در نودمين سالگرد انقلاب كبير اكتبر!

 

 

 

شباهنگ راد

در تاريخ جوامع‏ی طبقاتی رويدادهای مهم و دگرگونه‏سازی بوقوع پيوسته است كه هر يك از آنان بنوبه‏ی خود از مقام و جايگاهِ ويژه‏ای برخوردار می‏باشند. رويدادهائی كه باعث گرديده است چرخهی زمانه را به سمت جامعه‏ی انسانی و عاری از ظلم و تعدی به گردش آورد. يكی از آن وقايع و رويدادهای مهم تاريخی، انقلاب عظيمی بود كه در اكتبر 1917 در روسيه رخ داد؛ انقلابی كه جهان را به دو قطب كاملاً متضاد از هم تقسيم نمود؛ انقلابی كه به آن ختم گرديد تا كارگران و زحمت‏كشان برهبری حزب پر اقتدار‏شان قدرت را در دست گيرند و دنيای دلخواه‏ و انسانی را بدور از استثمار و اجحاف سرمايه‏داران و ظالمان حاكم برقرار نمايند. حادثه‏ی تاريخی كم‏نظير و دوران‏سازی كه تجلی خود را در شعارهای "زنده باد كمونيزم"، "زنده باد انقلاب"، "مرگ بر سرمايه" و مدافعين جوامع‏ی ناعادلانه و طبقاتی بنمايش گذاشت.

 

اكتبر پايان سلطه‏ی شوم سرمايه بر حياتِ محرومان و همه‏ی استثمار شوندگان در گوشه‏ای از جهان پهناور بود. بی‏گمان اهميت انقلاب كبير اكتبر و نتايج حاصله از آن در تاريخ مبارزات كارگران و زحمت‏كشان سرتاسر دنيا غير قابل انكار می‏باشد. دنيا در اين ماه شاهد به اهتزاز در آمدن پرچم و ايدئولوژی كمونيست‏ها، عليه‏ی ايدئولوژی سرمايه‏داران استثمارگر بود. طبيعتاً بروز چنين رخدادِ دوران‏سازی با مزاج و تمايلات سياسی مخالفين منافع‏ی كارگران و محرومان جهان، هم‏سوئی نداشت و آنانرا به تقلا انداخت تا بهر طريق ممكنه و در كوتاه‏ترين مدت، بار ديگر هم‏نوعان خويش را در اين سرزمين رها شده از قيود اسارت‏بار سرمايه‏داران، بر سر كار گمارند. بر اين اساس سرمايه‏داران و شكست‏خوردگان دست در دست هم، فعاليت‏های ضد انقلابی خود را صد چندان نمودند تا انقلاب اكتبر را از درون خاموش نمايند؛ امّا حزب بلشويك برهبری لنين قادر گرديد، با درايت و هوشياری تمام، سكان و گردونه‏ی مبارزات كارگران و زحمت‏كشان را با اتخاذ سياست‏ها و تاكتيك‏های اصولی منطبق با واقعيات به پيش ببرد و مُهری كوبنده‏، بر حقانيت ايدئولوژی پرولتاريا در برابر تفكرات و سياست‏های چپاول‏گرايانه‏ی سرمايه‏داران بكوبد.

 

انقلاب، در اكتبر 1917 به پيروزی نائل آمد و توانست تأثيرات بس عظيمی بر ديگر كشورها بر جای بگذارد و آويزه و آموزش دگر روشنفكران و كمونيست‏های سرتاسر جهان گردد. اگر چه انقلاب اكتبر در كشور واحدی به سر انجام رسيد و كارگران و زحمت‏كشان روسيه را از شر سرمايه‏داران مفت‏خوار نجات داد؛ امّا متعلق به همه‏ی كارگران و محرومان جهان بود. چرا كه اكتبر در پراتيك ثابت نموده است‏كه طبقه‏ی كارگر سراسر جهان از دشمن مشترك و از پتانسيل و انرژی بيكرانی برخوردار می‏باشند كه چنانچه از سياست صحيح‏ای پيروی نمايند و در زير چتر سازمانِ پرولتری قرار گيرند، دنيا را با دستان توان‏مندش به لرزه در خواهند آورد و تاج و تخت سرمايه‏داران را در انقلابی قهرآميز در هم خواهند ريخت.

 

بطور قطع امروزه می‏توان به‏مناسبتِ انقلاب كبير اكتبر دستآوردهای گرانبها و علل ناپايداری دراز مدت آنرا در مقابل جهان سرمايه‏داری و از زاويای گوناگون مورد بررسی و بازنگری قرار داد؛ می‏توان پيرامون تأثيرات و اهميت آن بر جنبش‏های رهائی‏بخش و ديگر انقلابات جهان به بحث نشست و بمنظور درس‏آموزی لازمه و كافی، از تجارب آن سود جست؛ امّا آنچه جدا از تمامی كمی و كاستی‏های آن، می‏توان در نودمين سالگرد انقلاب كبير اكتبر با بر جستگی و بدون كمترين تعللی فرياد بر آورد، آن است‏كه طبقه‏ی كارگر و زحمت‏كشان بدون مسلح به ايدئولوژی پرولتری و سازمان رزمنده و قوی‏ای كه قادر گردند حقوق به يغما برده شده‏ی‏شانرا از سرمايه‏داران باز ستانند، نا ممكن می‏باشد. انقلاب اكتبر به سهم خود نشان داد كه بدون حزب بلشويك و رهبری داهيانه‏ی لنين، جامعه مسير تغيير و باز گرداندن زندگی تلف شده‏ی كارگران و زحمت‏كشان نبود و هم‏چنان توسط سرمايه‏داران و مشاطه‏گران بورژوازی مسير انحراف و بردگی هر چه بيشتر را طی می‏نمود. بی‏دليل نبود كه لنين پس از ورود به روسيه در آپريل 1917 و در زمانی‏كه كرنسكی در فوريه همان سال بر مسند قدرت تكيه زد، در اوّلين اقدام سياست حزب را نسبت به دولت موقت كرنسكی به باد انتقاد گرفت و آنرا "نوكر بورژوازی" قلمداد نمود و با پايه‏گذاری مشی تازه و نوين، جهتِ سياست حزب را عليه‏ی دولت كرنسكی و به نفع كارگران و زحمت‏كشان تغيير داد.

 

لنين در آن‏زمان و در عرصه‏های متفاوت تلاش بسيار زيادی نمود تا مسير جنبش‏های اعتراضی را به سمت ضربه نهائیِ عليه‏ی دولت موقت كرنسكی سازمان دهد. مبارزه‏ی بی‏وفقه و پي‏گير با منحرفين و مدافعين بی‏و‏چون و چرای نظام سرمايه‏داری و اتخاذ سياست‏ها و تاكتيك‏های صحيح در شرايط بغرنج جامعه، تشريح و توضيح شبانه روزی ماهيت شوراهای تحت تسلط بورژوازی و ضرورت قهر سازمانيافته بمنظور كسب قدرت سياسی، همه و همه باعث گرديد تا حزب بلشويك، رهبری و هدايت دو شورای با نفوذ پتروگراد و مسكو را بدست گيرد و به موازات آن‏ها يكی پس از ديگری سياست‏ها و توطئه‏های دولت موقت را كه در صدد هژمونی كامل سرمايه‏داران در سرتاسر روسيه بود را ناكام گذارد.

به واقع جامعه‏ی روسيه در آن‏زمان در التهاب و تشنج بسر می‏برد و يأس، نا اميدی و تسليم‏طلبی نمود‏های خود را در عرصه‏های متفاوت بنمايش می‏گذاشت و مدعيان به اصطلاح منافع‏ی كارگران و زحمت‏كشان، فرمان عقب‏نشينی، مدارايی و سازش با دولت موقت را صادر می‏نمودند. در چنين دوران بلبشو و در هم ريخته‏ای بود كه  لنين و حزب بلشويك با ارزيابی صحيح و واقعی از اوضاع ناهنجار جامعه، سياست تعرض و سازماندهی انقلاب قهرآميز را در دستور كار خود قرار دادند و بدين طريق توانستند، نيروهای بی‏شماری را حول سياست‏های حزب گرد آورند.

حقيقتاً كه حزب بلشويك برهبری لنين در آن‏زمان و به اعتبار كار بست سياست‏ها و متدهای سازنده و كارساز قادر گرديد، اعتماد خيل عظيمی از نيروهای بالنده‏ی انقلاب و روشنفكران را بخود جلب نمايد و نهايتاً در نبردی قهرآميز، كارگران و زحمت‏كشان را پيروزمندانه از گره‏گاه‏های تاريخی سربلند و سرافراز بيرون بدر آورد كه به جرأت می‏توان تاكيد ورزيد كه بعد از گذشت 9 دهه از عمر آن، نه تنها تأثيرات و اهميت آن انقلابِ بی‏نظير از قلم و ذهن‏ها نيآفتاده است بلكه هر روزه در ميان آزاديخواهان و رهروان راه رهائی پر اعتبارتر می‏گردد. بی‏دليل نيست كه هر ساله كمونيست‏های سراسر جهان پا به پای كارگران و زحمت‏كشان، اين ماه بزرگ تاريخی و فرخنده را گرامی می‏دارند و بر حقانيت آن پای می‏فشارند.

 

متأسفانه و علی‏رغم وقوع چنين رويداد تاريخی بی‏نظير در سال 1917، در دنيای امروزی و با بازگشت جهان دو قطبی به دنيای واحد، ما هم‏چنان، شاهد ايده‏های بغايت انحرافی و گمراه كننده‏ای در صفوف نيروهای كمونيست می‏باشيم كه علل ناپايداری دراز مدت انقلاب كبير اكتبر را، به ايده‏های دگرگونه‏ساز لنين از ايدئولوژی ماركسيستی مرتبط می‏دانند؛ بدون آن‏كه بر اين موضوع واقف گردند كه انقلاب اكتبر بدون سياست‏ها و تاكتيك‏های نوين و صحيحِ حزب بلشويك  و لنين، به ثمر نمی‏نشست و قادر به دو شقه نمودن جهان واحد و برافراشتن پرچم كمونيزم در برابر قدرت  انسجام يافته‏ی سرمايه‏داران جهانی نبود.

به هر حال جدا از انتقادات بی‏مايه و تخريبی كمونيست‏های به اصطلاح مدافع‏ی كارگران و زحمت‏كشان نسبت به سياست‏های حزب بلشويك و لنين، آنچه را كه در نودمين سالگرد انقلاب اكتبر می‏‏توان، بدون كمترين تعللی بر آن اشاره نمود، اين است كه تا مادامی‏كه كمونيست‏ها و روشنفكران انقلابی، فعاليت‏های خود را، حول يك سازمان رزمنده، منسجم و عمل‏گرا سازمان ندهند، جنبش‏های كارگری – توده‏ای هم‏چنان در چنبره‏ی ندانم‏كاری‏ها و در دستان عناصر، نهادها و دارودسته‏های رنگارنگ مسلح سرمايه‏داران به انحراف كشانده خواهند شد و هزينه‏های بس مخرب و ناگواری را متحمل خواهند گرديد.

با اين اوصاف بار ديگر جای دارد تا ضمن بزرگ‏داشت جان‏باختگان اين رويداد مهم تاريخی بر اين نكته تاكيد شود كه هيچ انقلابی بدون تئوری انقلابی و سازمان مستحكم كمونيستی به ثمر نخواهد نشست و قادر به قطع سلطه‏ی شوم سرمايه‏داران از حيات و هستی كارگران و توده‏های ستم‏ديده  نخواهد گرديد. بنابراين با آگاهی و شناخت به چنين واقعيات روشن و مملوسی بر همه‏ی انسان‏های آزاديخواه و كمونيست‏هاست تا در جهت يگانگی و پايه‏ريزی سازمان دخالت‏گرا و تأثيرگذار در سطوح جامعه تلاش ورزند و تمامی توش و توان خود را در اين راستا بكار بندند. بی‏ترديد جنبش‏های اعتراضی كارگری – توده‏ای ايران هم به مانند همه‏ی جنبش‏ها و ديگر انقلابات رهائی‏بخش، در بستر و چنين مسيری بالندگی و شكوفائی خود را باز خواهد يافت و قادر به پاسخگوئی عملی هزاران مصائب و مشكلات دست‏ساز سرمايه‏داران جهان‏خوار و همه‏ی دست‏نشاندگان‏شان خواهد بود.

 

 

 

 

20 اكتبر 2007

28 مهر 1386    

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت