چگونه
وطنپرستان
توفان برای
دفاع از وطن
خود آماده
میشوند!
"كارگران
ميهن ندارند.
كسی نمیتواند
از آنها چيزی
را كه ندارند،
بگيرد" –
مانيفست حزب
كمونيست –.
شباهنگ راد
تنش
در دنيای
سرمايهداری
و متعاقباً
موضوع حملهی
احتمالی به
ايران از جانب
امريكا باعث گرديده
است تا تفكرات
رو نشدهی
جرياناتی همچون
حزب كار ايران
– توفان را به
بالا آورد و
موقعيت و
جايگاه آنانرا
در جنگهای
ناعادلانه و
امپرياليستی
روشن سازد.
حقيقتاً كه
اين روزها
توفان بيش از
حد معمول و
هميشگیاش به
تقلا افتاده
است و تلاش
مینمايد تا
سياستها و
ارزيابی به
غايت غير
اصولی و تخريب
كنندهی خود
را پيرامون
جنگهای ملی،
ناعادلانه و عادلانه
توضيح دهد.
البته كه بايد
اين جار و جنجال
راه
انداختنها و
گرفتن پُز
انقلابی از جانب
توفان را به
پای تمايلات
سياسی –
طبقاتیاش
واريز نمود و
متعاقباً
بايد دانست كه
تنگناها و
گرهگاههای
مبارزاتی
بنوبهی خود
میتواند سنگ
محكی باشد تا
كمی بيشتر و
عميقتر به
ماهيت چنين
جرياناتی پی
ببريم.
ايدئولوژی
كمونيستی با
وضوح كامل
ادراك خود را
پيرامون
جنگهای
امپرياليستی
و ناعادلانه
روشن ساخته
است. بنابراين
نمیتوان به
اسناد ثبت شده
و پراتيك بر
جای ماندهی
بزرگان
انقلابات
كارگری
دستبرد زد و
تعابير
دلبخواهئی از
آنها به
بيرون كشيد.
بايد اذهان
نمود كه ما همواره
در دنيای
طبقاتی شاهد
جنگهای
امپرياليستی
و ارتجاعی
فيمابين
سرمايهداران
جهانی از
يكسو و
جنگهای
انقلابی و
عادلانه فيمابين
كارگران و
زحمتكشان
عليهی قدرتهای
بزرگ و
دولتهای
سراپا
وابستهیشان
از سوی ديگر بودهايم.
البته
چنانچه
صفحات تاريخ
را نه بر اساس
منفعت و اميال
سودجويان بل
از جنبهی منافعی
بیچون و چرای
تودههای
ستمديده، ورق
بزنيم، بدون
شك به اين
نتايج و
جمعبند روشن
دست خواهيم
يافت كه
جنگهايی را
كه ستمديدگان
به همراه
فرزندانشان
عليهی حاكمان
زورگو و
حاميانشان
براه
میاندازند،
از زمره
جنگهای
انقلابی،
عادلانه و
رهائیبخش تلقی
گشته و در
مقابل
جنگهای
خانمانسوزی
وجود دارند كه
از جانبِ
دولتهای
وابسته و مرتجع،
دول بزرگ
جهانی به
منظور
سهمبری هر چه
بيشتر منابعی
طبيعی كشورها
براه انداخته
میشود. طبعاً
اين نوع
جنگها، از
زمره
جنگهای امپرياليستی
و ناعادلانه
قابل
توضيحست.
بنابراين جنگ
تودههای
ستمديدهی
فلسطين،
افغانستان و
عراق عليهی
امپرياليستها،
دولتها و دستهجات
مسلح رنگارنگ
وابستهیشان،
جنگی انقلابیست.
جنگیست كه
همهی
مدافعين
منافعی
تودهها در يك
صف قرار
گرفتهاند و
خواهان نابودی
سلطهی ننگين
امپرياليستها،
صهيونيستها
و رژيمهای
حامی سرمايه
در هر رنگ و لباساند.
بی دليل نيست
كه ماركسيست –
لنينيستها
همواره بر اين
نكته تاكيد
میورزند كه
در آغاز میبايست
ماهيت حقيقی
سازماندهندگان
دو طرف درگير
جنگ را بدرستی
باز شناخت و
سپس به له و عليهی
آنها
بپاخاست. به
جرأت میتوان
گفت، درس و
امتحان
كمونيستی كه
توفان قادر
نگرديده است
تا از آن موفق
و پيروز بيرون
بدر آيد.
به
عنوان نمونه
توفان در
نوشتهی «دو خط مشی
در ارزیابی از
اوضاع کنونی»
میگويد: "جنگهائی
هستند که
امپریالیستها
بر ضد ممالک
غیر
امپریالیستی
انجام می
دهند. این جنگها
تجاوزکارانه
بوده و ملل و
دول مورد تجاوز
حق دارند برای
استقلال خویش
بر ضد این
ممالک توسعه
طلب و غارتگر
بجنگند. این
نوع جنگها
جنگهای استقلال
طلبانه و بر
ضد
استعمارگران
است.... برای کمونیستها
هرگز در درجه
اول اهمیت
قرار ندارد که
دولتهای مورد
تجاوز
انقلابی و یا
کمونیستی باشند
و یا نباشند.
ایدئولوژی
این دولتها
هرچه باشد
قربانی
تجاوزند و حق
دفاع از خویش
را در مقابل
تجاوزگر دارا
می باشند...
بهمین جهت
کمونیستها از
مبارزه مردم
فلطسین بر ضد
ارتجاع
اشغالگر
صهیونیستی
حمایت می
کنند. اینکه
رهبری این
مردم در کف
سازمان حماس
است اهمیت
درجه دوم در
این مبارزه
دارد. به
بهانه ارتجاعی
بودن
ایدئولوژی
اسلامی حماس
نمی توان
اشغال سرزمین
فلسطین را
توجیه کرد".
شعار "همه
با هم" و حفظ و
حراست از
"ميهن" اين روزها
به سر تيتر
"مبارزاتی"
توفان تبديل
گشته است.
ميهنی كه در
دستان
سركوبگران و
جانيان بشريت
قرار گرفته
است و دارند
هر روز در صحن
اجتماع مرتكب
جنايات فجيع
میگردند. نفی
مبارزهی
طبقاتی و
تمكين در
برابر ظلم و
ستم حكومتهای
خودی به
بهانهی
"دفاع از
ميهن"، به يگانه
شعار و
چكيدهی
تفكرات عقب
ماندهی توفان
در اين برهه
از زمان مبدل
گشته است و
دارند پيشاپيش
خود را برای
انجام چنين
وظايفِ ضد مردمی
آماده
میكنند. اگر
برای توفان
ماهيت ارتجاعی
و سياستهای
سركوبگرايانهی
حماس از
درجهی اهميت
برخوردار
نمیباشد و
علیالسويه
به حساب
میآيد و حاضر
است با آنان
در جبههی جنگ
"ضد
امپرياليستی"
قرار گيرد؛
امّا برای
كمونيستهای
حقيقی،
همواره اين
موضوع مهم
مطرح میباشد
كه سياستهای
حاكم بر طرفين
جنگ چگونه
تعريف
میگردد و هر
يك از آنان
مدافعی
منافعی كدام
طبقه و اقشار
جامعهاند.
رژيم جمهوری
اسلامی،
حماس،
طالبان، دولت
كرزای، دولت
عراق همه و
همه از جمله
دولتهای
سركوبگر و
نيروهای
مرتجعای
هستند كه
سرشان به بالا
وصل است. آنان
بنابه
ماهيتشان
نمیتوانند در
جبههی
جنگهای
عادلانه و
مردمی قرار
گيرند؛ آنان
خود از جمله
راهاندازان
جنگهای امپرياليستی،
خونين و
ناعادلانهاند.
جنگ فيمابين
حماس، طالبان
و غيره با
اشغالگران
صهيونيست و
امپرياليستها،
جنگ انقلاب با
ضد انقلاب
نيست. جنگ
جانيان و
ارتجاعيونیست
كه به منظور
چپاول و غارت
هر چه بيشتر
تودهها، به
جان هم
افتادهاند.
انتساب
واژهی
قربانی و امثالهم
برای نيروها و
دولتهای
سركوبگری
همچون رژيم
جمهوری
اسلامی به
معنای تخريب و
كج فهمی
واژههاست.
لنين در
سوسياليسم و
جنگ میگويد: "ليكن تجسم
كنيد يك
بردهدار كه
دارای صد برده
است عليه
بردهدار
ديگر دارای
دويست برده
میباشد برای
توزيع
"عادلانه"
بردهها به
جنگ بپردازد.
روشن استكه
استعمال
عبارت جنگ
"تدافعی" يا
جنگ "برای
دفاع از ميهن"
از نظر تاريخی
مردود بوده و
در عمل چيزی
نيست مگر فريب
محض مردم
عادی،
بیسوادان و
ناآگاهان به
وسيله
بردهداران
تردست. درست
از همين طريق
استكه
بورژوازی
امپرياليست
كنونی با ايدئولوژی
"ملی" و عبارت
"دفاع از
ميهن" خلقها را
در جنگی كه
اكنون بين
بردهداران
به منظور تحكيم
بردگی در
گرفته است،
فريب میدهد".
از آنجا
كه توفانیها
با آموزههای
ماركسيست –
لنينيست
بيگانهاند و
در دوران
جنگهای ناعادلانه
و
امپرياليستی
هيچگونه
اعتقاد و باوری
به مبارزهی
طبقاتی
ندارند،
بنابراين طبيعیست
كه سياست "همه
با هم" را
پيشهی خود سازند
و در جنگ
احتمالی، پشت
سر
«احمدینژاد»
قرار گيرند.
امّا بدون
كمترين شك و
شبههای بايد
اعلان نمود كه
نظر
كمونيستهای
وفادار به انقلاب
رهائیبخش،
خلاف
توفانیهاست
و آنان بدون
كمترين توهمی
و با هر
اندازه توان و
امكانات در
مقابل همهی
مدافعين دفاع
از ميهن امپرياليستی
بپا خواهند
خاست و پتهی
همهی مشاطهگران
بورژوازی را
بر روی آب
خواهند ريخت.
مضافاً
اينكه
خواندهايم و
شاهد
بودهايم كه
شعلهور شدن
چنين
جنگهايی نه
تنها در خدمت
به منافعی
كارگران و
زحمتكشان
نيست بلكه
زندگی آنانرا
در ابعاد
دهشتناكتری
به فلاكت
میكشاند و
برندگان
واقعی چنين
جنگهايی كسانی
جز
راهاندازان
آنها
نمیباشند. به
همين دليل
استكه
كمونيستها
در جنگ و
دعواهای طبقات
استثمارگر و
حاكم، شركت
ننموده و
همواره پرچم
شعار جنگهای
ناعادلانه را
به جنگهای
عادلانه
تبديل
نمائيد، بر
میافرازند.
بيهوده نبود
كه لنين در
دوران جنگ
جهانی اوّل
معنا و ماهيت
واقعی
جنگهای
امپرياليستی
را بر ملا
نمود و
دربارهی
غرور ملی
وليكاروسها
میگويد: "در
قرن بيستم در
اروپا (ولو در
خاور دور آن)
نمیتوان از
"ميهن دفاع"
كرد مگر
اينكه با كليهی
وسائل
انقلابی بر ضد
سلطنت و
ملاكان و سرمايهداران
ميهن خود،
يعنی بدترين
دشمنان خويش
مبارزه نمود؛
شكستی كه برای
نه دهم جمعيت
وليكاروس حكم
كمترين بلا را
دارد، زيرا
تزاريسم نه
تنها بر اين
نه دهم جمعيت
از لحاظ
اقتصادی و
سياسی ستم روا
میدارد بلكه
با خو دادن
آنها به
ستمگری نسبت
به ملتهای غير
و با استتار
ننگ خويش از
طريق
عبارتپردازیهای
سالوسانه و
ظاهراً
ميهنپرستانه
اخلاقشان را
تباه میكند،
خوارشان
میسازد، حيثيتشان
را بر باد
میدهد و به
راه رذالت میاندازد".
روشن استكه
نمیتوان خود
را به عنوان
ماركسيست –
لنينيست مورد
خطاب قرار داد
و آموزههای
لنين را
وارونه بكار
بست و به تبع
از آن ماهيت
جنگهای
ناعادلانه را
دگرگونه جلوه
داد. روشن
استكه تحريف
و جعل تاريخ
از زمره
وظايفِ روتين
دشمنان مردم
است و كمونيستهای
حقيقی همواره
در هر قد و
قوارهای با
آنها
مخالفاند و
ميراثدار
آرمانهای
والای كارگران
و زحمتكشان
میباشند. بر
خلاف نظر توفان
كمونيستهای
صديق بر اين
اعتقاداند كه
مقدمهی
برقراری
جامعهی
سوسيالستی و
كمونيستی،
جانبداری از
حكومتهای
ارتجاع و سركوبگر
خودی نيست. با
داد و قال راه
انداختنها،
فحاشی،
افتراء و جعل
تاريخ
نمیتوان
برای خود
حيثيت خريد.
دو طرفِ
صندلی جنگ
احتمالی و يا
هر جنگ ناعادلانهای
مشخص میباشد
و تحت هيچ
شرايط و
عنوانی
نمیتوان
ماهيت واقعی
آنها را در
اذهان عمومی
كمرنگ و يا
بیرنگ نمود. دو
طرفِ، از قبل
تعيين شده
دارد و نشستن
بر روی هر يك
از آنها به
هر بهانهای
به معنای پشت پا
زدن به
منافعی
محرومان تلقی
میگردد. روشن
استكه
صلحطلبان و
آزاديخواهان،
مدافعين عملی
و ياران نظری
چنين
سياستهای
انقلابیای،
جانب مردم
رنجديدهی
خود را خواهند
گرفت و با
حاكمان زورگو
و چپاولگر سر
جنگ دارند.
اگر توفان
آگاهانه و با
"شجاعت" و با
"جسارت" در
خور
شايستهای
اين روزها در
تلاش است تا
بعد از دو
دهه، مدافعين
عملی – نظری جنگ
امپرياليستی
ايران و عراق
را تطهير
نمايد و بر
سياستهای
خائنانهی
آنان حقانيت
بخشد؛ امّا
موضعی
كارگران و
زحمتكشان و
همهی نيروهای
انقلابی در
قبال
جرياناتی
همچون اكثريت
و حزب توده كه
در جنگ
خانمانسوز،
دوشادوش سپاه
پاسداران و
ارتش
امپرياليستی
به "دفاع از
ميهن"
پرداختند و
جانب حكومت
خودی را گرفتند،
روشن میباشد
و همچنان
آنانرا در
زمرهی خائنين
به منافعی
خود تلقی
مینمايند؛
لكه ننگی كه
تا ابد بر
پيشانی
اكثريت و حزب
توده حك شده
است و هرگز
پاك شدنی
نيست.
اين روزها
توفان
آگاهانه و بيش
از قد و
قوارهاش
دارد، پُز
انقلابی و
مدافعی
منافعی
تودههای ستمديده
را به خود
میگيرد. دارد
به جعل تاريخ
میپردازد. به
تقلا افتاده
است و زمين و
زمان را به هم
میبافد تا
منافعی تنگ و
حقير خود را
به ديگران
بقبولاند.
توفانِ
"واقعبين"
در نوشتهی
«رهبران
ارتشهای
موهومی در فكر
كسب قدرت
سياسی»
میگويد كه: "كمونيستها
به همين جهت
مقابل تجاوز
دار و دسته
صدام حسين
ايستادند و از
ميهنشان
دفاع كردند و
مبلغ تبديل
جنگ به جنگ
داخلی
نبودند، شعاريكه
فقط در حرف و
بی عملی باقی
ماند و به خرابكاری
به نفع صدام
منجر شد، ...".
براستی كدام
كمونيست صديق
و انسان
حقيقتجو را
سراغ داريد كه
در جنگ
امپرياليستی
ايران و عراق،
جانب حكومت خودی
را گرفته است
و همچنان
بدان مفتخر
میباشد؟
"كمونيست"هايی
كه به عقيدهی
توفان دوشادوش
ارتش
امپرياليستی
و سپاه
پاسداران، همزمان
در دو جبهه،
هم در جبههی
جنگ خارجی با
متجاوزين و هم
در جبههی جنگ
داخلی عليهی
كارگران و
زحمتكشان
بپاخاستند و
بیشرمانه تودههای
محروم را گوشت
دم توپ قرار
دادند و بر
دامنهی فقر و
تنگدستی آنان
افزدوند و
هزاران تن از
بهترين
فرزندان خلق
را به دم تيغ
سپردند؟!! به
واقع كه توفان
نشان داد كه
از كدام گذشته
میآيد و
مدافعی كدام
طبقه است. جريان
كمونيستی كه
بوئی از
متدهای
ماركسيست –
لنينيستی
نبرده است و
وظيفهاش
هموار نمودن سياستهای
ارتجاعی رژيم
جمهوری
اسلامی در صحن
اجتماعست؛
رژيمی كه
لحظهای
وفاداری خويش
را به طبقهی
سرمايهدار
وابسته از دست
نداده است و
همواره و در
عرصههای
متفاوت نقش
سوپاپ
اطمينان
سياستهای
سرمايهداران
جهانی در جامعهی
ايران و
منطقهی
خاورميانه را
بر عهده گرفته
است.
عجب دنيای
ناعادلانه و
در هم
ريختهایست.
موضوع حملهی
احتمالی
بنوبهی خود
موقعيتی دست
داد تا
توفانیها بر
ميزان "دخالتگری"هایشان
بیافزايند و
سعی نمايند تا
تفكرات تخريب
كنندهی خود
را به پای
صحيحترين و
انقلابیترين
ايدهها جار
زنند. آنان
اصرار بسيار
زيادی دارند
تا سران رژيم
جمهوری
اسلامی را در
جنگ احتمالی
به عنوان
عناصر "ملی" و
كسانی كه
مدافعی
"وطن" خوداند
و میخواهند
در مقابل
"متجاوزين"
بجنگند، به
دنيای بيرون و
مردم نمايند.
به همين دليل
برای رژيم
جمهوری
اسلامی
استقلال سياسی
از
سرمايههای
جهانی
قائلاند.
تئوری كه
دهههاست
تاريخ
مصرفاش به
پايان رسيده و
كاملاً از كار
افتاده است –
به نوشتهی
نعمت
پهلوانفر
تحت عنوان
«حقيقت يا
خيانت» كه در لنيك
زير آمده است
مراجعه كنيد-.
همچنين بر
اين
اعتقاداند كه
تاكتيكها هر
لحظه قابل
تغييراند و
تضادهای اصلی
و عمده جايگزين
تضاد ديگری
میگردند. در
همين رابطه در
نوشتهی
«رهبران
ارتشهای ....»
میخوانيم
كه: " در شرایط
کنونی تاکتیک
ما این است
ممکن است در
شرایط جدید
تاکتیک ما به آن
بدل گردد که
کاملا مغایر
تاکتیک قبلی
است. بنظر حزب
ما تاکتیک
کمونیستها در
ایران در شرایط
تجاوز
امپریالیستها
و در شرایط
عدم تجاوز یکی
نیست. وقتی
امپریالیستها
به ایران حمله
کنند وضعیت
بطور کیفی
تغییر می کند.
جای تضادها
عوض می شود،
اولویتها
تغییر خواهند
کرد و بر این
اساس متحدین و
تاکتیکها فرق
می کنند". و در
قسمتی ديگر
مینويسد: "باید
میزان قدرت
طرفهای درگیر
و توانائیهای آنها
را شناخت و بر
اساس این
تحلیل
سیاستها را
تعیین نمود و
در اینجا سخن
بر سر احساس
مسئولیت و
ارزش گذاری
برای جان انسانهاست.
برای کسانیکه
جان انسانها
ارزشی ندارد
فرقی نمی کند
چه تاکتیکی
انتخاب کنند.
تاکتیک آنها
استراتژی هم
هست".
میتوان
دنيا را به
مانند
توفانیها
رقم زد و به
قول خويش و به
بهانههای
واهی ، به
ماهيت رژيم
هم، دست برد؛
میتوان جای
تضادها را عوض
و اولويتهای مبارزاتی
را جابجا
نمود؛
میتوان در
دوران جنگهای
ارتجاعی
ماهيت غير
انسانی سران
حكومت را از
نظر كيفی به
گونهای ديگر
تحليل نمود و
آنانرا متحد
خود و از زمره
انسانهای
مدافعی حقوق
مردم به حساب
آورد؛ امّا
بايد دانست كه
ديگر مجاز به
نشستن بر روی
صندلی و
جايگاه كمونيستها
نمیباشيم و
نمیتوانيم
خود را به
عنوان مبلغان
و سخنگوی
منافعی
محرومان در
دنيای سراسر
ظلم و تباهی
معرفی نمائيم.
توفان بر اين
عقيده استكه
در دروان
جنگهای امپرياليستی،
وضعيت بطور
كيفی تغيير
خواهد كرد و
بنابراين بر
همهی
انقلابيون و
بويژه كمونيستهاست
تا به پاس حفظ
و حرمت "ميهن
عزيزشان" در
كنار حكومت تا
بُِن دندان
مسلح و ضد
خلقی كه
جناياتاش
شهرهی عام و
خاص میباشد،
قرار گيرند و
به جنگ عليهی
"متجاوزين"
بپردازند!! بدون
اينكه در اين
ميان و با
صراحت تمام
اعلان نمايد
كه كدام تضاد
جايگزين تضاد
ديگر میگردد
و به تبع از آن
موقعيت و
ماهيت رژيم جمهوری
اسلامی به
عنوان حافظ
منافعی
بیچون و چرای
سرمايهداران
جهانی چگونه
قابل توضيحست؟
امّا
بر خلاف افكار
ضد ماركسيست -
لنينيستی توفان
و به باور
كمونيستها
آن جنگی ملی و
ميهنیست كه
از سياست
پرولتری و
انقلابی
پيروی نمايد و
متضمن
منافعی
تودههای ستمديده
در مقابل
سرمايهداران
جهانی و تمامی
حاميان ريز و
درشتشان
باشد. هدف و
منظور كمونيستها
در دفاع از
ميهن، ميهن
سوسياليستیست.
ميهنیست كه
تمامی
شالودههای
اقتصادی – سياسی
آن در جهت و در
خدمت سازندگی
و رفاه اجتماعیست.
مشخص نيست كه
توفان از كدام
دولت و ميهن
دارد سخن
میگويد؛
دولتی كه تا
خرخره به دولتهای
امپريالستی
وابسته است و
به لطف و مرحمت
آنان در
"كنفرانس
گوادلوپ" بر
سر كار گمارده
شده است تا
منفعت آنانرا
پا بر جای نگه
دارد.
بنابراين در
چنين
چارچوبهای
طرح شعار
"دفاع از
ميهن" و "وطن"
پوچ و تو
خالیست. با وجود
چنين سيستم و
مناسبات
گنديدهای،
تضاد اصلی و
عمدهی
خلقهای
ستمديدهی
ايران جابجا
نخواهد گرديد
و تا
مادامیكه
اين جانيان در
قدرتاند،
بقوت خود باقی
خواهد ماند.
توفان
بيهوده در
تلاش است تا
تاريخ
جنگهای انقلابی
و عادلانه را
وارونه جلوه
دهد و همچنين
بیجهت سعی
مینمايد تا
"احمدینژاد"
و امثالهم را
متحد و يار
كارگران و
زحمتكشان در جنگهای
امپرياليستی
و ناعادلانه
جلوه دهد. بدون
شك ارائهی
چنين نظراتی
نمايانگر
احساس
مسئوليت و
ارزشگذاری
بر جان
انسانها نيست
و دقيقاً شانه
خالی كردن
آشكار از بار
تعهد و
وظيفهی
انسانیست كه
ايدئولوژی
ماركسيست -
لنينيستی در
برابرش قرار
داده است.
بايد با صراحت
تمام اعلان
نمود كه
سياست،
تاكتيك و وظايفِ
عمدهی
كمونيستها
نه تنها در
كوران جنگهای
امپرياليستی
تغيير
نمیيابد
بلكه ابعاد
گستردهتری
بخود میگيرد.
وظيفهای كه
لنين در آن
دوران بر دوش
گرفت و با
سربلندی از آن
پيروز بدر
آمد. براستی
سئوال اين
استكه چرا
لنين در جريان
جنگ
امپرياليستی،
از تزار دفاع
ننمود و
شيفتهی دفاع
از وطن نگرديد
و به تبع از آن
و با روشنی و
صراحت يك
كمونيست وفادار
به انقلاب
كارگری اعلان
نمود كه "جنگ
امپرياليستی
را به جنگ
داخلی تبديل
كنيد".
به
دليل اينكه
لنين بر اين
اعتقاد بود كه
میبايست
كمونيستها
از شرايط
بوجود آمده
بمنظور
پيشبرد امر
انقلاب
استفاده
نمايند و دشمنان
كارگران و
زحمتكشان را
كه سالها بر
جان و مالشان
سيطره
انداخته است
را به زير
كشند؛ به دليل
اينكه لنين
باور عميقی به
مبارزهی طبقاتی
داشت و با
تمام وجود
عليهی
بانيان و مسببن
جنگهای
امپرياليستی
بپاخاست. امّا
توفانیهای
مدعی
ماركسيست –
لنينيست قصد
دارند بر خلاف
آموزههای
لنين در كنار
"احمدینژاد"
قرار گيرند و
در يك سنگر
"بدفاع از
وطن" بپردازند؛
وطنی كه
كاملاً در
اختيار
سرمايهداران
وابسته قرار
گرفته است و
بر خلاف نعمت
پهلوانفر
فاقد كمترين
استقلال
سياسیست.
دنيا را سرمايهداران
مفتخوار در
دستان خود قبضه
نمودهاند و
دارند به ياری
دولتهای
وابستهای
همچون رژيم
جمهوری
اسلامی به
ابتدائیترين
نيازهای
زندگی
انسانها
تعرض مینمايند،
نيروها و
عناصرئی بر
اين باور
واهیاند كه
رژيم جمهوری
اسلامی از نظر
سياسی مستقل از
سرمايههای
جهانیست.
بايد گفت كه
رواج دهندگان
چنين نظراتی
از زمان،
بسيار
عقباند و به
خيال خود بر
اين تصوراند
كه همچنان
دوران، دوران
استعمار كهن
میباشد. روشن
استكه
كمونيستی دو
دورهی
تاريخی و دو
زمان متفاوت
را از هم
تشخيص ندهد،
قادر به
راهگشائی و
بازگوئی حقايق
نيست. منطق
توفانیها بر
آن استكه اقتصاد
جامعهی
ايران با
سياست آن در
تضاد قرار
دارد و به
عبارت
روشنتر
اقتصاد جامعه
وابسته به
امپرياليسم
میباشد و
سياست آن
مستقل!! بدون
شك بايد اشاره
نمود كه
جنبشهای
انقلابی برای
اولين بار
نيست كه با
چنين دستگاه
فكری و
ايدههای
مشعشعانهای
روبرو
میگردند. مبلغين
و مروجين چنين
نظری
تودهایهای
خائن
بودهاند و
پهلوانفر هم
به همراه
توفان حاضر به
ترك آن
نمیباشد. اين
درك و متد
هيچگونه
نزديكی و ربطی
به ارزيابی
لنين از
امپرياليسم
بمثابهی
بالاترين
مرحلهی
سرمايهداری
ندارد. اين
نظر خلاف
ايدئولوژی
ماركسيست –
لنينيستی از
سيطره و
كاركرد
سرمايه در سطح
جهانیست. جای
دارد تا
مدافعين چنين
نظری بنوبهی
خود روشن
سازنند كه
سياستهای
رژيم جمهوری
اسلامی منعكس
كنندهی
منافعی
اقتصادی كدام
طبقه در جامعه
میباشد؟
بیجهت توفان
بدنبال بافتن
تئوریهای
بیمايه و از
رده خارج شدهای
همچون
استقلال
سياسی از
سرمايههای
جهانی برای
رژيم
جمهوریست.
واقعيت
اين استكه
رژيم جمهوری
اسلامی جزئی ارگانيگ
از
سرمايههای
جهانیست كه
بدون حمايتهای
همه جانبهی
قدرتهای
بزرگ جهانی قادر
به داوم نيست.
بنابراين
تعرض به
سلطهی رژيم
جمهوری
اسلامی به معنای
تعرض به
منافعی
سرمايههای
امپرياليستی
تلقی میگردد
و تا
مادامیكه
سران حكومت بر
سر كاراند،
سخن گفتن از
تغيير سياست و
تاكتيكهای
مرحلهای به
منظور به
فرجام رساندن
انقلاب
تودهای به
بهانهی
"دفاع از
ميهن"، بيهوده
و ارتجاعیست
كه با اهدافِ
پيروان راه انقلاب،
درهی عميقی
فاصله دارد.
اگر توفان
مايل است و
میخواهد در
جنگ
امپرياليستی
سياست و تاكتيكهایاش
را با سياست و
اهداف
سركوبگران
رژيم جمهوری
اسلامی منطبق
سازد و به آتش
بيار معركهی
جنگهای
امپرياليستی
تبديل گردد؛
امّا بايد
بداند كه
كمونيستها
در اين جنگ در
صف توفانیها
و رژيم جمهوری
اسلامی و ديگر
جنايتكاران
قرار نخواهند
گرفت و با
تمام وجود در
مقابل همهی
آنان و
مشاطهگران
بورژوازی به
صف خواهند شد.
بگذاريد
يكبار ديگر
برای
توفانیها
روشن گردد كه
يگانه شعار
اصولی و صحيحِ
كمونيستها در
كوران
جنگهای
ناعادلانه و
امپرياليستی،
تبديل آن به
جنگهای عادلانه
و انقلابی
میباشد.
كمونيستها
همواره بر اين
اعتقاداند كه
دامن زدن و
شعلهور
نمودن هر جنگ
ناعادلانه و
امپرياليستی،
به معنای به
فلاكت كشاندن
هر چه بيشتر
زندگی
كارگران و زحمتكشان
تلقی میگردد.
بر اين اساس
استكه همواره
خواهان قطع
فوری چنين
جنگهای
خانمانبرانداز
و
ناعادلانهاند.
كمونيستها
در چنين
جنگهايی نه
تنها جانب
يكطرف جنگ را
نمیگيرند
بلكه عليهی
هر دو سر آن،
به نبرد و ستيز
بر میخيزند.
امّا توفانِ
مخالف
منافعی تودههای
رنجبر، عزم
خود را جزم
نموده است تا در
جنگ احتمالی
به بهانهی
"دفاع از وطن"
جانب يكطرف
آن و آنهم
"خودی"ها را
بگيرد، تا به منفعت
حقيرش دست
يابد. براستی
كه اين سئوال
در مقابل
توفان قرار
میگيرد كه
تفاوت يك
سرباز اشغالگر
امريكائی با
يك پاسدار
جلاد و سركوبگر
در چيست؟
حقيقتاً
كه در اين
ميان چه كسانی
قصد دارند تا
ماهيت واحد دو
سركوبگر –
داخلی و خارجی
- را متضاد از
هم تحليل
نمايند و با
ارائهی
عقايدِ مشئمز
كنندهای
همچون برقراری
تناسب قوای
طبقاتی در
جنگ، خاك به
چشم كارگران و
زحمتكشان
بپاشانند و
واقعيات را آشكارا
زير پا
بگذارند؟
براستی كه
توفانِ
وطنپرست سنگ
تمام گذاشته
است و از هم
اكنون حساب
خود را با
كمونيستها،
نيروهای
انقلابی و
تودههای
ستمديده جدا
نموده است.
توفان تلاشاش
بر آن است تا
به محض فراهم
شدن تمامی شرايط
از نظر عملی
سلاحهایاش
را در خدمت به
منافعی
حاكمان جلاد
قرار دهد و بر
عليهی
كارگران و
زحمتكشان و
فرزندانشان
وارد ميدان
شود. وظيفهای
كه اكثريت و
حزب توده در
زمان جنگ
امپرياليستی
ايران و عراق
عهدهدار آن
بودند.
امّا
بر خلاف افكار
ضد مردمی
توفان،
كمونيستهای
صديق بر اين
باوراند كه
ستيز در دنيای
كنونی، ستيز
دو طبقه است.
ستيزیست كه
در يكطرف آن
امپرياليستها،
دولتهای
دستنشانده،
گروههای
مسلح و مرتجع
قرار گرفتهاند
و در سوی ديگر
آن ميليونها
كارگر و
زحمتكش و
فرزندانشان
به صف شدهاند
كه خواهان
حقوق به يغما
برده شدهی
خويشاند. كاملاً
روشن استكه
دو سر اين دو
نبرد، از دو
منافعی
طبقاتی
كاملاً متضاد
و معينی پيروی
مینمايند كه
تحت هيچ
شرايطی – حتی
موقتاً –
و به هر
بهانهای
نمیتوانند
در كنار هم
قرار گيرند.
حق مسلم آن
استكه همگون
شدن با
سياستهای
امپرياليستی
و دولتهای
وابسته
بدانان، تحت
لوای "دفاع از
ميهن" به
معنای خيانت
به آرمانهای
والای
كارگران و
زحمتشكان
تلقی میگردد
و بر هر انسان
آزاده و
كمونيستیست
تا سياستهای
مدافعين
منافعی
طبقات سرمايه
را افشاء و با
تمام قوا در
مقابلشان
ايستادگی نمايند.
در
دنيای سراسر
جنگ و غير
عادلانه و در
دنيای حاكميت
سرمايههای
جهانی بر جان
و مال كارگران
و محرومان،
تنها با بر
افروختن آتش
جنگ انقلابی و
عادلانه است
كه میتوان
ريشهی
جنگهای ضد
انقلابی و
ناعادلانه را
سوزاند و صلح
پايدار و
دمكراتيكی كه
متضمن منافعی
تودههای
ستمديده
میباشد را
برقرار نمود.
با اين اوصاف
بر هر انسان
آزاده و كمونيستیست
تا جدا از
روشن نمودن
ماهيت حقيقی
جنگهای
امپرياليستی
و ناعادلانه،
با تمام وجود
و در صفی
مستقل و بدور
از جانبداری
از حكومتهای
خودی،
فرصتها را
غنيمت شمرده و
به سازماندهی
جنگهای
عادلانه و
انقلابی
بپردازند و اجازه
ندهند تا
جرياناتی
همچون توفان
به بهانهی
"دفاع از
ميهن"،
چهرهی واقعی
سران رژيم
جمهوری
اسلامی را
وارونه جلوه
دهند و بر بقای
عمر بنا
حقشان
بیافزايند.
25
آذر 1386
16
دسامبر 2007
لنيك
مطالب
http:www.mano-paltalk.netpdft0612.htm
http:www.mano-paltalk.netpdfpahlavan.pdf
http:www.news-iran.dekhabargahindex.php?option=com_content&task=view&id=6996&Itemid=122
http://triboonshoma.blogfa.com/
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ