در نوزدهمين سالگرد كُشتار زندانيان سياسی
شباهنگ راد
سران حكومت هزاران زندانی سياسی را در دههی 60 به
جوخههای اعدام سپردند. هزاران انسانی كه جرمشان دفاع از آزادی
و رهائی تودهها از قيد و بند نظام استثمارگرايانه بود. هزاران كمونيست و
مبارزی كه در بيدادگاههای فرمايشی رژيم جمهوری
اسلامی با قامتی استوار ايستادند و تن به سازش ندادند تا از خلقشان
دفاع كنند. دههی 60، دههی اوج
قساوت و جنايات رژيمیست كه سبوعانه به ميدان آمده بود تا دنيای سكوت
و بیعدالتیها را بر فضای جامعهی ايران
حاكم گرداند. دههای بود كه جلادان و شكنجهگران نظام سرمايهداری
وابسته يورش گستردهی خود را به زندانيان دربند سازمان دادند
و دسته دسته از آنانرا به مسلخ مرگ كشاندند.
19 سال از آنزمان گذشت؛ امّا صحنههای دلخراش و دردناك آن روزگاران از
يادها نرفته است و هيچ مرهمی، درمانساز آن زخمهای عميق نيست و جنجر
تيزی بود كه سران حكومت بر سينهی كارگران و
زحمتكشان كاشتند. براستی كه قساوت آن روزگار را نمیتوان
بدرستی و كامل بيان نمود. نمیتوان با قلم، آن دردهای جانكاهِ
مادران و پدرانی را كه قلبِ جگر گوشههایشان، توسط جلادان و
شكنجهگران از كار افتاده است را، توضيح داد. نمیتوان بر زبان آورد كه
چگونه جلادان بدنهای لت و پار شده و سينهی صديقترين
فرزندان خلق را به گلوله بستند تا با خيالی آسوده به خواب روند. اين جانيان
نظام در حق محرومترين اقشار جامعه چنين كردند و تاريخ گواهی زندهایست
كه هرگز كاركردهای كثيف سران حكومت را از قلم نخواهد انداخت و نسل به نسل
از آنها با خبر خواهند شد.
در دروانی كه كفگير سياستهای جنگطلبانهی فتح
قدس از طريق كربلا به ته ديگ خورده بود و رژيم جمهوری اسلامی توسط
"رهبر" جنايتكارش مجبور گرديد تا در جنگ امپرياليستی ايران و
عراق جام زهر را بنوشد، جلادان حاكم تدارك و يورش تازهای را بمنظور كنترل
اوضاع جامعه سازمان دادند و به جان هزاران زندانی سياسیای
افتادند كه به جرم آزاديخواهی روانهی سياهچالهای
مخوفِ آنان گرديده بودند. آن جوانان و انقلابيون به اين دليل سر خود را بر باد
دادند تا به آرمانهای خلقشان وفادار بمانند. همهی زندانهای
ايران در آنزمان و همهی شهرها در تاب و تب بود. فرمان حمله به
كمونيستها و مبارزين از سوی "رهبر" جلاد صادر گرديده بود و تيمهای
كُشتار انسانها بدون كوچكترين تعللی سينهی پر از
عشق زندانيان مقاوم را نشانه گرفتند. جانِ هيچ زندانی سياسی كمونيست
و مبارز و مخالف در درون چهارديواریهای در غُل و زنجير در امنيت نبود
و هر يك از آنان در انتظار مرگ نابهنگام بودند.
شكنجهگران در آن بحبوبه همه را به صف كردند و محكوم شدگان را دوباره به
پای ميز محاكمه كشاندند. نگرانی خانوادههای زندانيان
سياسی صد چندان گرديده بود. زندانبانان و شكنجهگران ملاقاتها و ارتباط
زندانيان سياسی را با دنيای بيرون كاملاً قطع نمودند تا ابعاد جنايتكاریهای
خويش را از اذهان عمومی پنهان نگه دارند. براستی ارائهی تصوير
واقعی از آن زمان به دنيای بيرون ناممكن میباشد و نزديك به گذشتِ
دو دهه از عمر آن، همچنان عمق فاجعهی آنروزها در
خفا باقی مانده است. سران حكومت هر آنچه را كه خواستند، بر سر زندانيان
اعمال نمودند. بر سرشان ريختند و زندانها را به آتش كشيدند؛ امكانات محدود و نا
مكفی را در درون زندانها قطع نمودند تا قدرت خويش را بدينگونه در بيرون و در
درون زندانها بنمايش بگذارند. هيچ آمار و ارقام دقيق و صحيحای وجود ندارد
تا بر ميزان جنايات رژيم جمهوری اسلامی پی برد. زخم آنروزها آنچنان
عميق و كاری بود كه مراجعهی دوباره و هر
گاهه بدانها، زجرآور و تكاندهنده است.
قطعاً ميزان و پروندهی جنايتكاریهای
رژيم جمهوری اسلامی به آن دوران و صرفاً به دههی 60
خلاصه نمیگردد. طبيعتاً زورمداران از همان آغاز، ماندگاری خود را با
سركوب بیوقفهی كمونيستها، مبارزين و معترضين رقم زدهاند
و همچنان بر تداوم آن مصراند. بيهوده نيست كه همه را به بند میكشند و به
ميدانهای تير و دار روانه میسازند. خصلت و ذات سران حكومت با
دستگيری، شكنجه و اعدام كمونيستها و مبارزين گره خورده است. جنايات اين
رژيم را بايد هر لحظه به روی ميز گذاشت و توضيح داد كه سران حكومت بدون
سركوبِ اعتراضات كارگری – تودهای و بدون به بند كشيدن كمونيستها و
مخالفين، قادر به ادامهی حيات نيستند. بايد توضيح داد
آنانی كه در دههی 60 با سری بر افراشته به پيشواز
مرگ رفتند، از زمره انسانهايی بودند كه بر ديوارههای حقيقت و
آزادگی تكيه زده بودند و تا آخرين لحظه از عمر خود، بدان وفادار ماندند.
زندانيان كمونيست و مبارزی بودند كه در برابر شكنجههای ددمنشانهی
زندانبانان سر تسليم فرود نيآوردند تا خلقشان را سرافراز نگه دارند. آنان از زمره
مقاومينی بودند كه تحت هيچ شرايطی تابعی سياستهای
رژيم جمهوری اسلامی نگرديدند و دست رد بر سينهی همهی
مصالحهگران و مدافعين نظام سركوبگرايانه زدند. نام آن مبارزين و مقاومين همواره
در يادها زنده است و بر صفحات تاريخ مبارزاتی تودههای ستمديدهی ايران
حك شده است.
مطئمناً آن جنايات روا شده در حق فرزندان خلق بی پاسخ نخواهد ماند.
مطئمناً مقاومت و ايستادگی آن دلير مردان و زنان در سياهچالها بنوبهی خود سنگبنايی
بود كه بر روحيهی مبارزاتی تودهها افزود و به تبع
از آن محكیست بر حقانيت راه آنان در مقابل جنايتكاران و جاده صافكنان
نظامهای سرمايهداری در درون زندانها. مطئمناً كارگران و زحمتكشان
فداكاری و سربلندی فرزندان خود را كه در گرهگاههای
تاريخی بمانند سروان ايستاده در برابر دشمنان ظالم سر تعظيم فرود نيآوردند،
مفتخراند و اعمال نابخردان و وادادگان سياسی را از يادها نخواهند برد. بطور
يقين روزی دنيای حقانيت و دنيای آزادگی، تأوان
خونهای بر زمين ريخته شدهی دههی 60 و
تمامی دههها را از سران جنايتكار رژيم جمهوری اسلامی باز پس
خواهد گرفت و هر تيرك برق را به تيرك پاسخگوئی تبديل خواهد نمود.
جای دارد تا در نوزدهمين سالگرد كُشتار زندانيان سياسی ياد همهی
جانباختگان راه رهائی را، گرامی داشت و بر اين نكته اساسی تاكيد
نمود كه بدون مقاومت، پايداری و ايستادگی كمونيستها و مبارزين در
برابر جلادان رژيم جمهوری اسلامی در عرصههای گوناگون، انقلاب
تودههای محروم و در بند به ثمر نخواهد نشست.
21 شهريور 1386
12 سپتامبر 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ