در گرامیداشت کُشتار زندانیان
سیاسی سال 1367
شباهنگ راد
هزاران
کمونیست و مبارز بمانند سروانی ایستاده به پیشواز مرگ
شتافتند تا مانع ی تحقق سیاست های ارتجاعی رژیم
گردند. 18 سال است که از آنزمان می گذرد. 18 سالی که
عزیزترین فرزندان خلق، آلات و ابزار شکنجه های رژیم را به
سخره گرفتند تا مرگ را بر ننگ ترجیح دهند. مرداد و شهریور ماه سال 67
بود. رژیم جمهوری اسلامی بعد از نوشیدن جام زهر توسط
"رهبر" فقیه اش، ماشین سرکوب خود را روغن کاری نموده
است و در یک نقشه ی سازمانیافته، یورش گسترده ی خود
را علیه ی بی دفاع ترین انسان ها سازمان داده است. انسان
هایی که در چهار دیواری های در غُُل و زنجیر از
ابتدائی ترین حقوق برخوردار نبوده و هر لحظه در انتظار مرگ نابهنگام.
براستی که سئوال این است که جرم آنان چه بوده است و چرا جلادان و
شکنجه گران رژیم از آنان هراس داشتند و به کدامین جرم می
بایست بدن های پر از درد و رنج شان مورد آماج گلوله های
سربی جنایتکاران قرار گیرد؟
ماه
های پایانی دهه ی اوّل عمر رژیم بود. دهه ای
که اعتراضات توده ای روز به روز دامنه ی نوینی تری
بخود می گرفت. جمهوری اسلامی هم به سیاق
همیشگی اش در قبال مطالبات بحق توده های ستم دیده از
سیاست معین و روشنی پیروی می نمود.
سیاستی که از همان اوان بقدرت رسیدن اش در دستور کارش قرار
گرفته بود و یک لحظه از آن غافل نماند تا مباداً پایه های
حاکمیت اش بمخاطره افتد. بهمین اعتبار یگانه تکیه گاه اش
سلاح و سرکوب بود. هر جوشش مبارزاتی را بخاک و خون می کشاند.
دستگیری و شکنجه ی فرزندان محروم ترین اقشار جامعه، بجرم
آزادیخواهی بی وفقه ادامه داشت و هر اعتراضی بدون
کوچکترین تعللی و در نطفه ی ترین شکل اش سرکوب می
گردید. هدف رژیم بر آن بود تا با کَشتار کمونیست و
مبارزین راه رهائی در درون زندان ها و با گسترش تور
پلیسی، بر نارضایتی های فزاینده ی
جامعه فائق آید. می بایست سیاست دوران بعد از جنگ و سر
آغاز "بازسازی" پس از جنگ را پایه ریزی نموده
تا عمر سلطه ی ننگین اش را طولانی تر نماید.
عملی
نمودن چنین سیاستی مستلزم ایجاد رعب وحشت هر چه
بیشتر در جامعه بود. بر همین اساس تعرض به جان زندانیان
سیاسی را در سر لوحه ی کارش قرار داد تا بخیال خویش
بتواند بر سیاست های ارتجاعی اش جامه ی عمل بپوشاند. در
آن روزها رژیم با وقاحت تمام دسته دسته از زندانیان سیاسی
را در دادگاه های فرمایشی چند دقیقه ای بمرگ محکوم نمود.
همه از آینده ی خود بی خبر بودند. زندانبانان رژیم به
بهانه های گوناگون زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار
می دهند. نگرانی خانواده های زندانیان سیاسی
صد چندان گردیده بود. هر روز رژیم تعداد بی شماری از
خانواده ها را داغدار می نمود و بر زخم های التیام نیافته
ی آنان می افزود. جامعه کاملاً در تب و تاب و در حسرت بسر می
برد. رژیم عزم خود را جزم نموده بود تا با کَشتار وسیع زندانیان
مقاوم بر اهداف پلیدش دست یابد و جامعه ی اعتراضی را
بالکل تحت کنترل خود در آورد؛ امّا غافل از آنکه سرکوب عنان گسیخته نه تنها بر
دامنه ی اعتراضات بحق توده ای نکاسته است، بلکه آنانرا در
دستیابی به حقوق پایمال شده ی شان استوارتر نموده است.
بیهوده نیست که هر ساله خانواده های زندانیان
سیاسی جانباخته ی سال 67، بهمراه دیگر آزادیخواهان
بر مزار آن عزیزان گرد هم آمده و هر چه رساتر بانگ بر می آورند که
یک لحظه از مبارزه علیه ی مرتکبین و بانیان آن
جنایات فجیع دست نخواهند شست.
درود
بیکران به تمامی جانباختگان راه آزادی و به همه ی
کمونیست ها و مبارزینی که در کَشتار دسته جمعی سال 67،
جان خود را وثیقه ی انقلاب رهائی بخش خلق های
میهنمان نمودند؛ بدون شک روزی فرا خواهد رسید که توده های
ستم دیده در نبردی قهر آمیز و با دستان توانمند خویش
عاملین و آمراین آن فاجعه ی دردناک را به سزای اعمال
ننگین شان برساند.
12
شهریور 1385
3
اگوست 2006
ـــــــــــــــــــ