جنگ و جايگاه "توفان"!

 

 

شباهنگ راد

موضوع حمله‏ی احتمالی امپرياليست‏ها و بويژه امپرياليست امريكا به ايران منجر به واكنش سازمان‏ها و جريانات متفاوت گرديده است. بدون شك مطالعه‏ی دقيق موضع‏ی سياسی هر يك از اين جريانات بنوبه‏ی خود ملاكی‏ست تا بيشتر به كنه، ميزان باوری و نا باوری‏شان به منافع‏ی كارگران و زحمت‏كشان پی ببريم و نشان دهيم كه تا چه اندازه بعضاً نيروها و سازمان‏ها، در جنگ‏های امپرياليستی جانبِ جانيان بشريت را گرفته و خاك به چشم ميليون‏ها انسانی می‏پاشند كه زندگی‏شان به تباهی كشانده شده است. در ميان تفكراتِ گوناگونِ ارائه داده شده، نگاه و برخورد به ايده‏های به غايت تخريب كننده و ارتجاعی حزب كار ايران - توفان خالی ‏از فايده نمی‏باشد.

 

ماركسيست – لنينيست‏ها بر اين باوراند كه جنگ ادامه سياست است و به تبع از آن بر اين اعتقاداند كه هر جنگی از ايدئولوژی معينی پيروی می‏نمايد. بی‏گمان جنگ‏های براه افتاده‏ی امپرياليستی خونين در منطقه‏ی خاورميانه از منافع‏ی روشن و مشخصی سر چشمه می‏گيرد كه با خواسته‏ها و منفعت كارگران و زحمت‏كشان در تضاد قرار دارد. جنگی كه تا كنون جان ميليون‏ها انسان بی‏گناه را گرفته و ميليون‏ها تن ديگر را از خانه و كاشانه‏ی‏شان آواره نموده است. نگاه به تصوير كشيده شده‏ی دنيا و منطقه‏ی خاورميانه از جانب سرمايه‏داران جهانی، بسيار دردناك می‏باشد و شاهديم كه چگونه زورگويان در پرتو جنگ و خشونت دارند، ارتزاق می‏نمايند و زير ساخت‏های جامعه را يكی پس از ديگری از هم می‏پاشانند. همه‏ی قدرت‏های جهانی دست در دست هم داده‏اند تا زندگی سراسر مشقت‏بار توده‏های محروم را به قهقراء كشانند. در اين ميان تمامی دولت‏های مرتجع منطقه و از جمله رژيم جمهوری اسلامی هم به عنوان حافظ منافع‏ی بی‏چون و چرای سرمايه‏های جهانی با شتاب هر چه بيشتری در پيش‏اند.

 

تا كنون بر اكثريت آحاد جامعه روشن گرديده است‏كه رژيم جمهوری اسلامی، سرتاسر سرزمين ايران را مورد يورش وحشيانه‏ی خود قرار داده است تا ندای آزادی و عدالت‏خواهی را در گلو خفه سازد. دهه‏هاست كه در ايران، مردم، در گير جنگ خانه‏خراب‏كن با جنايت‏كاران می‏باشند و خسران‏های بس كلانی را متحمل گرديده‏اند. مدت‏هاست كه بر فضای جامعه‏ی‏مان، فضای خشونت، شكنجه، اعدام و سركوب كمونيست‏ها و مخالفين غالب گرديده است. طبقه‏ی حاكم بر ايران به سياق همه‏ی هم‏قطاران‏اش در عمل نشان داده است‏كه تحت هيچ شرايط و موقعيتی حامی مردم نيست؛ نشان داده‏اند كه پای‏بند به حقوق اوليه‏ی انسانی نيستند و از همان آغاز در جبهه‏ی ضد انقلاب قرار گرفته‏اند و با انقلاب و انقلابيون سر سازگاری ندارند. از منظر توده‏های ستم‏ديده، جمهوری اسلامی يعنی رژيم ترس و وحشت؛ يعنی رژيم مدافع‏ی سرمايه؛ يعنی عامل و بانی هزاران مصبيت، جنگ و بدبختی برای محرومان جامعه. بنابه چنين حقيقت روشن و مملوسی، رژيم جمهوری اسلامی تحت هيچ شرايط و وضعيتی قابل دفاع نيست و نمی‏توان به بهانه‏ی "دفاع از ميهن" و "حفظ تماميت ارضی" در مقابله با "متجاوزين" در جبهه‏ی رژيم سراپا جنايت قرار گرفت و ماهيت و صف آنانرا با مدافعين واقعی توده‏ها مخدوش نمود و سياست "همه با هم" را پيشه‏ی خود ساخت. نمی‏توان به مانند "نوفان" و به نادرست اشاره نمود كه: " .. جنبش ضد جنگ بر اساس ايدئولوژی صف‏بندی نمی‏كند، جنبش ضد جنگ از قربانيان تجاوز در مقابل متجاوزين دفاع می‏كند" و يا اينكه تاكيد ورزيد "... جبهه ضد جنگ، جبهه‏ای است كه بايد همه اين تمايلات را برای يك هدف مشترك كه مخرج مشترك همه اين نيروهاست در بر گيرد....".

 

نظر ماركسيست – لنينيست‏های واقعی بر خلاف افكار "توفان" بر آن است كه در دنيای طبقاتی و در درونِ هر «جنبش اجتماعی» و «جنبش ضد جنگ» نيروها و گرايشاتِ متفاوتی بنادرست و بناحق به صف شده‏اند كه با گرايش و منفعت كارگران و ستم‏ديدگان متضاد می‏باشد؛ گرايشات و جرياناتی كه بنياناً در تخالف با منافع‏ی محرومان قرار داشته و در جبهه‏ی ضد انقلاب، مشغول خدمت‏اند. تصور بر آن است‏كه "توفانِ" مدعی ماركسيست – لنينيست، قصد ندارد در دنيای طبقاتی و در زمان جنگ‏های ارتجاعی و امپرياليستی و يا به قول خويش، در هنگامه‏ی "متجاوزين" به "ميهن"، به خط، سياست، عمل‏كرد و ماهيت دسته‏جات ضد انقلابی، نيروها و دولت‏ها نگاهی بی‏اندازد و متعاقباً تلاش‏اش بر آن است تا غير مسئولانه و ساده انگارانه، تئوری "همه با هم" را در برابر "متجاوزين خارجی" تجويز ‏نمايد!!! بدون اين‏كه بخواهد متعهدانه مضمون و محتوای جنگ‏های امپرياليستی و اهداف پشت پرده‏ی آنرا برای توده‏های ستم‏ديده روشن سازد.

 

"توفانِ" مدعی مدافع‏ی منافع‏ی توده‏ها بر اين باور نيست كه در درون هر جنبشی از جمله "جنبش ضد جنگ"، رژيم‏ها و مرتجعينی قرار می‏گيرند كه بدنبال منافع‏ی خويش‏اند و كمترين هم‏خوانی و هم‏ترازئی با منفعتِ ميليون‏ها توده‏ی محروم ندارند. امّا از منظر كمونيست‏ها، جنبش ضد جنگِ راديكال و مترقی، گل و گشاد نيست و بر همه‏ی راه‏جويان راه رهائی از زير سلطه‏ی امپرياليست‏ها و رژيم‏های وابسته بدانان است تا اين تفاوت‏ها را بدرستی از هم تميز دهند و مبلغ ايده‏های صحيح و انقلابی در ميان ستم‏ديدگان باشند. به عبارت روشن‏تر و در حقيقت، درگيری‏های احتمالی رژيم جمهوری اسلامی با قدرت‏های جهانی، درگيری "ظالم و مظلوم" و يا بزعم "توفان"، "ستم‏گر و قربانی" نيست بلكه جنگ و دعواهای جانيان بشريت بر سر چپاول هر چه بيشتر سفره‏ی نا چيز كارگران و زحمت‏كشان می‏باشد. با اين اوصاف صحيح نيست تا جنگ احتمالی را در زرورق تئوری "دفاع از ميهن" پيچيد و  دست در دست رژيم سركوبگر جمهوری اسلامی در دو جبهه، هم عليه‏ی "متجاوزين" و هم در برابر مطالبات پايه‏ای محرومان بپاخاست. كاری كه "توفان" در دستور كار خويش قرار داده است.

 

مسلماً وظيفه‏ی كمونيست‏های صديق، دفاع از جنايت‏كاران رژيم جمهوری اسلامی نيست. تا كنون برای هر انسان آزاده‏ای مسجل گرديده است كه سران حكومت در تلاش‏اند تا منطقه و ايران را به آشوب هر بيشتر و جنگ گسترده‏تر بكشانند. تلاش‏شان بر آن است تا زمينه را برای تحقق سياست‏های امپرياليستی در منطقه و ايران فراهم نمايند و جامعه را به قهقرائی هر چه بيشتر بكشانند. سرمايه‏داران وابسته‏ی ايران بنابه چنين انگيزه و منفعتی، نمی‏توانند در جنگ احتمالی، طرف مردم باشند. بر خلاف نظر و افكار "توفان" جمهوری اسلامی در جنگ سرمايه‏داران، قربانی نيست بلكه خود از بانيان و راه‏اندازان جنگ‏های ناعادلانه و ارتجاعی‏ست.

 

به تجربه‏ی جنگ امپرياليستی 8 ساله‏ی ايران و عراق نگاهی بی‏اندازيم. اگر "توفان" بنابه منفعت و مصلحتِ امروزی‏اش، حافظه‏ی سياسی خود را از دست داده است و قصد دارد، در جنگ احتمالی در كنار رژيم جمهوری اسلامی با "متجاوزين" بجنگد و صفوف ضد انقلاب را مستحكم نمايد؛ امّا موضع‏ی انقلابی مردم ايران و كمونيست‏های مدافع‏ی آنان در قبال جنگ‏های ارتجاعی و امپرياليستی بسيار گويا و روشن می‏باشد و فراموش نكرده‏اند كه چگونه سران حكومت و ديگر ياران‏شان، در كوران جنگ ارتجاعی ايران و عراق به بهانه‏ی شرايط جنگی و ويژه، يك لحظه از استثمار، اجحاف و تعرض به خواسته‏های اوليه و به حق كارگران و زحمت‏كشان باز نماندند و هزاران جوان و توده‏ی معترض را از دم تيغ گذراندند و به هيج احد و الناسی رحم نكردند. براستی آيا 29 سال جنايت و به فلاكت كشاندن توده‏ها توسط رژيم جمهوری اسلامی كافی نيست تا "توفان" پی به ماهيت سران حكومت ببرد و در جنگ و دعواهای درونی سرمايه‏داران و غارت‏گران، دوستان و دشمنان مردم را از هم تميز دهد؟!

 

واقعيت اين است‏كه پراتيك و اعمال تا كنونی سران حكومت نشان داده است‏كه خود، از غارت‏گران اموال عمومی و طبيعی جامعه‏اند. اينان در كُشت و كُشتار توده‏ها هم‏رديف اربابان‏شان‏اند. دقيقاً با نگاه به چنين حقيقتی‏ست كه وظيفه‏ی كمونيست‏ها صد چندان می‏گردد و می‏بايست بدور از هياهو و تبليغات دروغين و مشئمز كننده‏ی سران حكومت تحت عنوان "دفاع از وطن" ماهيت جنگ‏های ارتجاعی و امپرياليستی را افشاء نمايند و بمنظور بيرون راندن "متجاوزين" از "سرزمين" خود، در كنار جنايت‏كارترين رژيم‏‏ها به صف نشوند.

كمونيست‏ها همواره و با تمام وجود می‏كوشند تا واقعيات جنگ‏های زرگری و امپرياليستی را بر ملا سازند و صفوف خود را با راه‏اندازان چنين جنگ‏هايی مجزا نمايند. براستی كه "توفان" در حساس‏ترين برهه از زمان در موضع‏گيری‏های سياسی‏اش سنگ تمام گذاشته است و با "شهامت" و "جسارت" غير قابل باوری، سعی دارد بدفاع از  "ميهن" و "قربانيانی" هم‏چون سران جنايت‏كار رژيم جمهوری اسلامی بر خيزد!!

 

عجب زمانه‏ای شده است. زمانه‏ای كه مشاطه‏گران بورژوازی، "نادانان" مردم و دولت‏های ارتجاعی‏ای هم‏چون جمهوری اسلامی در كنار هم قرار گرفته‏اند و می‏خواهند در مقابل جناح‏های رقيب سرمايه، توده‏ها را قربانی مطامع‏ی سياست‏های جنگ‏طلبانه‏ی خود نمايند. بايد در مقابل همه‏ی "نادانان" مردم و مدافعين "جنبش ضد جنگ" و شعار دهندگان "همه با هم" مرزبندی داشت و خط بطلان بر ايده‏های سراسر ارتجاعی‏ آنان كشيد. بايد در آشفته بازار سياسی، دوستان واقعی و دشمنان انقلاب را بدرستی تشخيص داد و بر اساس آن، ارتباط و نوع هم‏كاری خود را با جرياناتی هم‏چون "توفان" تعيين و باز تعريف نمود. بايد با دقتی بيش از گذشته اشاعه دهنده‏ و مبلغ ايده‏های ماركسيستی در قبال هر رويداد و جنگ‏های احتمالی بود. بی ترديد توجه‏ی دقيق به اين امر می‏تواند توهمات و نا خالصی‏ها را به كنار زند و چهره و ماهيت كريه دشمنان مردم را يك‏بار ديگر در افكار عمومی بر ملا سازد. كار و وظيفه‏ای كه "توفان" آگاهانه از آن سر باز زده است و پيشاپيش صف خود را با دوستان و رهروان انقلاب توده‏ای جدا ساخته است و بر ايده‏ی سراسر ارتجاعی خود مصر می‏باشد.

 

"توفان" در قسمت ديگری از مقاله‏ی خود تحت عنوان «جنبش ضد جنگ و خرابكاری به نفع تجاوز ايران و كشتار مردم» می‏گويد: "این تئوری ارتجاعی که مدعی است رژیم جمهوری اسلامی یک طرف راه اندازی جنگ است و یا مسبب جنگ است و یا مسئله جنگ گویا دعوا میان تروریسم از یک طرف و آمریکا از طرف دیگرست و این امر ربطی به ما و به مردم ایران ندارد و نظایر آنها، ماهیت جنگهای امپریالیستی و جنگهای آزادیبخش را نفی می کند. تجاوزگر و قربانی تجاوز را همتراز می کند. ستمگر و ستمدیده را یکی می گیرد و مدافع استعمارگران است. این تئوری به تطهیر امپریالیسم مشغول است و بهمین جهت نیز واژه امپریالیسم را از فرهنگ سیاسی خویش برای آرایش چهره امپریالیسم زدوده است و برای داوری به ارزیابی علمی و عینی از ماهیت جنگ نمی پردازد. ارزیابی اش علمی نیست. غرض ورزانه و انتقامجویانه و خونخواهانه است".

 

طبيعتاً می‏بايست در نقد و بررسی هر موضوعی بر كنه ماهيتِ ايده‏های مدافعين و مخالفين جنگ جويا شد و بر اساس آن جايگاه واقعی آنانرا تعيين نمود. امّا تا آنجائی‏كه به فرهنگ كمونيست‏های راستين بر می‏گردد آن است‏كه آنان در جنگ و جدل‏های فيمابين سرمايه‏داران و رژيم‏های حامی‏شان شركت نكرده و سلاح‏های‏شانرا به سوی دشمنان مردم در هر رنگ و لباس و شكل و شمايلی نشانه می‏گيرند و با صفوف مستقل خود، عليه‏ی هر دو طرف درگير جنگ‏های ارتجاعی، بپا می‏خيزند. اگر "توفان" جمهوری اسلامی را به عنوان يك طرف جنگ امپرياليستی برسميت نمی‏شناسد و قصد دارد به همراه ارتش و سپاه پاسداران و ديگر دم و دستگاه‏های سركوبگر توده‏ای به "جنگ‏های آزادی‏بخش" دامن بزند و دستان "امپرياليسم" را از "ميهن" عزيزش كوتاه نمايد؛! امّا توده‏های محروم و كمونيست‏های راستين بر خلاف اميال دولت‏های ارتجاعی، دسته‏جات مسلح رنگارنگ ضد خلقی و جرياناتی هم‏چون "توفان"، عليه‏ی همه‏ی آنان به صف خواهند شد و به جنگ با بانيان و دار و دسته‏های متفاوت امپرياليسم بپا خواهند خاست.

بنابراين گسست مناسبات سرمايه‏داری از سرمايه‏های جهانی، مورد خطاب قرار دادن سران حكومت به عنوان "قربانيان" جنگ‏های ارتجاعی و ناعادلانه و ‏ياری بخشيدن رژيم جمهوری اسلامی در جنگ احتمالی، خيانت به مردم است و كمونيست‏ها همواره با آنان سر ستيز خواهند داشت. بيهوده نبود كه لنين با صراحت تمام وظايف كمونيست‏ها را در قبال جنگ امپرياليستی بر شمارد و در مقاله‏ی جنگ و سوسيال دموكراسی تاكيد داشت‏كه: "وطيفه‏ای كه در برابر سيوسيال دموكراسی قرار دارد، قبل از همه اين است‏كه اين معنای حقيقی جنگ را آشكار نمايد و اكاذيب و سفسطه‏جويی و عبارت‏پردازی "ميهن پرستانه"ای را كه طبقات حكم‏فرما يعنی ملاكان و بورژوازی برای مدافعه از جنگ اشاعه می‏دهد بی‏رحمانه فاش سازند" و در ادامه می‏گويد: "تبديل جنگ امپرياليستی معاصر به جنگ داخلی يگانه شعار صحيح پرولتاريائی است كه تجربه كمون آنرا نشان داد و قطعنامه بال (1912) آنرا قيد نموده ... هر اندازه دشواری يك چنين تبديلی در فلان يا به همان لحظه عظيم به نظر آيد باز هم در شرايطی كه جنگ صورت واقعيت بخود گرفته، سوسياليست‏ها هرگز از كار تداركاتی منظم و مصرانه و مدام در اين زمينه امتناع نخواهند ورزيد. تنها از اين طريق است‏كه پرولتاريا می‏تواند خود را از چنگ وابستگی به بورژوازی شوونيست برهاند و به شكل‏های گوناگون و با سرعتی زياد يا كم در راه آزادی واقعی خلق‏ها و در راه سوسياليسم با گام‏های مصمم پيش رود".

 

با اين اوصاف نه به جمهوری اسلامی و مخالفت با هر نوع جنگ‏های ناعادلانه و امپرياليستی به معنای برسميت شناختن حقوق و منفعت كارگران و زحمت‏كشان تلقی می‏گردد و بدون كمترين شك و شبهه‏ای نمايان‏گر انتقام‏جوئی از رژيم وابسته‏ای‏ست كه دستان‏اش تا مرفق به خون بهترين فرزندان توده‏های ستم‏ديده آغشته می‏باشد. در جنگ احتمالی، اين رژيم جمهوری اسلامی نيست كه در جايگاهِ ستم‏ديدگان قرار می‏گيرد بلكه خودِ سران حكومت از زمره ستم‏گران‏اند و بايد به همراه اربابان‏شان مورد تعرض انقلابی كمونيست‏ها و مبارزين راه رهائی قرار گيرند. طبعاً بر هر عنصر كمونيستی‏ست كه در هر موقعيت و شرايطی، انتقام خون بر زمين ريخته شده‏ی هزاران انسان را از سران رژيم جمهوری اسلامی باز پس گيرند و آنانرا از تاج و تخت‏شان به زير كشند.

بر خلاف نظر "توفان" رژيم جمهوری اسلامی يك لحظه - چه در شرايط كنونی و چه در كوران جنگ‏های ناعادلانه و امپرياليستی - مستحق حكومت‏داری نيست. به زور سران حكومت را بر سر كار گمارده‏اند تا منفعت‏شان پا بر جا بماند. روشن است‏كه "توفان" هيچ‏گونه درسی از جابجائی رژيم‏های طالبان، صدام و غيره نگرفته است و نمی‏داند كه هر زمان منفعتِ قدرت‏های جهانی ايجاب نمايد، يك شبه آرايش و تركيب سياسی حكومت‏های دست‏نشانده‏ی خود را تغيير داده و دست‏پروردگان ديگری را به قدرت می‏نشانند. به باور سرمايه‏داران جهانی هر يك از اين حكومت‏ها تاريخ مصرفی دارند و می‏بايست با دنيای جديد باز تعريف گردند. افغانستان، عراق و پاكستان در حال تغيير، الگوی چنين حقيقت‏اند.

 

البته كه "توفان" وظيفه‏ی خود را در قبال جنگ احتمالی امپرياليست‏ها و بويژه امپرياليست امريكا كاملاً و بدون كوچك‏ترين توهمی روشن نموده است و با "جسارت" و "شهامت" در خور شايسته قصد دارد همراه با رژيم جمهوری اسلامی، رژيمی كه تجربه‏ی سركوب خونين 29 ساله‏ی اعتراضات كارگری – توده‏ای را دارد، مانع‏ی "متجاوزين" از سرزمين ايران گردد!! "توفان" قصد دارد تا ابتدا در كنار سران حكومت و با ايده‏ی "دفاع از ميهن" به جنگ با "متجاوزين" خارجی بپردازد و بعد از آن تكليف خود را با سركوبگران داخلی روشن نمايد!!! بر اين اساس است‏كه می‏گويد: " حزب ما با پوچ گوئیهائی نظیر اینکه در ایران سه گروه و سه دسته وجود دارد، باید یک “جبهه سوم“ ایجاد کرد، یا باید هماهنگ علیه امپریالیسم و صهیونیسم جنگید و در عین حال جمهوری اسلامی را سرنگون کرد اعتقادی ندارد. بانیان این ادعاها را از نظر سیاسی بزدل می داند که هرگز در فکر ایران و مردم کشورشان نیستند. هدفشان کسب قدرت سیاسی و رهبری مبارزه مردمشان نیست. کار “سیاسی“ برای آنها یا دکان اخاذی از بیگانگان است و یا دلمشغولی برای رفع بیکاری تا آخر عمر که “خوشنام“ بمیرند". و در ادامه می‏گويد " سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وظیفه مردم ایران و مربوط به مردم ایران است و تنها از طریق روند مبارزه با دفع تجاوز بیگانگان می تواند تحقق یابد. جنگیدن در دو جبهه و یا تبدیل جنگ تجاوزگرانه به جنگ داخلی با یاری بمباران هواپیماهای صهیونیسها و امپریالیستها توسط مشتی تئوریسینهای مخبط، از نظر تئوریک بی پایه، از نظر سیاسی خودکشی، از نظر عملی مسخره و در خدمت نیروهای تجاوزگر است. این شعار زود رس، غیرمسئولانه و عملا جنایتکارانه است".

 

كاملاً برای همه مسجل گرديده است‏كه "توفان" مدعی ماركسيست – لنينيست، فرسنگ‏ها از آموزه‏های بزرگان انقلابات كارگری – توده‏ای فاصله دارد و به همين دليل روشن است‏كه قصد دارد در جنگ احتمالی در جبهه‏ی ضد انقلاب قرار گيرد. "توفان" عزم خود را جزم نموده است تا بمانند اكثريت و حزب توده كه در جنگ امپرياليستی ايران و عراق دوشادوش سران حكومت و در كنار سپاه پاسداران در دو جبهه، هم با "متجاوزين" و هم با توده‏های معترض، كمونيست‏ها و مبارزين به جنگ پرداختند، بپردازد؛ چرا كه بزعم خويش قصد ندارد در جريان جنگ‏های ناعادلانه و امپرياليستی برای "حزب"اش دكان باز كند و مايل است به عنوان پادو و شاگرد گوش به فرمان و بی چون و چرای حاكميت، زمينه‏‏ی بقای عمر هر چه بيشتر سران جنايت‏كار رژيم جمهوری اسلامی را فراهم نمايد. براستی كه "توفان"، طوفان بپا كرد و با ارائه‏ی نظرات تهوع‏آوری هم‏چون "دفاع از ميهن"، می‏خواهد خود را در جايگاه اكثريت و توده‏ای‏ها قرار دهد و در جنگ‏های ناعادلانه و امپرياليستی، آتش بيار معركه‏ی جانيان بشريت باشد.

 

 

 

11 آذر 1386

2 دسامبر 2007

لنيك مطلب حزب كار ايران - توفان

http://www.mano-paltalk.net/pdf/t21.htm

 

http://triboonshoma.blogfa.com

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت