و سازمانهای مارکسیست – لنینیست به نحوی رشد یابنده ، ارائه می کند سنجیده میشود . بقای گروها و سازمان هااز این نظر اهمیت دارد که اینها اجزاء بالفعل یک کل بالقوه اند . اما اگر این بقاء فاقدخصلت رشدیابنده باشد از پدیدآوردن یک کل منسجم رشد یابنده عاجز است ".و اصل پنهانکاری بمثابه تضمینی برای بقاء(حتی بقای منفعل ) را نا کافی دانسته و لازمه بقاءرشد یابنده و فعال را که بتواند ارتباط با توده طبقه کارگر بر قرار نماید –ارتباطی  که بتواند بر روح و روان طبقه و پراتیکش اثر بگذارد –را تعرض میداند ودر ادامه استدلاش نتیجه می گیردکه:" باین ترتیب نظریه" تعرض نکنیم تا باقی بمانیم " لزوما جای خود رابه مشی" برای اینکه باقی بمانیم مجبوریم تعرض کنیم " می دهد". در سیستم تحلیلی پویان – بویژه با توجه به نقل قول های آورده شده (2)- توجه به دو نکته حائز اهمیت اساسی است .                                

 - نکته اول : برای شکستن جو انفعالی و رکوردوخمودحاکم برمبارزات کارگران و توده ها، برای ایجاد رابطه استوار و واقعی با طبقه کارگر، برای تکمیل اصل پنهان کاری باقدرت آتش وتعرض، اعمال قهر انقلابی ضروری می گردد . برای تامین خصلت رشدیابنده بقاء، بقای فعال و پویا، برای تضمین ادامه کاری باهدف استمرار مبارزه سازمان یافته ، تئوری عدم تعرض که با حفظ خود مجبور به قربانی کردن  هدف ادعایی خویش  است ، نفی گشته و جای آنرااجبار به تعرض می گیرد . بنابراین ایده های  اصلی و اساسی نوشته اش یعنی   ضروری بودن  مبارزه مسلحانه  و رد و نفی  تئوری بقاء بمثابه امری گریزناپذیر ، بمثابه سنگ بنای تحیلیلی اش ، اثبات می گردد . در واقع بی مورد نیست که این محورها، برجسته و کانونی شده و بعنوان نتیجه گیری درخشان زینت بخش عنوان نوشته اش می شود .  در واقع" ضرورت مبارزه مسلحانه  و رد تئوری بقاء" با اثبات و تاکید بردرستی  عمل مسلحانه وپذیرش تئوری اعمال قهر انقلابی ، پله ای اساسی از تکامل تئوری مبارزه مسلحانه  را شکل میدهد،پله ای که با حرکت و عزیمت از ان فاصله نظری بین عمل مسلحانه تا جنگ توده ای طولانی طی میشود.   زیرا که پاسخی درست و مناسب به ضرورت های احتماعی زمان است.                                  .                                                                                                            

 - نکته دوم : این اثبات و تائید درستی بکارگیری قهر انقلابی برای شکستن بن بست های مبارزاتی ، در واقع با دیدی محدود و تاکتیکی باثبات میرسد ، زیرا هنوز نقطه نظرات گروه و روند مبارزه ایدئولوژیک محدویت های خود را اعمال می کند ، زیرا هنوز مبارزه مسلحانه  بمثابه آنتی تز نفی سلطه امپریالیسم ، بمثابه هم استراتژی و هم تاکتیک ( جنگ توده ای طولانی ) تدوین و تکامل نیافته و با دیدی استراتژیک جمع بندی نشده است . این امر با تلاش های بعدی گروه و جمع بندی درخشان رفیق مسعود احمدزاده (  مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک ) مادیت می یابد . بعلاوه نقشی که رفیق پویان برای اعمال قهر انقلابی قائل است ، عمده تا درخدمت بقاء رشدیابنده گروه ها و سازمانهای مارکسیست – لنیست بمثابه اجزاء بالفعل یک کل بالقوه ، بمنظور اتحاد آنهادر این روند، برای ایجاد رابطه استوار و فعال با طبقه کارگر و تبدیل حمایت معنوی آنان با سازماندهی  به حمایت مادی و نهایتا در خدمت  ایجاد حزب پرولتری قرار دارد . حزبی که بنابه گفته رفیق " نخستین تجلی بزرگ دیالکتیک مبارزه انقلابی است ". این برداشت و جمع بندی انعکاس درک گروه در مقطع نوشتن مقاله مذکورتوسط رفیق است که امرحزب پرولتری برای گروه بمثابه امری مشخص و نه کلی مطرح است ، درحالیکه درگام های بعدی مبارزه ایدئولوژیک ودر پله های بعدی تکامل فکری گروه ، ضرورت ایجادحزب پرولتری بادیدی وسیع تر ، باتبیین نقش پیشروی پرولتری درتاریخ ، باتبیین نقش وضرورت حزب درحفظ وتداوم انقلاب – اینکه کسب قدرت سیاسی بدون حزب وتوسط یک سازمان نیز میسر است  - وبطورخلاصه امرایجادحزب طبقه کارگربمثابه امری کلی ونه مشخص طرح وتئوریزه میگردد. اینکه وی بدرستی میگویدکه حزب پرولتری بمثابه " تجلی بزرگ دیالکتیک مبارزه انقلابی " در روندمبارزه مسلحانه ظهور می یابد، اینکه رفیق ماهیت رفرمیستی وانحلال طبانه درک وفرمول متافیزیکی مطالعه باضافه بقاء منفعل بعلاوه حداقل سازمان باضافه لحطه مناسب مساوی است باحزب طبقه کارگروحزب طبقه کارکرباضافه شرایط مطلوب مساوی است با انقلاب  رااشکارمیسازد، مواردی اند خدشه ناپذیرکه پراتیک جنبش عمومی – دمکراتیک سالهای 57وروندبعدی امورنیزدرستی انرااثبات کرده است . ولی هدف  مبارزه مسلحانه  راتنهادررابطه باایجادوتشکیل حزب طبقه دیدن درکی محدوداز تئوری مبارزه مسلحانه  است واین محدودیت ناشی از شرایط حاکم برگروه وحدپیشرفت مبارزه ایدئولوژیک درآن مقطع میباشد . اینکه" نخستین " تجلی دیالکتیک مبارزه انقلابی حزب طبقه کارگر باشدیامثلاجبهه ویاارتش خلق امری است که به چکونگی روندپیشرفت مبارزه انقلابی بستکی دارد. اماآنچه که آشکاربنظرمیرسداین است که ایجادوتشکیل حزب طبقه کارگریکی ازتجلیات دیالکتیک مبارزه انقلابی ویکی ازدست آوردهای مبارزه مسلحانه  توده ای طولانی می تواندباشدونه، تنها هدف یا نخستین تجلی آن. علیرغم این محدودیت هاکه برشمرده شد، ضرورت مبارزه مسلحانه  و ردتئوری بقاء دومحوراساسی جمع بندی درخشانی است که بمثابه خشت اول تدوین تئوری مبارزه مسلحانه  وراهگشای مبارزه انقلابی نقشی سترک درچنبش نوین کمونیستی  داشته است . این جمع بندی پله ای از تکامل تئوری مبارزه مسلحانه  راپی ریزی نموده است که درپیوندباعمل انقلابی گروه – چریکهای فدایی خلق – موجدآن عطف انقلابی دهه پنجاه درمبارزه طبقاتی جامعه ما  بوده است واثرات بزرگ آن کماکان بشکلهایی درجنبش  پابرجاست. و تاثیرات وتداوم نظرات پویان  در تکامل بعدی تئوری مبارزه مسلحانه در  اثر جاودان رفیق کبیرمسعوداحمدزاده (مبارزه مسلحانه هم استرا تژی هم تاکتیک ) نمایان وجاری است.این تداوم وجاری بودن نه بدلیل پیوستگی صرفا تئوریک بلکه درست بعلت انکه انعکاسی درست از واقعیات اجتماعی-سیاسی جامعه ماست ،محتوی و مضمون همواره زنده و پویایی را داراست.در شرایط جاری مبارزه طبقاتی در میهنمان ،نفی بقاءمنفعل ،تعرض و اعمال قدرت انقلابی،ان جوهره محتوایی نظرات پویان استکه کاربست ان از طرف پیشاهنگ واقعا انقلابی میتواند راهگشای مبارزه طبقاتی در شرایط سخت و پیچیده کنونی  باشد. اگر جامعه به جریانی سیاسی واقعا انقلابی ،با خصلت بقاءرشد یابنده و تاثیر گذار بر اذهان و پراتیک  طبقه کارگر و توده ها نیاز دارد،پس باید این گفته پویان اندیشیده و درک گردد که :"تحت شرایط موجود، شرایطی که در ان هیچگونه امکان دموکراتیکی برای تماس ،ایجاد اگاهی و سازمان دادن طبقه کارگر وجود ندارد ،روشنفکر پرولتاریا باید از طریق قدرت انقلابی با توده طبقه خویش تماس بگیرد. قدرت انقلابی بین روشنفکر پرولتری و پرولتاریا رابطه معنوی بر قرار میکند ،و اعمال این قدرت در ادامه خویش به رابطه سازمانی می انجامد. "

                                                                                                           یوسف – خرداد85                  

 

                                                                                                                                                                            

زیرنویس ها:                                                                                                                                  

 

  1- آیا درشرایط امروزی می توان ازحاکمیت تصورناتوانی وضعف مطلق توده هابرای نابودی رژیم وقدر قدرتی مطلق آن براذهان توده ها صحبت کرد ویا بعبارت دیگرآیا رکود وخمود برمبارزات توده ها حاکم است؟ پاسخ طبعأ منفی است. زیرا که علیرغم سرکوب شدیدا و وسیعا قهرآمیزومستمر جنبشهای توده ای و کارگری ازجانب رژیم جمهوری اسلامی، علیرغم کنترل پلیسی همه جانبه ومتداوم، علیرغم شکست وسرکوب  ویاهزیمت واضمحلال سازمانهای سیاسی ، روحیه پرخاشگرانه و اعتراضی و مبارزه جویانه  از سوی توده ها  ازبدو روی کارآمدن رژیم تاکنون بافرازونشیبهایی تداوم داشته ودارد. وجود مداوم جنبشهای کوچک و بزرگ توده ای وکارگری ، خلقها، زنان ، دانشجویان درسراسراین مدت دیگرجایی برای برداشت های آنچنانی باقی نمی گذارد. اما نباید فراموش کرد که عوامل وفاکتورهای چندی و باکیفیت دیگری کارکرد دارند. علاوه بر زور و سرنیزه و گلوله و کنترل پلیسی همه جانبه ومستمر، مذهب بمثابه عامل تخدیری درخدمت تداوم بقاء رژیم قراردارد و با عملکرد ریشه دار و کهنسالش سیستم  کنترل ایدئولوژیک و حتی پلیسی رژیم را از طریق ارگانهای خاص مذهبی (مانند مساجد و غیره) تحکیم و تقویت می کند و دراغفال توده ها به فرهنگ مسلط نقش بسزایی دارد. بعلاوه سازمان نیافتگی و عدم ارتباط و هماهنگی بین مبارزات توده ها  وبویژه کارگران وعدم وجود پیشاهنک انقلابی - بمثابه عاملی که وجودش درارتقاء مبارزات کارگران وزحمتکشان می تواند نقش اساسی ایفاء کند- از فاکتورهای مهم دیگرند که درمجموع بی علاقه گی سیاسی ، انفعال وموضع دفاعی را درمیان توده ها و کارگران موجب گشته اند . بیهوده نیست که در میدان خالی، کوتوله ها میدان دار می شوند و جریانات باصطلاح اصلاح طب و شخصیت های آنچنانی اظهار وجود میکنند که لزوما در جریان یک جنبش وسیع و مستمرتوده ای ، با خصلت تعرضی ،سازمان یافته و با رهبری انقلابی می بایست بمثابه طویله اوژیاس لایروبی شوند.

2- تمامی نقل قولها ازمقاله رفیق پویان " ضرورت مبارزه مسلحانه  و رد تئوری بقاء " برگرفته شده است.

                          

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت