جمهوری اسلامی و پدیدهی "بدحجابی"!

شباهنگ راد
میگویند پوشش و انتخاب نوع لباس امری خصوصیست و
دولتها ملزم به دخالت در آن نمیباشند. میگویند که زن از
"منزلت" و جایگاه "ویژه"ای برخورد
میباشد و حقوقشان "محترم" و با "ارزش" است. امّا در
چارچوبه و مناسبات نظامهایی همچون جمهوری اسلامی،
اختیار و انتخاب نوع زندگی از جانب تودههای ستمدیده
علناً و قانوناً زیر پا گذاشته میشود و زنان هم در تعیین
نوع لباس دلخواهی خود محروم میگردند. زنان ایران بر خلاف
ادعای سران حکومت از هویت واقعیشان بدور میباشند. زن در
مکتب رژیم جمهوری اسلامی به عنوان انسان بیاختیار
و بیارزش تلقی گشته و میبایست در چارچوبهی
سیاستهای دیکته شدهی سران حکومت گذران زندگی
نماید. از کار بیکارش میسازند؛ حقاش را ضایع
مینمایند؛ اجازه تحصیل در بعضی از دروس را از آنان سلب
مینمایند؛ آنانرا از مردان جدا میسازند و صدها محدودیت
و تضییقات بناحق در مقابلاش قرار میدهند تا بقول خویش
حکومت "عدل علی" را در جامعهی کاملاً نابرابر برقرار
نمایند و هر زمان که زنان بر علیهی
بیعدالتیهای موجود بپا میخیزند و خواهان
بازستانی حقوق پایمال شدهی خود میگردند، مورد
"مهرورزی" و "لطف" اوباشان و سرکوبگران رنگارنگ
رژیم جمهوری اسلامی قرار میگیرند.
در پی چنین سیاستی بار دیگر مسئلهی
"مبارزه با بدحجابی" به عنوان یکی از سر تیترهای
کار رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت و سران و مقامات حکومت قصد
دارند که از اوّل اردیبهشت ماه، یورش گستردهی خود را به زنان
به بهانهی رعایت شئونات اجتماعی و برقراری
"امنیت اخلاقی" جامعه، از سر گیرند. حقیقتاً که
28 سال است موضوع و معضل پوشش زنان و دختران بعنوان نیمی از
نیروی فعال جامعهی ایران در مقابل سران حکومت قرار دارد.
پدیدهی حجاب و یا "بد حجابی" در ایران از
سابقهی طولانیای برخوردار میباشد و دولتمردان
رژیم جمهوری اسلامی بعد از گذشت چندین دهه از عمرشان و
علیرغم تصویب صدها لایحه و قوانین دست و پا گیر
قادر نگردیدهاند تا کاملاً سیاست پوشش دلخواهی خود را بر
میلیونها زن ایران تحمیل نمایند.
جمهوری اسلامی از آغاز هدفاش بر این بود تا با اتخاذ
سیاست سرکوبگرایانهی "یا روسری یا
توسری" زنان را به تمکین در آورد و آنانرا در جهت امیال و
منافعی ارتجاعی خویش سمتوسو دهد. کنش و مخالفتهای
بیوقفه زنان در برابر یورشهای وحشیانهی دستههای
رنگارنگ بسیج و حزب الله مانع از تحقق سیاستهای بغایت
ارتجاعی رژیم در حق زنان گردید. بروز هزاران اعتراض، اعتصاب و
مقاومت از جانب زنان در برابر محدودیتهای رژیم بروشنی گویای
این حقایقاند. جمهوری اسلامی از یکسو در در تلاش
است تا بهر طریق ممکنه نوع پوشش انتخابی خود را بر زنان و دختران
تحمیل نماید و از سوی دیگر جامعه و زنان خواهان نوع پوششهای
تعیین شده از جانب سردمداران حکومت نمیباشند. در تداوم سیاست
سرکوب و تحمیلگرایانهی حجاب اجباری استکه هر از چند
گاهی رژیم جمهوری اسلامی سران و مقامات خود را به
میدان میفرستد و با خط و نشان کشیدنها در صدد اعمال
سیاستهای ارتجاعی خویش در صحن جامعه میباشد.
در این راستا چند روز قبل «رادان» فرماندهی انتظامی تهران
پیرامون "طرح مبارزه با بد حجابی" در جمع خبرنگاران گفته
استکه: "پوشیدن شلوارهای کوتاه، استفاده از شالهای
کوچک که مو را نمیپوشاند و استفاده از مانتوهای تنگ یا چسبان و
یا بدننما در خانمها از موارد برخورد نیروهای انتظامی
با این افراد است".
بیتردید مقصود رژیم بر آن است تا بر طول و عرض روسریها
بیافزاید و با پیچاندن بدن آنان در قوارههای بیقواره
سیاستهای ارتجاعی خود را جامهی عمل بپوشاند. رژیم
جمهوری اسلامی کاری به حقوق ابتدائی انسانها و هزاران
عوارض مخرب و جانبی در حول و حوش آن ندارد. مهم تحقق سیاستهای
ارتجاعیست و میبایست علیرغم مخالفتهای
بسیار آنرا بورطهی عمل در آورد. این تصویر و قالب جامعهای
است که دولتمردان قصد دارند زنان را بزور در آن تزئین نمایند.
این آن دنیایی استکه رژیم جمهوری اسلامی
با توسل جستن به هزاران حیله و سرکوب در صدد تحقق آن میباشد. به
همین دلیل استکه انسانها را از حق انتخاب و پوشش دلخواهی خود
محروم میسازد و آنانرا وادار مینماید تا شلوارها و مانتوهای
دلخواهی سران حکومت را بر تن کنند و تمایلات بغایت ظالمانانهی
آنانرا الگوی پوشش خود قرار دهند. چنین خواستی به معنای
لگدمال نمودن ارزشهای اولیهی هر جامعهی انسانیست.
برخلاف «رادان» که تاکید میورزد که: "جامعه ما یک جامعه
ارزشی است که نقض ارزشها در آن تخطی از هنجارهای معقول جامعه
است و بنابراین مردم نقض ارزشها در جامعه را نمیپذیرند و
نیروی انتظامی هم بعنوان متولی مسئولیت حفظ و حراست
از هنجارهای عمومی جامعه را عهده دارد وظیفه حفظ این
هنجارها را عهده دارد فعالیت خواهد کرد"، امّا باید اشاره
نمود که عموم مردم بر روی همهی آن "ارزش"های
تعریف و دیکته شدهی سران و مقامات حکومتی خط قرمز
کشیده و آنرا به حساب توهین و تحقیر خود واریز مینمایند
و شدیداً با آنها، سر ستیز دارند.
حقیقتاً «رادان» دارد از کدام جامعهی "ارزشی" و
تخطی از هنجارهای "معقول" و غیره سخن
میگوید، در حالیکه در جامعهی ساخته شدهی
فرماندهی انتظامی تهران روزانه هزاران نفر بدلیل فقدان امکانات
اولیهی زندگی در مضیقهاند و برای سیر کردن
شکم خود و فرزندانشان به کارهای ناخواسته تن میدهند. فقر،
نداری و فحشاء در جامعهی ایران بیداد میکند و
صدها دختر بطور روزانه توسط شکارچیان انسان به کشورهای خلیج
روانه میگردند و فرماندهی انتظامی تهران از
"ارزش"های انسانی و "اخلاقی" سخن
میگوید. اینها گزافهگوئی است و تاریخ مصرفاش مدتهاست
که به اتمام رسیده است و بوی آن مشام همه را میآزراند.
سالهای مدیدی استکه در زیر سایهی
حاکمیت امپریالیستی، ارزشهای انسانی و حقوق پایهای
انسانها در دستگاههای سرکوب رژیم له و لورده شده است. بی
دلیل نیست که ما شاهد هزاران بلایای اجتماعی
دستساز سرمایهداران وابسته میباشیم. بدون کوچکترین شک
و شبههای باید تاکید ورزید که ریشهی
همهی این نابسامانیها و ناهنجاریهای
اجتماعی در سیاستهای ارتجاعی سران حکومت نهفته
میباشد. در عمل به اثبات رسیده استکه در قاموس
رژیمهایی همچون جمهوری اسلامی طبقهی فرودست
جامعه فاقد حقوق و ارزشهای انسانیست و به عنوان سودآوران
بیچون و چرای مشتی سرمایهدار تلقی
میگردند و در این میان زنان ایران هم کرراً و به انحای
گوناگون علیهی ارزشهای تعریف شدهی سران
رژیم جمهوری اسلامی قدعلم نمودهاند و خواهان حقوق به سرقت برده
شدهی خود از جانب زورمداراناند.
مضافاً اینکه طی این مدت برای اکثریت آحاد
جامعه روشن گردیده استکه نیروهای انتظامی به عنوان
متولی منافعی میلیونها کارگر و زحمتکش و زنان
تلقی نگردیده و دقیقاً وظایف و مسئولیتشان در
راستای خدمت به طبقهی حاکم و سرمایهداران قرار دارد. به عبارت
واقعیتر پوشش اجباری زنان از زمره هنجارهای
پسندیدهی جامعه که ریشه در ارزشهای اخلاقی جامعه
دارد، معنا نمییابد، بلکه در سیاستهای بغایت
ارتجاعی امثالی همچون «رادان» قابل تبیین است. بنابراین
بر هر جامعهی متکی بر ارزشهای انسانیست تا آزادی
همگان را برسمیت بشناسد و حقوق پایهای زنان را محترم شمارد و
در چنین چارچوبهای زنان هم محقاند تا نوع پوشش خود را بدون
دخالتگریهای بیجا و بیمورد دولت و جامعه
تعیین نمایند. آنان میبایست از حقوق برابر
برخوردار گردند و بدلیل جنسیتشان مورد توهین، تحقیر و
سوءاستفادهی سرمایهداران و تفکرات عقبمانده و ارتجاعی قرار نگیرند.
بر این اساس نمیتوان هر از چند گاهی و به بهانههای پوچ
از قبیل محترم شمردن به ارزشهای اجتماعی جامعه، میدان
تعرض به زنان را آماده و وسیعتر نمود.
امروزه تغییر و تبدیل نوع پوشش زنان، ریشه در صدها
مخالفت و مبارزه علیهی سیاستهای ارتجاعی
رژیم و دهها پارامتر دیگر دارد. مسلماً جامعهی ایران بنابه
تغییر و تحولات بوجود آمده و بدلیل کشاکشهای
طبقاتی در عرصههای متفاوت و با تعیینات فعلی، قابل
برگشت به دهههای گذشته نیست. به همین اعتبار سران و مقامات
حکومتی هم نمیتوانند زنان را وادار نمایند تا بار دیگر نوع لباس تعیین شدهی سالهای
اوّل حکومتشانرا بر تن آنان نمایند. انداختن روسریهای پهن و
چند متری به روی زمین و به قول «رادان» جایگزین
نمودن شالهای کوچک که مو را نمیپوشاند، حاصل 28 سال مبارزه و مخالفتهاست.
زن در ایران میخواهد آزاد باشد و میخواهد چماق زور و سرکوب را
از روی شانههای احجاف شدهی خود بر دارد و مستحق آزادی و
چنین انتخابیست. ارگانهای سرکوب رژیم جمهوری
اسلامی کاملاً در تخالف با خواستههای بنیادی زنان به صف
شدهاند. جمهوری اسلامی مدافعی به بند کشیدن هر چه
بیشتر زنان در جامعه میباشد. جمهوری اسلامی اساساً مخالف
هر نوع آزادی و برسمیت شناختن حقوق ابتدائی میلیونها
تودهی ستمدیده است. روشن است تا مادامیکه سلطهی
حاکمیت امپریالیستی بر جامعهی مان حکمفرما
میباشد، زنان هم بمانند جنسان مخالف خود و میلیونها تودهی
در زنجیر در اسارت و بندگی بسر خواهند برد و در زیر ماشین
توهین و تحقیر مناسبات حاکم بر جامعه حقوقشان روز به روز و در
ابعادی وسیعتر پایمال خواهد گردید. با این اوصاف و
با وجود مناسبات متکی بر زور و سر نیزه نمیتوان توقعی
بیش از این داشت و بر این باور بود که صرفاً با کمپین و
جمعآوری امضاهای بیسرانجام میتوان به خواستههای
پایهای زنان دست یافت. نفی و نابودی کامل
حاکمیت سرمایهداران وابسته با تمامی جناحهای رنگارنگاش
و با جایگزینی حاکمیت کارگران و زحمتکشان در جامعه استکه
میتوان زندگی بهتر را برای زنان و همهی محرومان
تضمین نمود. تنها در چنین جامعهی نوینی استکه
زنان از انتخاب کامل پوشش برخوردار خواهند گردید و جایگاه و ارزشهای
واقعیشان برسمیت شناخته خواهد شد.
24 فروردین 1386
13 آپریل 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ