«لنین» سمبل انسانیت و الگوی جویندگانِ راه آزادی!

 

شباهنگ راد

آیا می توان حقانیت ایدئولوژی مارکسیستی و قضاوت صحیح تاریخی را با دروغ های بزرگ کم رنگ نمود؟ بوش جانی در تلاشی بمنظور میلیتاریزه کردن هر چه بیشتر جامعه ی امریکا، طی سخنانی در 6 سپتامبر 2006 گفت که: "بن لادن و هم پیمانان تروریست وی، مقاصد خود را مانند لنین و هیتلر به روشنی بیان کرده اند".

 

سال های بسیار مدیدی است که دنیای کنونی در دو جبهه و در جدالی نابرابر در مقابل هم صف آرائی نموده اند. در یک سوی آن دولت ها و نیروهای وابسته بدانان که از منافع ی سرمایه داران جهانی پیروی می نمایند، قرار گرفته اند و در سوی دیگر آن میلیون ها کارگر و زحمتکش که برای احقاق حقوق اولیه ی شان علیه ی دولتمردان دست به مبارزه می زنند را، شاهد می باشیم. این کشاکش طبقاتی جهانی، خسران های بسیار عظیمی را بر جای گذاشته است. در این میان میلیون ها انسان کشته و میلیون ها تن دیگر در فقر مطلق بسر می برند و همچینن میلیون ها تن دیگر بار فجایع ی دردناک سرمایه دارانی که در حق محروم ترین انسان ها روا داشته اند را بدوش می کشند. آنچه می توان در این میان بر خلاف زورمداران قضاوت نمود و از تحریف حقایق تاریخی دوری جست، نقش، جایگاه، عظمت «لنین» و کینه ی سترگ طبقاتی اش نسبت به سرمایه داران و همپالگی های شان و عشق بیکران وی به کارگران و زحمتکشان، این سازندگان اصلی جامعه می باشد.

 

«لنین» آموزگار پرولتاریا با پیروی از ایدئولوژی مارکسیسم؛ ایدئولوژی ای که هدف و مقصود خود را رهائی انسان ها و بشریت از قیود اسارت بار نظام های سرمایه داری می دانست، پرچمدار انقلاب کبیر اکتبر بود. انقلابی که لرزه بر اندام سرمایه داران مفت خوار و مدافعین بی چون و چرای آنها انداخت که آثار و نتایج مثبت آن بعد از گذشت دهه ها، سرمایه داران را می آزراند و همچنین سر مشق و الگوی توده های سراسر جهان و همه ی مبارزین و آزادیخواهان راه انقلاب گردیده است.

 

یقیناً ایده های رهائی بخش «لنین» از بطن حقایقی سر بر آورده است که سرمایه داران و تمامی جیره خواران شان در حق کارگران و زحمتکشان روا داشته اند و پایمال نمودن حقوق اولیه ی انسانی و به یغما بردن دسترنج آنان به سیاست روتین و ناپایانی دولتمردان تبدیل گشته بود. در شرایطی که استثمار و بندگی در روسیه ی تزاری بیداد می کرد و هر ندای آزادیخواهی سرکوب می گردید و بموازات آن جنگ امپریالیستی و نتایج حاصله از آن، بر دامنه ی فقر و نا امیدی توده ها می افزود، «لنین» پیشوای پرولتاریا، انقلابی را علیه ی طبقه ی حاکم سازماندهی و به سر انجام رساند که تا کنون ما نمونه ای به آن وسعت را، در هیچیک از کره ی زمین شاهد نبوده ایم.

 

«لنین» روح، جسم و آرمانش متعلق به کارگران و زحمتکشان سراسر جهان بود و جنگ سازماندهی شده توسط وی، جنگ عادلانه و حق طلبانه ای بود که از حق و حقوق انسانی پیروی می نمود و متضمن رهائی و آزادگی بود. بهمین اعتبار است که کارگران و زحمتکشان و میلیون ها آزادیخواه ی سراسر جهان، «لنین» را به عنوان سمبل ایثار و فداکاری، سمبلی که فقط و فقط بدور از جاه طلبی های حقیرانه، به منافع ی محرومان می اندیشد، می نگرند و روز به روز، نقش و جایگاه وی در میان جوانان مملوس تر می گردد. حقیقت آن است که بهمان میزان عشق به «لنین» و ایده های پرولتری اش همگانی تر می گردد، کینه و تنفر به افرادی همچون بوش و دیگر هم قطاران و مزدورانش در سراسر جهان افزونتر می گردد.

 

بوش جنایت کار با قیاس بناحق و با چنین اراجیفی بزعم خویش قصد دارد تا افکار عمومی را از عظمت «لنین» شستشو و بر سیاست های جنگ طلبانه ی اش سر پوش بگذارد و به بهانه ی مقابله با "تروریزم"، نقشه های شوم دولت امریکا را گام به گام در عرصه ی داخلی و جهانی پیاده نماید. بر همین اساس به دروغ و تزویر متوسل می شود و به تخریب شخصیت های بزرگان انقلاب می پردازد و وقیحانه «لنین» را، در کنار هم کیشان خویش قرار می دهد تا بر چهره ی سراسر کریه خود پرده ی ساتر بکشد.

 

امّا «لنین» در گفتار و کردار ثابت نموده است که از سلاله ی دیگری است و جنبش کمونیستی جهان از فقدان چنین انسان های ارزشمند و متفکر در رنج می باشد. انسانی که در عمل و بدور از تبلیغات عوامفریبانه و هوچی گری ها، در سنگر کارگران و زحمتکشان، انقلابی را علیه ی سرمایه داران جهانی سازمان داد و پرچم سرخ کارگران را به اهتزاز در آورد. در عوض اعمال دولتمردانی همچون بوش، عناصر و رژیم های وابسته بدانان مبین این حقیقت است که آنان بویی از انسانیت نبرده و وظایفی بغیر از کَشتار محرومان و سرکیسه نمودن هر چه بیشتر دسترنج آنان، در مقابل شان قرار ندارد. بنابراین تاریخ قضاوت خود را یکبار و آنهم بدرستی که شایسته ی همه ی انسان های آزادیخواه می باشد، در حق «لنین» و رقبای طبقاتی اش نموده است و بیهوده بوش تلاش می ورزد تا بر خرد و بزرگی «لنین» بکاهد.

 

 

 

19 شهریور 1385

10 سپتامبر 2006

 

ــــــــــــــــــــ

بازگشت