سازش زير پوشش اتحاد!
شباهنگ راد
تفاسير متنوعی از مقولهی اتحاد وجود
دارد. در اين ميان هر جريان و يا تشكلی در صدد است تا اين مقوله را بطور
عملی در چارچوبهی منفعت تنگ گروهی و جناحی
خويش توضيح دهد. مدتهاست كه در صفوف اپوزيسيون چپ خارج از كشور محتوای
اتحاد به مانند دهها مقولهی ديگر و در زير
خروارها اداراك و كاركردهای نادرست دفن گرديده است و هر كسی
میكوشد تا از بار واقعی آن بكاهد. همه با هر درك و نيتِ سوء و غير
سوءای، از اتحاد، يكدلی و يگانگی سخن میگويند و به ظاهر
بر اين باوراند كه بايد در مقابل دشمنان خويش متحد شوند؛ بدون اينكه به اهداف و
منافعی فراسازمانی و تشكلی باوری
عميقی داشته باشند؛ بدون اينكه بیانديشند، آن اتحادی هدفمند
و ثمربخش خواهد بود كه قادر گردد، نا خالصیها را هر چه بيشتر پس زده و بر
ميزان خالصیها در درون جنبشهای انقلابی بیافزايد.
مبارزات تودههای ستمديده در دو سه دههی اخير
از فراز و نشيبهای گوناگونی عبور نموده است و از تجارب بسيار منفی
و غير كارسازی در عرصهی اتحاد
برخوردار میباشد. بدون اغراق میتوان اشاره نمود كه در اين حوزه ما
شاهد تفكرات بغايت منفعتطلبانه، گذری، اغتشاشگونه، مأيوس كننده، نا
موفقيتی و نا اميدی به بهانهی اتحاد بودهايم؛
اتحادی كه در بطن خود فاقد استانداردهای ابتدائی بمنظور پرش به
جلو و انسجام و يگانگی بود. طبيعتاً ريشهی اين
انديشهها، به عواملی همچون دوری از مبارزهی حاد و
مستقيم طبقاتی و به تبع از آن، از دركِ غير مسئولانه و غير
متعهدانهای نشأت میگيرد كه اتحاد صفوف نيروهای خارج از كشور
را، نه آزاد سازی انرژیهای جمعی بمنظور تحركی
وسيعتر و همهجانبهتر بل در هويت بخشيدن به جمع محدودِ سازمانی و
گروهی خويش مینگرند. يكی ديگر از اين تجارب تداخلگونه، ناموفق
و منفی را میتوان به سمينار كلن 2007 نسبت داد. سميناری كه
بنوبهی خود از تركيب نا مناسب و تراكم
سخنرانان روبرو بوده است؛ سميناری كه تلاش نموده است "همه" را در
زير يك سقف گرد هم آورد؛ سميناری كه موضوعات تعيين شده ربط مستقيمی با
بزرگداشت زندانيان سياسی نداشت و بالاخره سميناری كه فاقد
سازماندهی لازمه به منظورِ انجام چنين حجمی از كار بوده است.
البته گرامیداشت و پاسداری از هزاران انسان صديق و
زندانيانی كه جان خود را فدای انقلاب و منافعی تودههای
زحمتكش نمودند، همواره از ضرورتهاست. بنابراين بر هر فرد و هر تشكلیست كه
جنايتكاریهای سران حكومت را به دنيای بيرون اعلان نمايد و به
سهم خود توضيح دهد كه چه بر سر فرزندان محرومان در درون زندانها آمده است. اگر چه
آن لحظات و آنروزها در تاريخ به ثبت رسيده است و فراموش ناشدنیست؛ امّا
بايد همواره آن جانبازیها و مقاومتهای انسانهای آشتی
ناپذير را در هر سطح و ميزانی توأم با خط فاصلهای روشن پاس داشت.
بطور قطع انجام چنين گرامیداشت صحيحای مستلزم آن است تا بطور
دقيق بر اهميت و موضوع كار اشراف كامل داشته باشيم و مانعی بهرهبرداریهای
سياسی جرياناتِ متفاوت و عناصر نا سالمِ انقلاب گرديم.
با اين اوصاف سمينار كلن امسال بنوبهی خود میتواند
معياری باشد تا بار ديگر با تفكرات بعضاً جرياناتی كه اتحاد را نه از
زاويهی بالندگی فعاليتهای
عملی نيروهای كمونيست و مبارز بل در چارچوبهی منافعی
تنگ و باريك گروهی خويش، دست در دستِ تفكرات راست و غير مسئول دادهاند، آشنا
گرديم و نشان دهيم كه چگونه منافعی حقير آنان با
منفعتِ جنبشهای انقلابی در تخالف هم قرار گرفته است؛ نشان دهيم كه
چگونه آنان آگاهانه كوشيدهاند، مرزهای معين و ثبت شدهی
فيمابين جريانات و عناصر سالم و نا سالمِ انقلاب را، در هم شكنند.
يكی از اين جريانات شركت كننده در سمينار كلن "چريكهای
فدائی خلق" بودند كه با حضور فعال خود به اغتشاش طبقاتی
دامن زدهاند و با نيروها و عناصرئی وصلت نمودهاند كه سوابق و كارنامهی "درخشان"
سياسی و ارتباط كنونیشان با تفكرات بغايت راست و در مخالفت با
زندانيان سياسی مقاوم، پوشيده نيست. سئوال كليدی اين است كه چرا
"چريكهای فدائی خلق" خارج از كشور، استانداردهای
سياسی خود را در هم ريخته و علناً از خط قرمزها عبور نمودهاند و در كنار هر
كس و نا كسی و به بهانهی گرامیداشت
زندانيان سياسی، پای عناصرئی را به اين ور جنبش باز نمودهاند
كه فاقد صلاحيتهای حداقل میباشند؟ چرا آنان گام به گام، از منش و
تفكر آن رفقای گرانقدر، مصمم و سازش ناپذير فاصله گرفتهاند و شرمگينانه
تلاش میورزند تا اعمال نا صحيح خود را به پای تئوری ظفرنمون و
گذشتگان واريز نمايند؟ چرا يكبار هم شده تلاش نمیوررزند تا جايگاه
واقعی و باورهای حقيقی خود را با صراحت تمام به دنيای
بيرونی اعلان نمايند و بيش از اين افكار عمومی را به انحراف نكشانند؟
چرا در دنيای آشفته بازار سياسی خارج از كشور، خود را به دست حوادث و
فضا سپردهاند و در مقابل آنها سر تعظيم فرود آوردهاند و به اغتشاش جايگاهِ دو
عنصر و دو نيروی متضاد، دامن میزنند؟ و ...
بدون شك پاسخ صريح و روشن به سئوالات فوق میتواند پردهی ابهامات
و نادرستیها را كنار زند و همه را از انتظارات بیجا از
"چفخا" بر حذر دارد.
كاملاً روشن است هنگامیكه يك جريان سياسی مدعی مدافعی تودههای
ستمديده، آگاهانه خود را از مدار اصلی مبارزهی طبقاتی
خارج میسازد و زندگی سياسی خود را در مكان غير خودیها
تعيين مینمايد، بروز چنين انحرافات و فاصلهگيری از معيارها و پرنسيبهای
اصيل و اصولی به امری طبيعی مبدل میگردد.
نمونههای بسيار فراوانی در تاريخ وجود دارد و میتوان بدانها
رجوع نمود و نشان داد كه در چنين شرايطی هيچ چيزی بر سر جای خود
قرار ندارد و جوهرهی كار و محتوا با شكلها و فرمها بی
تناسب گرديده و درهی عميقی فيمابين آنها فاصله بوجود
میآيد؛ میتوان نشان داد كه چگونه صفوف انقلاب و ضد انقلاب، توسط
جريانات گوناگون، در هم ريخته میشود و سياست "همه با هم"، جايگزين
اتحاد نيروهای انقلاب میگردد؛ میتوان نشان داد كه چگونه
گفتههای چپ و راديكال با اعمال و كردار، در مقابل هم عرض و اندام
مینمايند!
در اسناد موجود میباشد و در جنبش كمونيستی ايران به ثبت رسيده
است كه پايههای فكری تئوری مبارزه مسلحانه را پراتيك تشكيل
میدهد. تئوریای كه در دوران اختناق و سركوب لجام گسيخته توانست،
حقانيت و مُهر خود را بر روی جنبشهای اعتراضی – تودهای بكوبد
و دشمنِ مسلح را به چالش عملی كشاند. در اسناد موجود میباشد كه چريك
در فرهنگ و ادبيات كمونيستی و جنبشهای مسلحانه به معنای عنصر
سياسی – نظامی تعريف میگردد و میبايست همواره در كش و
قوسهای طبقاتی و در جنگ رو در رو با دشمنان سركوبگر، در صف اوّل
مبارزه قرار گيرد. امّا متأسفانه بيش از دو دهه است كه نقش عنصر چريك در مبارزهی حاد
طبقاتی و در درون جامعه خالیست و نيروی مدافعی اين
تئوری يعنی "چريكهای فدائی خلق"، نه تنها
دهههاست كه در عرصهی عمل بر يگانه روش مبارزاتی خط
بطلان كشيدهاند بل در حوزهی نظری هم
به يك نيروی غير فعالِ خارج از كشور تبديل گشتهاند كه خود اين امر باعث
گرديده است، آنانرا به عقبهی سياستهای
حاكم بر جامعهی خارج از كشور تبديل سازد.
واقعيت اين استكه "چريكهای فدائی خلق" خارج از كشور
آگاهانه شروط اوليهی يك عنصر چريك را به كنار نهادهاند و
به تئوری گذشتگانی لم دادهاند كه با واقعيات امروزیشان هيچگونه
تطابقی ندارد؛ آنان بر پايههای نظریای تكيه زدهاند كه
با كردار و اعمال گذشتگان، درهی عميقی
فاصله دارد. بر اين اساس در محيط انتخابی خود، كاری به گذشته و مضمون
و ماهيتِ سياسی ديگر شركت كنندگان در سمينارهايی همچون سمينار كلن
ندارند. چرا كه نخواستهاند مضمون فعاليتِ خود را با جايگاه فعلیشان به
دنيای بيرون و با صراحت يك چريك فدائی اعلان نمايند؛ چرا كه هدفشان
آزاد سازی انرژی جنبشهای انقلابی نيست؛ چرا كه قصدشان بر
آن است، از هر امكان و موقعيتی سود جويند تا خود را "سراپا" و
"زنده" نگه دارند؛ چرا كه باور آنچنانی و عميقی به پرنسيبهای
صحيحِ ابداع كنندگان تئوری جنبش نوين كمونيستی ندارند.
طبيعتاً جريانی كه تلاش میورزد اسلوبهای كاری خويش
را بر اساس منافعی تنگِ سازمانیاش پايهريزی
نمايد، هرگز قادر نخواهد گرديد در جهت خالصی جنبشهای اعتراضی و
بارآوری اتحادها و آزاد سازی انرژی نيروهای خارج از كشور،
گامهای عملیِ موثر و مثبت بر دارد.
با اين اوصاف در چارچوبهی فكری
"چفخا" خارج از كشور، اتحاد و گردهمائیهايی همچون
گرامیداشت زندانيان سياسی، انجام وظيفه و تكليفیست كه
میبايست فارغ از محتوای آن و با بده و بستانهايی برگزار گردد؛
چرا كه میبايست حضور به هم رسانند و حياتِ بیروح و بیمايهی خويش
را در دنيای اپوزيسيون خارج از كشور اعلام نمايند.
بنابراين نيازمندِ چنين اتحادهای "پر سر و صدا"هائی میباشند.
بطور قطع هنگامیكه چنين انگيزهی بغايت
انحرافی و منفعتطلبانهی گروهی در
دستور كار قرار میگيرد، تركيب افراد و گذشتهی سياسی
اين و آن، باوری عميق و ناباوریشان به هزاران انسان صديقی كه
توسط جانيان بشريت جانشانرا از دست دادند، علیالسويه به حساب خواهد آمد.
كاری كه "چفخا" عليرغم آگاهی بدانها پای به ميدان
گذاشته است و براستی كه در اين زمينه و با حضور برجسته و فعال
خود توانسته است تمامی آن سنگ بناها و ديوارهای ضخيم و صحيح را فرو ريزد
و به تهطير انسانهایی در صفوف نيروها و عناصر مدافعی جنبشهای
انقلابی بپردازد كه مجدداً نيازمند توضيح و روشن سازی ماهيت و گذشتهی نا
سالم و غير انقلابی بعضاً شركت كنندگان در سمينار كلن 2007، از جانب مدافعين
راستين انقلاب میباشد.
"چريكهای فدائی خلق" امروزه خود را در دو راهی
بزرگی قرار دادهاند. بايد در دنيای بلبشوی سياسی خارج از
كشور مواضع و بنيانهای فكری خود را با صراحت تمام در زمينهی اتحاد
با ديگر جريانات و عناصر مخالف و روشنفكرانی همچون "شعراء"،
"فعالان سياسی"، "طنزگويان" و جريانات مختلفِ
سياسی باز تعريف نمايند و از دو گانگی در رفتار و كردار دوری
جويند و بيش از اين خاك به چشم كارگران و زحمتكشان نپاشند.
طبيعتاً چنين تصوری نمیتواند جايز باشد كه "چفخا" با
چشمان بسته و بدون شناختِ لازمه و كافی از اين و آن، وارد چنين اتحاد و
برگزاری گرامیداشت زندانيان سياسی در كلن گرديدهاند؟ كاملاً
میدانستند و آگاه بودند كه تعدادی از سخنرانان از زمره مدافعين "تودهای"ها
و "اكثريتی"هايی بودهاند كه در دستگيری زندانيان
سياسی دههی 60 نقش داشتهاند و باعث از دست رفتن
صديقترين فرزندان خلق گرديدند. میدانند در آن ميان عناصرئی از تربيون
سمينار سود جستند كه در زمان و مكانِ ديگری يادِ بختيار جنايتكار را هم
گرامی داشتند. میدانند كه در ميان سخنرانان عناصريی بودند كه آشكاراً
و علناً مقاومت زندانيان سياسی را نادرست دانسته و آن كمونيستها و مبارزين
از دست رفته را مورد سرزنش و نكوهش قرار دادند و بالاخره میدانستنند كه در
ميان سخنرانان كسانی بودند كه تعلق سياسیشان با مدافعين منافعی
كارگران و زحمتكشان، تفاوتِ فاحشی دارد. در حالیكه تريبون كلن "مقصود"ش
بر آن بود تا ياد آن مبارزين و مقاومينی را پاس دارد و سخنگوی
كسانی باشد، كه مرگ را، بر ننگ و خواری ترجيج دادند. بنابراين تصور
عنصر آگاه و صديق انقلاب بر آن نيست كه "چفخا"ی خارج
از كشور گنگ و مبهم و نا آگاه، در كنار صندلی چنين عناصر مخرب، مدافعی سيستم
سرمايهداری و لگدمال كنندگان ارزشهای كمونيستی و انسانی،
نشستهاند.
"چريكهای فدائی خلق" خارج از كشور، هدفشان نا روشن
است؛ به دليل اينكه نمیخواهند تعريفی حقيقی از خود و منطبق با
محيط زيستیشان ارائه دهند. لم دادهاند بر نام و فداكاریهای
گذشتگان. قصدشان بر آن است تا ابد خود را با اين تعين ِ بناجا، به دنيای
بيرون معرفی نمايند و از قبل ِ گذشته، امورات روزمره و مشغوليات سياسی
خود را سپری نمايند. قصد آنان بر آن است تا آنجائیكه در توان دارند منافعی
گروهی – شخصی خود را بر مصالحی تئوری
ظفرنمون و جنبشهای انقلابی ارج نهند و حاضر به توضيح
تفاوتهای بنيادی خود با گذشتگان نيستند. زمانی بود كه نام
سازمان و چريك لرزه بر اندام دشمنان كارگران و زحمتكشان میانداخت، امروزه توسط
آنان به تابلوی بی بو و بی خاصيتی تبديل گشته است كه به منظور "زنده" نگهداشتن و "هويت"
بخشيدن به بی عملی خود، با سرعت به سمت هر بوی مشمئز كننده و
تداخلگونهای خيز بر میدارند.
با اين اوصاف همهی مدافعين راستين تودهها و زندانيان
سياسی كمونيست و مبارز مقاوم بايد بدانند كه اتحاد از هر قماش و رنگی
در خدمت به بالندگی و بُرندگی فعاليتهای نيروهای موجود
در خارج از كشور نيست. بايد بدانند كه تنها با تبيين دقيق هر موضوع و انتخاب ابزار
متناسب با آن استكه بر شفافيت فعاليتها خواهد افزود و روحيهی سازندگی
و تعرضی را دو چندان خواهد نمود. انجام وظيفه به هر جهت و آنهم با هر عنصر
غير باور به تغيير مناسبات بنيادی جامعه، از زمره خطاهای بس
بزرگی تلقی میگردد كه جبران آن نيازمندِ كاری عظيم است.
اگر "چريكهای فدائی خلق ايران" در شرايط كنونی
قادر به ساختن پلهای جديد بمنظور برون رفت از دشواریهای
مبارزاتی نيستند، همت نمايند تا پلهای ساخته شده توسط ديگران را
تخريب ننموده و باعث تلفات و لطمات جدی بيش از اين در ميان نيروهای
خارج از كشور نگردند. اتحادی كه صفوف طبقاتی را مخدوش نمايد و آگاهانه
تلاش شود تا بر كردههای نا صحيح و غير انقلابی عناصر، سرپوش بگذارد،
هرگز قادر نخواهد گرديد، تأثيرات مثبت و مناسب در آشفته بازار سياسی خارج از
كشور بر جای بگذارد. دامن زدن و تن دادن به چنين رويكردهايی به
معنای ناديدهگيری مصالح آنانیست كه جان خود را در راه انقلاب
رهائیبخش خلقهای ايران فدا نمودند. بنابراين وظيفهی هر
عنصر آزاديخواه و مردمیست تا در هر شرايطی صفوف خود را با مخالفين
طبقاتی كارگران و زحمتكشان تميز دهند و از تطهير وادادگان سياسی در
درون و بيرون از زندان، خوداری ورزند و پرچمدار و مبلغ ايدههای
زندانيان سياسی كمونيست و مبارزين راستينی باشند كه در سختترين و
دهشتناكترين شرايط از اعتقادات راسخ خود پا پس نكشيدند و همواره بر خط فاصل خود
وفادار ماندند. وظيفه و كاری كه "چفخا" در سمينار كلن از آنها
اگاهانه فاصله گرفته است.
16 شهريور 1386
7 سپتامبر 2007
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ