ارعاب توده‏ها به بهانه‏ی مبارزه با باصطلاح ارذال و اوباش!

 

 

شباهنگ راد

مشاهده‏ی صحنه‏ی ايران اين‏روزها بسيار دردناك است. فاسدان و ارذال و اوباشان رژيم در تداوم سياست‏های سركوبگرايانه‏ی‏‏شان، يورش جديدی را عليه‏ی قربانيان نظام و مخالفين قوانين ارتجاعی حاكم بر جامعه سازمان داده‏اند.

سابقه‏ی تعرض عريان به زنان و همه‏ی محرومان در زير سايه‏ی رژيم جمهوری اسلامی امر تازه‏ای نيست. دولت‏مردان حاكم هر از چند گاهی و به بهانه‏های گوناگون سعی می‏نمايند تا با توسل جستن به زور و خشونت، توده‏های معترض و بی‏سلاح را تحت كنترل كامل خود در آورند. رفتار روتينی كه با ماهيت نظام حاكم مطابقت داشته و پاسخگوی منافع‏ی دنيای سرمايه‏داری‏ست. بر همين اساس جمهوری اسلامی به هيچ قانونی جز به قوانين مصوبه‏ی سرمايه‏داران وابسته و حاميان‏اش پای‏بند نيست. نيروهای مسلح خود را به خيابان‏ها می‏فرستد و زنان را مورد توهين و تحقير قرار می‏دهد؛ جوانان را بدليل نوع پوشش‏‏شان به زير مشت و لگد می‏گيرد تا سياست ترس و وحشت را بر جامعه‏ی ايران مستولی گرداند.

 

چندی روزی‏ست كه رژيم جمهوری اسلامی در پی "مبارزه با بد حجابی" و ضرب و شتم قرار دادن زنان، يورش ديگری را عليه‏ی قربانيان نظام امپرياليستی تحت عنوان "برخورد با ارذال و اوباش" آغاز نموده است. دولت‏مردان حاكم در شرايطی به چنين اقدام جنايتكارانه‏ای دست می‏زنند كه جامعه‏ی ايران در بحران عميقی فرو رفته و ابعاد نارضايتی مردم غير قابل كنترل گرديده است. تظاهرات، اعتصابات و اعتراض به اوضاع نابسامان و بغايت دهشتناك، سراسر ايران را فرا گرفته است. همه ناراضی‏اند و جان‏شان به لب‏شان رسيده است. حقوق و ارزش انسانی امروزه در چارچوبه‏ی مناسبات كنونی به رذيلانه‏ترين شكل ممكنه دارد لگدمال می‏شود. مخالفت به اوضاع وخيم و اسفبار از جانب قربانيان نظام سرمايه‏داری بی‏معناست. سران حكومت هم با آگاهی از چنين وضعيتی قصد دارند تا با هر چه ميليتاريزه نمودن جامعه، مانع‏ی اعتراضات رو به جلوی توده‏ها گردند. روزی طرح كفك زده‏ی مبارزه با "بد حجابی" را در مقابل خود قرار می‏دهند و هزاران دختر و زن را دستگير و روانه‏ی سياه‏چال‏های مخوف خود می‏نمايند و روزی ديگر ارذال و اوباشان خود را به جان معترضين به سياست‏های ظالمانانه‏ و قربانيان نظام امپرياليستی می‏اندازند تا بقول خويش جامعه را از شر بر هم زدگان "نظم عمومی" و سلب كنندگان "امنيت و آسايش" مردم پاك نمايند!!     

 

حقيقتاً امروزه كمتر كسی است‏كه به ماهيت رژيم جمهوری اسلامی به عنوان حافظ منافع‏ی مشتی منفعت‏طلب و سودجو پی نبرده باشد. در اين مدت رژيم زندگی ميليون‏ها تن از محروم‏ترين اقشار جامعه را به تباهی كامل كشانده شده است و زندگی ميليون‏ها تن ديگر، در شرف نابودی‏ست. فساد و هزاران بلايای اجتماعی سر تا پای جامعه‏ی ايران را فرا گرفته است و هر روز ابعاد تكان‏دهنده‏‏تری بخود می‏گيرد. در اين ميان هزاران زن بدليل نداری و تأمين نيازهای اوليه‏ی زندگی مجبوراند تا به كارهای ناخواسته‏ای تن در ‏دهند و هزاران دختر زير 15 سال توسط باندهای قاچاق انسان مورد سوءاستفاده‏های گوناگون قرار می‏گيرند و بدن‏های نحيف كودكان را مثله و بفروش می‏رساند تا زورمداران بتوانند در رفاه و آسايش كامل به حيات انگل‏وارشان ادامه دهند. به عبارت واقعی‏تر زندگی در ايران برای توده‏های ستم‏ديده بمانند مرگ تدريجی‏ست و شادی و سرزندگی در خانه‏های محقر آنان هيچ جايگاهی ندارد. اين رژيم مولّد چنين وضعيتی‏ست. طبعاً با وجود چنين سيستم و مناسباتی، مصائب و ناهنجاری‏های اجتماعی رو به افزون می‏باشد و قابل ايستا نيست و با شدت هر چه تمامتری باز توليد خواهد شد.

 

در اين اثنا پاسخ و اعتراض به اوضاع جاری، گلوله و خشونت است و هيچ قانونی جانب توده‏ها را نخواهد گرفت؛ چرا كه قانون حاكم بر جامعه، سخنگوی خواسته‏ها و مطالبات بحق كارگران و زحمت‏كشان و همه‏ی قربانيان نظام امپرياليستی نيست. قانون تدوين شده‏ای‏ست كه توسط سرمايه‏داران تنظيم گرديده است و كاملاً مدافع‏ی حق و حقوق و رژيم حامی آن‏هاست. بی جهت نيست كه آنان بطور روزانه، زور را عليه‏ی محرومان بكار می‏بندند تا بر عمر خويش بی‏افزايند. زور سازمانيافته‏ای كه از همان آغاز بر سر كار گماردن‏شان توسط امپرياليست‏ها در ايران، ما شاهد آنيم. جمهوری اسلامی در يك كلام مترداف است با رژيم جنايت و سركوب. بنابراين علم نمودن طرح‏‏های كهنه‏ شده‏ای همچون "مبارزه با بد حجابی" و برخورد با "ارذال و اوباش" به معنای نمايش چندين باره‏ی قدرت و ارعاب توده‏هاست.

 

انتظاری بيش از اين، از رژيم جمهوری اسلامی نمی‏رود. از جانب كارگران و زحمت‏كشان كه روزانه تيغ جلادان بر شانه‏های سراسر رنج‏شان سنگينی می‏كند، توهمی نيست. نادانان و ناپيگيران انقلاب‏اند كه متوهم‏اند و در صدد تطهير كليت نظام ظالمانه‏اند. نظامی‏كه از كُشته‏ها پُشته‏ها ساخته است و به يمن سرنيزه قادر به حكومت‏داری‏ست. با اين اوصاف در مقابل چنين وضعيتی و در برابر رژيم سراپا خشونت چاره چيست و مهمتر از آن چگونه می‏توان از اين همه مصائب و دشواری‏های زندگی خلاصی يافت؟

واضح است‏كه تعرض به زنان و جوانان در ايران يد طولائی دارد و همه در زير ماشين و دستگاه‏های سركوب نظام له و لورده شده‏اند. قدرت‏مداران خانه‏ی محقر و گلی خلق‏ها را به آتش می‏كشند؛ كارگران معترض را اخراج، دستگير و سر به نيست می‏نمايند؛ هر زمان كه خود صلاح دانسته‏اند، قوانين "انضباطی" و "شرعی" وضع می‏نمايند و به پاس سلاح و خونريزی آن‏ها را به اجراء در می‏آورند تا به باور خويش ريشه و تنه‏های مقاومت و مبارزه در صحن جامعه را بسوزانند. بی‏ترديد عليرغم چنين وضعيتی می‏توان ريشه‏ی خشونت را سوزاند؛ می‏توان مانع‏ی دست‏اندازی‏های رژيم بر جان و مال توده‏ها گرديد؛ می‏توان صحنه‏های دردناك و فجيعی كه در چند روز اخير در ايران ما شاهد آن بوده‏ايم را بيش از اين، مشاهده ننمود و پرونده‏ی سراسر جنايات رژيم جمهوری اسلامی را با تمامی جناح‏های رنگارنگ‏اش دفن نمود.

 

دشمن طبقاتی مردم به حقوق و منافع‏ی توده‏ها تعرض می‏كند، طبعاً بايد به منافع‏ی بناحق‏اش تعرض شود. پاسخی دگر ممكن نيست. راهی نمانده است. زمانه حكم می‏كند تا در برابر تعرض، سياست تعرض را پيشه‏ی خود ساخت. حريم تجاوز شده‏ی توده‏ها را نمی‏توان با گفتمان و يا با روش‏های مسالمت‏آميز باز پس گرفت و از آن پيروز بدر آمد. نتايج سراسر مخرب و هزينه‏پرداز چنين روند و پروسه‏ای را، بيش از دو دهه است كه ما شاهديم. مسير را بايد كاملاً متحول ساخت و چرخه را به سمت بالندگی و پيروزی به حركت در آورد. جنگ يك‏طرفه خونين و خانمان برانداز را بايد به جنگ دو طرفه‏ و در هم كوبنده تبديل نمود. چشم‏انداز رهائی، در چنين روندی قابل تصور می‏باشد. جواب مشت را با مشت، خون را با خون و گلوله را با گلوله بايد پاسخ داد. اين رژيم مستحق دريافت چنين پاسخی از سوی مدافعين واقعی منافع‏ی توده‏های ستم‏ديده می‏باشد. جمهوری اسلامی هزاران مادر را دغدار نموده است و هزاران تن از بهترين فرزندان كارگران و زحمت‏كشان را به سبوعانه‏ترين شكل از دم تيغ گذراند و همچنان در پيش است. وقت آن است تا ميدان و نوع كاری تحول‏گرا را با دقت و ظرافت انقلابی در دستور كار خويش قرار داد و آرامش و امنيت دلخواه‏ی سرمايه‏داران وابسته را در هم ريخت. نظام سراپا مسلح و خشن را تنها در چنين ميدان و بستری می‏توان بزير كشيد و زمينه‏های توهين، تحقير و سركوب شنيع قربانيان سيستم و مناسبات استثمارگرايانه را در جامعه از بين برد. تجربه‏ی بيست و چند ساله نشان داده است تا مادامی‏كه نيروی عمل به ميدان نيآيد و در برابر تعرضات رژيم عرض و اندام ننمايد، ارگان‏های سركوبگر نظام همواره دست بالا را خواهند داشت و همچنان زندگی را بر همه‏ی محرومان و قربانيان نظام تنگ و تنگ‏تر خواهند نمود.

 

 

26 مه 2007

5 خرداد 1386       

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت