جمهوری
اسلامی در
تعرض به مردم،
بدنبال بهانه
نيست!
«پيرامون
مصاحبه رحمان
حسينزاده با
سايت خبرگاه»
شباهنگ
راد
از همان آغاز
رژيم جمهوری
اسلامی در
مقابل ابتدائیترين
خواستههای
تودهای،
سياستِ تعرضی
روشن و
علنیای را در
پيش گرفته
است. سياستی
كه باعث
گرديده تا خيل
عظيمی از
محرومترين
اقشار جامعه
زندگیشان به
تباهی كشانده
شود و هزاران
نفر ديگر
جانشانرا از
دست دهند.
تعرض
بیرحمانه به
تجمعات
اعتراضی،
نشانه گرفتن
سينهی
زندانيان
كمونيست و
مبارز در
زندانهای
مخوف، به رگبار
بستن
خيزشهای
كارگری –
تودهای و
خلقها از
جمله
اعمالیست كه
ما در ايران
تحت سلطه شاهديم.
سران حكومت در
طول
زمامداریشان،
آنچنان فضای
پر تنش و
خونينی را بر
جامعهیمان حاكم
گرداندهاند
كه قابل توصيف
نيست. رژيمی كه
بواقع
كارنامهاش
با كُشتار،
سركوب و بگير
و به بند
مخالفين و
معترضين رقم
خورده است و
عامل و بانی
تمامی
نابسامانیها
و تخريبِ خانه
و كاشانهی
ميليونها
كارگران و
زحمتكش
میباشد؟
جمهوری
اسلامی در
چارچوبهی منافع
و سياستهای
تعريف شدهی
خود مجبور به
ارتكاب
جنايات بیحد
و حصر
میباشد.
طبيعتاً نادرست
و غير
عقلانیست تا
اينگونه
تصور شود كه
دليل تعرض
خونين
روزانهی
ارگانهای
سركوبگر رژيم
به تودهها،
در اتخاذ
سياستها و
فضا سازی
"تعرض گونه"ی
سازمانهای
انقلابی مرتبط
میباشد. به
موازات آنها
ارائهی چنين
تصوير غير
واقعی از رژيم
سراپا مسلح و
خشن بنوبهی
خود از يكسو
میتواند
مانعی رشد
افكار عمومی
گردد و از سوی
ديگر
جنبشهای
اعتراضی را از
مسير اصلیاش
باز دارد.
در بستر چنين
اوضاع و
واقعياتی
اخيراً «رحمان
حسينزاده» از
اعضاء و
كادرهای "حزب -
حكمتيست" طی
مصاحبهای با
مسئول سايت
خبرگاه – علی
شمس - «مبنی بر
اينكه گفته
ميشه كه هنوز
فعاليت
مسلحانه شما
جنبه عملی در
مقابل رژيم
نداره»،
ميگويد: "اتفاقاً
ما آگاهانه
داريم ميگيم،
اين دوره ميگيم،
نيروهای
احزاب و از
جمله و حتی
گارد آزادی ما
نبايد فضا را
نظامی كنند.
نبايد با جمهوری
اسلامی درگير
بشه، چون در
دورهای بسر
میبريم،
مردم ايران،
كارگران با
اعتصاباتشون،
با
اعتراضاتشون،
جوونان با
مبارزاتشون،
دانشجوها با
تحركان
اجتماعی و
مبارزاتشون
در محيط
دانشگاهها و
هر جای ديگه،
زنها با
همايشها و
سمينارها و
كارهاشون، به
هر حال
اتفاقاً
جامعه از درون
داره
میجوشه، حركتهای
اجتماعیست.
حركتهای
مبارزاتیست.
در اين وضعيت
اتفاقاً
نبايد بهانه
به دست جمهوری
اسلامی داد.
درگيری
نظامی، فضا را
نظامی كردن،
ميليتاريزه
كردن اوضاع
اتقاقاً
بهانه ميده به
دست جمهوری
اسلامی، فضا
را تنگ كنه،
نيروی نظامی و
انتظامی
وسيعتری را
گسيل بداره به
هر شهر و هر
محله و هر
منطقهای و
بهرحال اين
مانع
مبارزهی
اجتماعی مردم
ميشه..... اگر چه ما
پرهيز
میكنيم،
قدرت و نيروی
نظامی داريم،
بويژه در
شهرهای
كردستان. ولی
ما آلان پرهيز
میكنيم، از
درگيری
نظامی، چون يك
هدف ديگری را
تعقيب
میكنيم...".
بی ترديد هر
كسی كه اندك
آشنائی با
فرهنگ و اديبات
"حكمتيستها"
داشته باشد،
بخوبی پی
خواهد برد كه
سياست و فرهنگ
روزمرهی اين
"حزب"، چيزی
جز فرهنگ
ادعا، وعده و
وعيد،
ارگانتراشیهای
بیبو و
بیخاصيت و
غيره
نمیباشد. اين
"حزب" از بدو
پيدايش خود
صدها جلسه و
تجمع را
سازمان داده
است تا به قول
خويش قادر
گردد
جنبشهای اعتراضی
را از مخمصهی
چندين دهه به
در آورد. نام
"كنگره"ی
خود را به
كنگرهی
"اميد" منتسب
مینمايند؛
بدون اينكه
جنبشهای
انقلابی شاهد
تعرضِ
انقلابی و در
هم كوبنده
عليهی زورگويان،
انسجام و
يگانگی هر چه
بيشتر درونی باشد.
اين "حزب"
علیرغم
ادعاهایاش
تا كنون نتوانسته
است
پائينترين
نقشی بر
بخشهائی از
اعتراضات
تودهها
ايفاء نمايد.
"حزبی" كه قرار
بود نقش موتور
خاموش شدهی
جنبشهای اعتراضی
- كارگری را در
درون جامعه
ايفاء نمايد و
توسط "گاردان
آزادی" اين
بازوان مسلح
انقلاب،
دستاندازیهای
رژيم را از
جان و مال تودهها
پس زند؛ به
"حزب" بی
وظيفهی عملی
تبديل گشته
است و روز به
روز غير
منسجمتر، بر
ادامهی
سياستهای نا
صحيح خود پای
میفشارد.
به منظور
اثبات و روشن
نمودن اين
قضيه بار ديگر
و بطور گذری
به مصوبات تا
كنونی اين
"حزب" نگاهی
بیاندازيم.
مشاهده
خواهيم كرد كه
صدها سندِ ريز
و درشت، مورد
توافق جمعی
قرار گرفت و
به امضاء
رسيده است و
به تبع از آن
پرچم ارگانهای
متفاوتی را
علم
نمودهاند تا
به قول خويش
مبارزات
تودهها را از
ندانمكاریها
و بی افقیها
بدر آورند و
دستان رژيم را
از زندگی
بیچيز
تودهها
كوتاه
نمايند؛ امّا
به جرأت
میتوان گفت
كه هيچيك از
آن مصوبات و ارگانهای
متفاوتی
همچون "گارد
آزادی"، راهگشای
معضلات كنونی
جنبشهای
انقلابی نبوده
و مصرف داخلی
داشته و بعد
از مدتِ
كوتاهی هر يك
از آن
ارگانها و
قرارها، به
معضل درونی اين
"حزب" تبديل
گشته است.
باور و
قرارشان بر اين
بود تا
"كنگرههای
اميد"،
روزنههای اميدی
را در دل
تودهها
بگشايد و
"گاردهای
مسلح" آنان
مانعی
تعرضات
ارگانهای
سركوبگر رژيم
عليهی
تودهها
گردند؛ امّا
در عمل نه تنها
"بازوان
مسلح" تعريف
شدهی
انقلاب،
وظيفهیشان
نه تنها در
تعرض و دفاع
عملی از جان و
مال تودهها
در مقابل يورش
رژيم جمهوری
اسلامی تعريف
نگرديده است
بلكه بنابه
توصيهی
«رحمان حسينزاده»،
"گاردان
آزادی"
رسالتشان در
آن است تا
فضای جامعه را
"ميليتاريزه"
ننمايند و
"بهانه" بدست
رژيم ندهند!!
حقيقتاً كه
مدتهای
طولانیست
كه رژيم جمهوری
اسلامی بر سرتاسر
ايران پرچم
حاكميت خود را
به بركت ارگانهای
متفاوت
سركوبگرش بر
افراشته نگه
داشته است و
هر اعتراض و
مخالفت
صلحجويانهای
را به خاك و
خون میكشد و
«رحمان
حسينزاده» بر
اين اعتقاد
استكه
"گاردان
آزادی" نبايد
فضا را نظامی
كنند و با
رژيم درگير
شوند!!
براستی
سئوال اين
استكه
سلاحهای بر
شانه گذاشته
شدهی
"نيروهای
مسلح انقلاب"
در كدام زمان سينهی
دشمنان را
نشانه خواهند
گرفت و سياست مقابلهای
و تعرضی را
پيشهی خود
خواهند ساخت؟
از نظر "حزب
حكمتيست"ها
خاصيت و منفعت
"گارد آزادی"
در زمانی كه
رژيم و آنهم
در ملاعام جان
قربانيان
نظام را
میگيرد و
تجمعات معترضين
و مخالفين را
به رگبار
میبندد، در
چيست؟ بواقع
چگونه
میتوان به
خود قبولاند
كه بدون
مبارزهی
عملی، متقابل
و رو در رو با
رژيم سراپا
مسلح به
پيروزی نائل
آمد و دستان
كثيف سران
حكومت را از
زندگی
كارگران و
زحمتكشان
كوتاه نمود؟
متأسفانه
بعد از گذشت
دههها و
مشاهدهی روشهای
خشن و عريانِ
در درون
جامعه، برای
«رحمان
حسينزاده»
مشخص نيست كه
بند ناف رژيم
جمهوری
اسلامی را با
تعرض به
تودهها و هر
چه ميليتاريزه
نمودن جامعه
بريدهاند.
برای وی قابل
هضم نيست كه
رژيم جمهوری
اسلامی با زور
به ميدان آمده
است و با زور و
خشونت قادر به
حكومتداریست.
سركوبِ خلق
ستمديدهی
كرد و تركمن،
به خاك و خون
كشاندن
بيكاران و
كارگران و
محرومان در
همان روزهای
آغازين،
بنوبهی خود
سندیست بر
اين مدعا. بر
خلاف نظر
«رحمان
حسينزاده»،
كُشتار
سبوعانهی
خلق كرد و
تركمن نه تنها
ربطی به اتخاذ
سياستهای
تعرضگونهی
تودههای
ستمديده
داشته بلكه در
ماهيت سراسر
جنايت رژيم
جمهوری اسلامی
مربوط
میباشد. بايد
دانست كه رژيم
جمهوری
اسلامی در
تعرض به
تودهها
نيازی به
بهانه ندارد؛
هر جا كه
منافعاش
ايجاب نمايد،
بدون فوت وقت
و بدون نگاه
به سياستهای
اين و يا آن
سازمان سياسی،
حمام خون براه
میاندازد.
میگويند كه
در دنيای
سياست، تعيين
و انتخاب فرمها
و ظرفهای
تشكيلاتی
میبايست
پاسخگوی عملی
معضلات
عديدهی
جامعه باشد؛
میگويند كه
انتخاب نام و
نشانِ هر حزب
و سازمانی
میبايست با
قد و قواره و
اعمالشان
همخوانی
داشته باشد؛
میگويند كه
استناد
كمونيستها
در تبيين سياست
و انتخاب
تاكتيكها
ربطِ مستقيمی
با كاركردهای
طبقات حاكم
دارد؛ امّا
متأسفانه چند
سالیست كه از
عمر
"حزب
حكمتيست"ها
و "گاردهای
آزادی"شان
میگذرد و ما
شاهد كمترين دخالتگریای
از اين يگانه
"حزب
پرولتری" و "بازوان
مسلح انقلاب"
در مقابل
جانيان و ضد
انقلابيون
نمیباشيم.
"گاردان
آزادی" كه
قرار بود
دستان رژيم را
از جان و مال
تودهها
كوتاه نمايند
و رژيم را پس
زند،
متأسفانه در
عمل و در
هنگامهی
تعرض رژيم، از
درگيری با
نيروهای
سركوبگر
پرهيز نموده و
سياست رو به
عقب را انتخاب
نموده تا
مباداً رژيم،
فضا را
ميليتاريزه
نمايد!!! (به
اعلاميهی
عمليات بزرگ
واحد ...كه در
لنيك زير آمده
است مراجعه
نمائيد).
سالهای
مديدیست كه
دشمن كارگران
و زحمتكشان
يك لحظه از
تعرضِ خونين
به تودهها باز
نمانده است و
در صدد ايجاد
محدوديتها و
تضييقات هر چه
بيشتر عليهی
آنان
میباشد، سازمانها
و احزابی
همچون
حكمتيستها
در پی آنند تا
مباداً با
اتخاذ
سياستهای
تعرضی رژيم را
"تحريك"
نمايند!!
تجربه و
پراتيك تا كنونی
سازمانها،
"گارد آزادی"
و
"حكمتيست"ها
به اثبات
رسانده
استكه سياست
و عملكرد آنان
در جهت تغيير
فضای
يكسويهی
جامعه نيست و
همه در مقابل
وضع موجود سر
تعظيم فرود
آوردهاند و
در انتظار
تغيير شرايط
از جانب
سرمايهداران
جهانی و دار و
دستههای
رنگارنگشان
میباشند.
نزديك به سی
سال استكه بر
فضای جامعه
ايران، فضای
خشونت و
سركوبِ خونين
حاكم میباشد
و «رحمان
حسينزاده» و
"حزب"اش
آگاهانه در
تلاشاند تا
واقعيات را به
گونهای ديگر
به تصوير در
آورند.
بدون كمترين
شك و شبههای
بايد گفت كه
اين رژيم
جمهوری
اسلامیست،
فضای جامعه را
ميليتاريزه
نموده و از
همان آغاز با
زبان سلاح به
ميدان آمده و
با زور و كُشتار
با مردم سخن
گفته است.
چگونه
میتوان با حمل
و مشاهدهی
چنين تجارب
عملی تلخ و
خونينی بر اين
ايده اسراع
داشت كه نبايد
"بهانه" بدست
رژيم داد و
فضای جامعه را
نظامی نمود!!!
براستی چه كس
و يا كسانی و
يا كدام ارگان
و سازمانی در
صدد است تا
فضای جامعه را
ميليتاريزه نمايد
و
ابتدائیترين
حقوق انسانی
را با زور و
قلدری پاسخ
دهد؟ چه كس و
يا كسانی در
اين ميان به
تظاهرات و
اجتماعات "بی
سلاح"
كارگران،
زنان،
دانشجويان و
غيره يورش
میآورند و با
گلوله و سلاح
از در پاسخ بر
میآيند؟
بر خلاف
تمايلات
سياسی «رحمان
حسينزاده»
تودههای
ستمديده در
اين مدت و در
عمل به اين شناخت
دست
يافتهاند كه
رژيم جمهوری
اسلامی با قانون
و سياستی به
غير از قانون
و سياست اسلحه
آشنائی ندارد.
تودهها تا
كنون شاهد
بودهاند كه
سران رژيم
بدون
هيچگونه ترس
و واهمهای
دارند علناً و
در مقابل
چشمان همه، چوبههای
دار را علم
مینمايند.
سران حكومت وظيفه
و رسالتشان
نظامی كردن
جامعه
میباشد و
بدون كار بست
چنين روشی
قادر به دوام
نيستند. نظام
جمهوری
اسلامی با
گسترش و هر چه
ميليتاريزه
كردن فضای
جامعه دارد
برای خود وقت و
زمان میخرد.
چندين دهه
استكه بدليل
فقدان پراتيك
سازمانهای
مدافعی مردم
و احزابی همچون
حكمتيستها
توانست، فضای
دلخواهی خود
را در تمامی
مناطق ايران
برقرار نمايد.
حقيقتاً كه
اين فضا
مدتهاست در
سرتاسر
جامعهیمان
غالب گرديده
است. تصورم بر
آن نيست كه
«رحمان
حسينزاده» بر
اين اعتقاد
است كه علل
رفت و آمد و
استقرار
نيروهای
سركوبگر رژيم
در هر كوی و
برزنی را به
تحركات
"مسلحانه"ی
تودهها و يا
نيروهای
مدافعی آنان
مربوط
میداند!!
چگونه
میتوان بدون
نگاهِ
عميقانه و مسئولانه
به اوضاع و
ماهيت سراپا
مسلح رژيم به
همهی
جريانات و به
"گاردهای
آزادی"، اين
"بازوان و
ناجيان
انقلاب"
توصيه نمود كه
در اين "دوره"
از تحركات
نظامی پرهيز
نمايند تا
مباداً رژيم
را به واكنشِ
نظامی
وادارند!!!
مضافاً اينكه
«رحمان
حسينزاده» از
كدام "دوره" دارد
سخن میگويد؛
دورهای كه
صدها نفر به
بهانههای
واهی و دروغين
به پای
چوبههای دار
رفتهاند و
دهها تن ديگر
در انتظار
مرگاند؛ دورهای
كه اوباشان
رژيم وحشيانه
به منازل تودهها
يورش برده و
زندگی را بر
آنان تنگ
نمودهاند؛
دورهای كه
صدها زندانی
كمونيست و مبارز
در درون
زندانها
جانشان در
خطر است.
دشمن مسلح
است و بايد
دانست كه
تيراندازاناش
در خفا
ماشههایشانرا
به روی
تودهها نشانه
نمیگيرند و
علناً، در هر
كوچه و
خياباناند.
به پاس همين
سلاحست كه
در مقابل
چشمان كودكان،
اعدامهای
خيابانی براه
میاندازند؛ به
پاس همين
سلاحست كه به
حريم خصوصی
انسانها
تجاوز
مینمايند. در
بستر چنين
اوضاع و واقعياتی
نمیتوان
تصوير غير
حقيقی به خورد
ديگران داد و
بدنبالهی آن
تاكيد ورزيد
كه بايد از
"نظامی" كردن
فضا پرهيز
نمود و
"بهانه" بدست
رژيم داد!!
نيازی به زمان
و تجربهی عملی
بيش از اين
نيست تا به
اين جمعبند
روشن دست يابيم
كه رژيم
جمهوری در
تعرض به
مطالبات تودهها
نيازی به
بهانه ندارد.
براستی سئوال
اين استكه
آيا «رحمان
حسينزاده» در
اين مدت اعتراض
و يا تظاهراتی
را سراغ دارد
كه رژيم از در
دوستی با
آنها بر آمده
و با "لطافت" و
"ملايمت"
برخورد نموده
و خواستههای
آنانرا محترم
شمرده است؟!
بر خلاف نظر
«رحمان
حسينزاده»
موتور رژيم
جمهوری
اسلامی سراپا
مسلح را
نمیتوان با
شيوههای غير
كار ساز و غير
تعرضی از كار
انداخت. در عمل
به اثبات
رسيده است،
تا مادامیكه
در مقابل زور
سازمانيافتهی
رژيم، از زور
سازمانيافتهی
تودهای سود
نه جست،
جنبشهای
اعتراضی
كارگری –
تودهای
هزينههای بس
كلانی را از
خود بر جای
خواهند گذاشت.
بايد تا كنون
به اين باور
دست يافته
باشيم كه
تغيير و در هم
ريختن فضای
يكجانبهی
كنونی در
اتخاذ
روشهای عملی
و مقابلهای فعال
عليهی
ارگانهای
سركوبگر رژيم
مسير میباشد.
انتخاب و
وفاداری به
روشهای
دگرگونهساز
و خُرد كننده
میتواند ميدان
تعرضات رژيم
را محدود و
دستان كثيف
سران حكومت را
از زندگی و
جان و مال
كارگران و
زحمتكشان
كوتاه نمايد.
راهی به غير
از اين در
مقابل
آزاديخواهان
و جويندگان
راه رهائی
قرار ندارد.
پيروزی و باز
ستانی حقوق
اوليهی
انسانی در
بستر چنين آرمان
و روشی
ممكنپذير
میباشد.
26 آبان 1386
17 نوامبر 2007
لنيك
مصاحبه «رحمان
حسينزاده» و
اعلاميه عمليات
...
http://www.azadi-b.com/j.m/2007/11/post_358.html
http://www.iran-telegraf.com/2007/07/post_1734.html
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ