سرکوب توده
های فلسطین و لبنان توسط دولت اسرائیل!
شباهنگ راد
ارگانهای
سرکوبگر اسرائیل به بهانه ی رها سازی دو سرباز به گروگان گرفته
شده از سوی حزب الله، طی هفته های اخیر بر عملیات
ددمنشانه ی خود علیه ی فلسطینییان افزوده و
دامنه ی آنرا به خاک لبنان هم کشانده اند. اعمال جنایتکاری
های نیروهای اشغالگر اسرائیل علیه ی توده
های رنجدیده ی فلسطینی بیش از نیم قرن
است که ادامه داشته و روزانه «علیرغم اعطای "دولت خود
گردان" به فلسطنییان از سوی امپریالیست ها -
صهیونیست ها» صدها فلسطینی از خانه و کاشانه ی شان
آواره و قلب ده ها تن دیگر با گلوله های اسرائیلیان از
حرکت باز می ایستد. بخاک و خون کشاندن توده ها در نوار غزه و قطع آب و
برق بر روی آنان بمنظور مقابله با "تروریسم" که
اخیراً از سوی نخست وزیر اسرائیل "الموت"
بیان گردیده است، پرده ای دیگر از نمایش
جنایتکارانه ی امپریالیست ها – صهیونیست ها علیه
ی توده های ستم دیده ی منطقه ی خاورمیانه
می باشد.
هدف
ادعایی و مسخره ی دولت اسرائیل آن است تا امنیت و
آسایش را در سراسر منطقه ی فلسطین و لبنان برقرار نماید و
جنگ علیه ی "محور شرارت" را گسترش بخشیده و تا
نابودی کامل حزب الله – حزب الله ای که دست ساز خود آنان می
باشد - بر حملات خود ادامه خواهد!!! بر مبنای چنین ادعای
پوچی با تمام قوا و تجهیزات و در یک یورش
سازمانیافته و طرح ریزی شده به نوار غزه و دیگر مناطق
اشغالی حمله نموده و منطقه را بخاک و خون کشاند. امّا حقیقت و هدف
واقعی پیرامون رویدادهای اخیر و تحرکات گسترده
ی نیروهای اسرائیلی به توده های ستم
دیده ی فلسطین و به خاک لبنان را باید جدا از یاوه
سرائی های سران امپریالیست ها – صهیونیست ها،
در بستری دیگر توضیح
داد و بر این نکته ی اساسی اشاره نمود که آیا اساساً دولت
اسرائیل بدون مشورت و حمایت همه جانبه ی امپریالیست
ها و بویژه امپریالیزم امریکا قادر به انجام چنین
تحرکاتی و در چنین ابعادی می باشد؟
در
این تردیدی نیست که منطقه ی خاورمیانه از جمله
مناطقی است که در آن منابع ی طبیعی بسیار غنی
ذخیره شده است. بر این اساس امپریالیست ها در تلاش اند تا
با چنگ و دندان و با زور و سرکوب، چه با حضور مستقیم نظامی و چه توسط
جیره خوارانشان سرمایه های طبیعی کشورهای
منطقه ی خاورمیانه را در جهت امیال و منافع ی خود سازمان
دهند. بزور سرزمینی را اشغال و دولت دلخواه ی خود را در آنجا برپا
می نمایند و سالهاست که با خشونت و شقاوت تمام، توده های
فلسطینی را در زیر چکمه های خود لت و پار نموده اند و یا
در بخش دیگری از منطقه عناصر دست نشانده ی خود را بر سر کار گمارده
و یا در صددند تا بمنظور انحراف افکار عمومی و سوار شدن بر موج جنبش
های اعتراضی و همگانی، اپوزیسیون دلخواه ی خود
را علم نمایند.
واقعیت
این است که با فروپاشی کامل باصطلاح کمونیزم در شوروی
امپریالیزم امریکا در تلاش بی وفقه ای سعی
می نماید تا منطقه ی خاورمیانه را بنابه مصالح
امروزی دنیای سرمایه داری باز تعریف نموده و
دست جناح های رقیب را از منابع ی طبیعی
خاورمیانه به نفع خویش کوتاه نماید. بر این اساس جنگ براه
می اندازد؛ کشور و یا کشورهایی را اشغال می کند؛
اپوزیسیون های خودی را علم می نماید؛ مزدوران
قدیمی را کنار گذاشته و گماشته های جدیدی را بر سر
کار می گمارد و بالاخره از هر حیله و ترفندی سود می
جوید تا بار دیگر به پاس قدرت بلامنازع نظامی اش، دنیا و
منطقه ی خاورمیانه را در کنترل کامل خود در آورد. بر پایه
ی چنین سیاستی یعنی تا در دست
گیری کامل اوضاع منطقه در عرصه های متفاوت و کنار زدن جناح
های رقیب در منطقه ی خاورمیانه به بهانه ی "برقراری
دمکراسی" و مبارزه با "تروریزم"، شعله های جنگ
را توسط مزدوران و رژیم های وابسته بخود شعله ورتر می
نماید و در این میان میلیون ها انسان را بکام مرگ
می کشاند. بر بستر چنین واقعیاتی است که دولت
اسرائیل با نقشه و با حمایت بی شائبه ی
امپریالیسم امریکا و دیگر متحدین اش بر ابعاد
درگیری ها افزوده و هدفی جز ایجاد تنش هر چه بیشتر
در منطقه ی خاورمیانه نمی باشد. بنابراین راه
اندازی جنگ در چنین مقیاسی از سوی دولت
اسرائیل مبنی بر "آزاد سازی" نیروهایش از
چنگال حزب الله ادعای پوچی است که با واقعیات کنونی هیچگونه
سخنیتی ندارد. بیهوده نیست که رايس وزیر امور خارجه امریکا طی مصاحبه
ای "برقراری يک آتش بس فوری را رد کرد و آن را يک وعده
دروغين خواند" و تاکيد داشت که "بازگشت به وضعيت قبل از مناقشه
جاری قابل تصور نيست".
سالهاست که
در جنگ اسرائیل و فلسطین هزاران نفر کشته، زخمی و از سوی
طرفین صدها نفر اسیر گردیده اند و جامعه ی باصطلاح مدافع
ی حقوق بشر و غیره بر چنین اوضاع ناهنجاری اشراف کامل
دارند. جنگ و دعوا نه بر سر دو سرباز اسیر شده و یا هزاران کشته و
زخمی برجای مانده، بلکه از زمره کشاکش های قدرت های
امپریالیستی بمنظور چنگ اندازی هر چه بیشتر به ته
مانده های کارگران و زحمتکشان و ذخائر انباشته شده در منطقه خاورمیانه
خلاصه گردیده و در این میان توده های ستمدیده ی
منطقه از بازندگان واقعی آنها می باشند. از زمین و هوا توسط
ارتش اسرائیل و دیگر مزدوران و جنایتکاران
امپریالیسم بر سر توده های محروم و بی دفاع بمب و
گلوله ریخته می شود، "الموت" و "بوش"
جنایتکار آنرا در زرورق مبارزه تا سرِ حد "نابودی
تروریزم" و دفاع "مشروع" اسرائیل از خود می
پیچند.
سال
های طولانی است که اسرائیل بیاری
امپریالیست ها و بویژه امپریالیست امریکا
سرزمین مادری میلیون ها انسان را غصب نموده و آنها را در
چهار دیواری ها محبوس ساخته است؛ جنگ براه می اندازند؛ به خشونت
متوسل می شوند و مدرنترین سلاح های جنگی خود را علیه
ی توده های ستمدیده مورد آزمایش قرار می دهند تا
بتوانند با فروش سلاح و تجهیزات، بر اقتصاد بحران زده ی خویش
رونقی بخشند. بنابراین این خواست امپریالیست هاست و
نیازمند جنگ و خونریزی و وجود چنین وضعیتی در
منطقه می باشد و به همین اعتبار است که بر طبل جنگ و جنگ طلبی
می کوبند. در فرهنگ امپریالیست ها آرامش و قطع چنین جنگ
های ضد انقلابی ای در منطقه بمعنای پشت پا زدن به منافع
ی سرمایه داران جهانی تلقی می گردد. تصور
امپریالیست ها و بویژه امریالیسم امریکا بر
آن نیست تا منطقه ی خاورمیانه و یا بعبارتی جهان
امروزی شاهد آرامش، صلح و زیستن انسان ها در کنار هم باشد. قصدشان بر
آن است تا با ایجاد بلبشو و جنگ، منطقه ی خاورمیانه را در هم
ریزنند و بدین طریق "نظم دلخواه ی" خود را گام
بگام و بسته به شرایط زمانه و در گوشه ای از دنیا بر قرار
نمایند. در یک کلام جنگ کنونی، جنگ فیمابین قدرت
های بزرگ جهانی و در تداوم باز تعریف مجدد دنیای
سرمایه داری و کنار زدن جناح های رقیب بر منابع ی
طبیعی و سرشار منطقه ی خاورمیانه صورت گرفته است.
بر
این اساس جنگ در خاورمیانه و تعرض وحشیانه ی
اسرائیل به توده های ستم دیده ی فلسطین و لبنان،
جنگی سازمانیافته و هدایت شده از سوی
امپریالیست ها – صهیونیست ها، دولت های مرتجع
ی منطقه و نیروهای مزدور و وابسته بدانان می باشد و منافع
ی دو سرِ این جنگ در تخالف با خواسته های دیرینه
ی توده های ستم دیده فلسطین و همه ی ستم
دیدگان منطقه قرار دارد و گسترش آن به تخریب هر چه بیشتر
زیر ساخت های جامعه و زندگی کارگران و زحمتکشان منجر خواهد
گردید.
1 مرداد
1385
ـــــــــــــــــــــــــــــ