سركوب زنان تحت عنوان ترويج "فرهنگ عفاف و
حجاب"!
شباهنگ راد
جمهوری اسلامی بار ديگر يورش جديدی را به زنان ايران سازمان
داده است. مسئلهی "حجاب" زنان كه به قدمت سران حكومت بر میگردد
همچنان به عنوان معضل لاعلاج، هر از چند گاهی و به بهانههای گوناگون
در دستور كار سركوبگران رژيم جمهوری اسلامی قرار میگيرد. بخشنامه
و تبصره وضع مینمايند تا سياستهای ارتجاعیشانرا بر زنان
ايران تحميل نمايند. روشن استكه جمهورِی اسلامی در اين مدت عليرغم
كار بست زور و سركوب نتوانسته است تا كاملاً سياستهای بغايت ارتجاعی
خود را نسبت به زنان پياده نمايد. در اين مدت اوباباشان خود را به ميدان فرستاد و
بر سر و صورت زنان و دختران "بی حجاب" اسيد پاشيد تا مانعی
پوشش دلخواهی آنان گردد. بواقع كه انتخاب نوع لباس تحت حاكميت رژيم
جمهوری اسلامی به خودی خود، به مشكلی بزرگ برای
زنان تبديل گشته است. رژيم جدا از زنانه و مردانه نمودن اماكن عمومی و
اتوبوسها قصد دارد تا ادارهجات را هم زنانه و مردانه نمايد و همچنين "يونيفورم"
انتخابی و تحميلی خود را بر تن زنان كند!!!
بدنبالهی چنين سياستی اخيراً شورای فرهنگ عمومی كه
رياست آنرا «صفار هرندی» وزير فرهنگ و ارشاد رژيم جمهوری
اسلامی بر عهده دارد، طی ابلاغيهای به وزارت كار، اين وزارتخانه
را موظف كرده است تا: "زمينههای اختلاط زنان و مردان
را در محيطهای كاری از ميان بر دارد و همچنين موظفند تا چيدمان
مبلمان اداری را طوری طراحی كنند كه حدود شرعی بين زن و
مرد رعايت شود و همچنين از به كارگيری معماری Open
پرهيز كنند چرا كه اين نوع معماری باعث اختلاط بيشتر زنان و مردان میشود".
اين چه نقشه و سياست ارتجاعیست كه رژيم قصد دارد آنرا در ادارهجات
دولتی پياده نمايد. كافیست يك لحظه در ذهن خود تصور نمائيم كه چنين
سياستی در جامعهی ايران متحقق گردد. آنوقت متوجه خواهيم شد كه چه فاجعهای
در انتظار زنان میباشد. در گذشته زنان و دختران را از بعضی دروس تحصيلی
و دلخواهی خود محروم نمودهاند؛ بر سر و تنشان لباسهای مورد پسند
خود را كردهاند؛ برایشان پارك زنانه داير نمودهاند؛ تاكسی زنانه
براه انداختهاند و صدها محدوديت و تضييقات ديگر تراشيدهاند تا بقول خويش
بتوانند، جامعه را "سالم" و "پاك" نگه دارند و بدنبالهی
آن بر آنند تا بمنظور هر چه "سالم"تر نگه داشتن جامعه، ارتباط و اختلاط بين
زنان و مردان را قطع نمايند. كدام منطق و شعوری میتواند چنين
سياستی را مورد تأئيد قرار دهد و آنرا در جهت شكوفائی جامعه به حساب
آورد؟ جامعهی مبتنی بر انسانيت كاملاً با چنين منش و روشی
مرزبندی دارد. رشد و بالندگی هر جوامعی انسانی، نيازمند
ارتباط و اختلاط انسانها – جدا از قائل شدن جنسيتشان - در عرصههای متفاوت
اجتماعیست؛ امّا در مناسبات تعريف شدهی رژيم جمهوری
اسلامی همه چيز جهت عكس را طی مینمايد و بر اين اساس لازم و
جايز میباشد تا ارتباط و اختلاط انسانها را قطع نمود و در ادارهجات
دولتی بين زنان و مران پردهی "نجابت" كشيد و مضافاً اينكه به بنابه گفتهی «فرشته ساسانی»
مشاور وزير كشور، رژيم قصد دارد از ميان "14 مدل
لباس ارائه كه فقط 2 مدل از اين لباس انتخاب و مصوب شد" را بر
تن زنان، در دوائر دولتی نمايد تا پروندهی تعرض به زنان با شرايط
امروزی تكميل گردد. هيچ جوامعی متكی بر حقوق انسانی و
بشری، مدافعی چنين قوانينی نيست. اين توهينِ و تحقير آشكار به
زنان و مردانیست كه در دوائر دولتی ايران مشغول به كاراند.
حقيقتاً كه انسان در فرهنگ و چارچوبهی رژيم جمهوری اسلامی بعنوان
عنصری بیاراده و بی كنترل تلقی گشته و میبايست از
جانب دولتمردانِ "پاك" و "منزه"، به راه "راست" هدايت
شود!! بايد ديوار بين جنسهای مخالف كشيد تا مباداً "فرهنگ غير
اخلاقی" در ابعادی "خانماسوز" جامعه را فرا گيرد؛ چرا
كه دولتمردان قصد دارند "فرهنگ اصيل و نابِ" مدافعين نظام ظالمانه را
در سطوح جامعه پياده نمايند. اگر چه ابعاد اين فجايع شامل حال ادارهجات
دولتی نگرديده و بنابه دستورالعمل شورای فرهنگی، وزارت راه هم ملزم
به نصب "تابلوهای راهنما با محوريت عفاف" در
جادههای ايران میباشد!!!
عجب دنيایی را قصد دارند برای زنان بسازند. تصور سران حكومت
بر آن است كه میتوانند با تصويب قوانين رنگارنگ ضد انسانی توأم با
سركوب و بگير و ببند، جامعه را هر چه بيشتر تحت كنترل خود در آورده و مانعی
اعتراضات تودهای گردند. واقعيت اين استكه فقر بمانند هيولايی خانمانبرانداز
آنچنان رو به افزون استكه ديگر تهيهی ابتدائیترين نيازهای
اوليهی زندگی برای ميليونها انسان به كالای لوكس و دست
نيافتنی تبديل گشته است. وجود ميليونها جوان بيكار و متعاقباً گرانی
روبه افزون و عدم امنيت شغلی و غيره باعث گرديده است تا خيل عظيمی از
نيروی سازندهی جامعه به كارهای ناخواسته تن در دهند. سالهاست
كه جامعهی ايران، غرق در مصائب اجتماعی دستساز زورمداران است. فساد
و فحشاء بدليل نداری در ابعادی غير قابل باور رو به بالاست. در بستر
چنين شرايطِ دردناكی جامعهی ايران را میتوان در دو تصوير
كاملاً متضاد بين ثروتمند و فقرا مشاهده نمود. اين رژيم، عامل و مسببِ اصلی
ناهنجاریهای احتماعیست. اين رژيم قصد دارد تا با تصويب قوانين
و لوايحی ارتجاعیای همچون مبارزه با
"بدحجابی" و "ترويج فرهنگ عفاف و حجاب" جامعه را "سمزدايی"
نمايد!!! بر اين اساس استكه قانون وضع مینمايد و معترضين و مخالفين به وضع
موجود را به بند میكشد تا سياستِ سركوبگرايانهی خود را بر ميليونها
انسان محروم حقنه نمايد. بيدليل نيست كه زنان و مردان ستمديدهی ايران دهههاست
بر عليهی بیعدالتیهای موجود دست به اعتراض زده و
خواهان حقوق و مطالبات به يغما برده شدهی خود میباشند. به جرات
میتوان گفت كه روزی نيست در اقصا نقاط كشور ما شاهد كشاكش و
روياروی زنان و مردان با مدافعين نظام امپرياليستی حاكم بر جامعهیمان
نباشيم. حقيقتاً كه اوضاع در پائين آنچنان آشفته و وخيم میباشد كه
بالايیها را بمنظور كنترل هر چه بيشتر و حفظ درازمدت نظام
امپرياليستی به جان هم انداخته است. سران حكومت قصد دارند تا بهر طريق ممكنه
بر فضای ناهنجار جامعه تسلط يابند. بر همين مبنا برای مردم خط و نشان
میكشند و گشتهای متفاوت سركوب براه میاندازند تا بر
سلطهیشان تداوم بخشند. روشن استكه الفاظ و تهديدهايی همچون
دستگيری، تبعيد و مجازات، برای تودههای ستمديده تازگی
نداشته و زنان و همهی محرومان جامعهیمان از آغاز سر كار آمدن رژيم
جمهوری اسلامی با آن دست به گريباناند و كاملاً با چنين لحن و
زبانی آشنا میباشند.
عرف و منافعی امروزی دولتمردان رژيم جمهوری سلامی
حكم میكند تا تحت عنوان مبارزه با "بد حجابی"، جامعهی
ايران را از زنان "هنجارشكن"، "سمزاديی" و "متخلفين"
را تبعيد و مجازات نمايند. نزديك به 30 ساله استكه رژيم جمهوری
اسلامی چنين اعمالی را در حق تودههای معترض روا داشته است.
رژيم جمهوری اسلامی مترداف است با زور و خشونت. اين رژيم همواره و هر
زمان و هر روزه در حال هر چه تيزتر نمودن شمشيرهای خود میباشد. جمهوی
اسلامی حاصل بحران، سازش و سركوب میباشد و ماشين توليدِ فقر و
ناهنجاریهایاش با سرعت غير قابل باوری در حركت است.
نمیتوان بمنظور كنترل اوضاع و با تهديد و ارعابِ زنان و تودههای ستمديده،
تا ابد بر كرسی زور لم داد و با اراجيفی همچون پایبندی
به "عرف جامعهی اسلامی" زمينههای يورش به زنان را
هر چه بيشتر فراهم نمود و همچنين به بهانهی پايان بخشيدن به اغفال جوانان
از شر زنان "هنجارشكن"، تهران را "سمزدايی" نمود!!!
جمهوری اسلامی میخواهد تحت پوشش مبارزه با "بدحجابان"
سياستِِ ديرينه و ارتجاعی "يا روسری يا توسری" خود را
كاملاً جامهی عمل بپوشاند. در پی چنين سياستی و با ابلاغ
شورای فرهنگی به وزارات كار است كه طی چند روز گذشته همه به
نوبت به ميدان آمدهاند و در اين ميان دادستان تهران هم فرصت را غنيمت شمرده و
بنابر خوی ضد انسانیاش طی مصاحبهای اعلام مینمايد
كه: "اين يك امر مسلم و منطقی است كه ما بايد از
پاييخت كشورمان سمزدايی كنيم يعنی جمعيت اسلامی كه در تهران
است اگر ما به يك نهر زلالی تشبيه كنيم حتماً نياز به سمزدايی دارد و
اين كار بايد مستمر باشد چون اينگونه جرايم در هر ماه و هر روز ممكن است رخ
بدهد".
براستی كه میتوان بر نگاه و منطق جمهوری اسلامی
پيرامون هزاران معضل و مصائب اجتماعی موجود در جامعه پی برد. حاكمان
ثروتهای طبيعی مملكت را با چنگ و دندان در دستان خود قبضه نمودهاند
و از تمامی امكانات سود میجويند تا بر آسايش و آرامش خود
بیافزايند؛ در عوض سازندگان اصلی جامعه مجبوراند به هر دری
بزنند تا حداقل نانِ بخور و نميری عايدشان گردد. وجود هزاران كودك كار
خيابانی، فرار دختران جوان از خانه و كاشانهیشان و تن دادن به
كارهای ناخواسته نمايانگر تصوير دردناك جامعهی ايران میباشد. روشن
استكه علل و زمينههای "هنجارشكنان" و دهها مورد مشابه، در
نداری انسانها نهفته میباشد و جمهوری اسلامی هم به
عنوان مدافعی نطام امپرياليستی، بانی و مسبب اصلی
تمامی بلايای اجتماعیست. طبعاً رفع همهی آنها منوط به بر
كندن سلطهی بانيان اصلی آن میباشد. جمهوری اسلامی
بنابه ماهيتاش قادر به ريشهكن نمودن "هنجارشكنان" نيست؛ چرا كه خود
زادهی هزاران بلايا و ناهنجاریهای اجتماعیست. مخالفتها
و پراتيك مبارزاتی زنان و همهی ستمديدگان نشان داده است كه سران
حكومت با تصويب بخشنامهها و تبصرهها نمیتوانند بر اوضاع ملتهب جامعه
غلبه يابند و حاكميت ننگينشان را پايدار تلقی نمايند.
در اين ميان تودههای ستمديده و زنان خواهان جامعهای آزاد و
فارغ از ناهنجاریهای اجتماعیاند. دهههاست كه خواستههای
قلبی و درونی خود را در اعتراضات متفاوت بنمايش گذاشتهاند. اين جامعهی
دستساز سرمايهداران وابسته و جيرهخوارانشان میباشد. زنان و مردان ايران
مدافعی حقوق تعريف و ديكته شدهی سردمداران حكومت نمیباشند و
كاملاً با آنها سر ستيز دارند. زنان بهمراه همهی ستمديدگان
میخواهند تا خود و بنابه تمايلات و دلخواهی خود نوعِ لباس و تحصيلات
خود را انتخاب نمايند. اين ابتدائیترين خواست انسانها در هر جوامعی
بشریست. ديوار كشيدن و جداسازی آْنان با جنسهای مخالف كه رژيم
جمهوری اسلامی در صدد پياده نمودن آن در ادارهجات دولتی
میباشد، توهين و تحقير به بيش از نيمی از نيروی فعال جامعه تلقی
میگردد. اين خواست و سياستِ حاكمان است و زنان با چنين جداسازیهایی
و بر تن كردن "يونيفورم" انتخابی سران حكومت مخالفاند. اينها
برای هر جوامعای مضر و سم است. مطئمناً زنان آگاه و هر عنصر آزاده و
راديكال در مقابل سياستهای رژيم به مقابله بر خواهند خاست و نقشههای
شوم سران حكومت را عقيم خواهند گذاشت. زمانه، زمانهی سمزدايی تعداد
انگشتشمار افرادیست كه با قبضه نمودن قدرت و با در دست داشتن ابزار سركوب،
زندگی را ميليونها كارگر و زحمتكش ايران و تيره و تار نمودهاند.
22 ارديبهشت 1386
12 مه 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ