چهار سال بعد از اشغال عراق!

 

 

شباهنگ راد

چهار سالی است‏که از اشغال عراق توسط امریکا، انگلیس و دیگر متحدین‏اش می‏گذرد. وعده‏ی آنرا به مردم داده بودند که با سرنگونی «صدام» دموکراسی و آسایش بر سرتاسر عراق حکم‏فرما خواهد گردید. وعده‏ی آنرا داده بودند که چرخه‏های تولید و اقتصاد نه به نفع عده‏ای مفت‏خوار بلکه در جهت خواسته‏ها و امیال میلیون‏ها توده‏ای که از آن‏ها محروم‏اند به حرکت در خواهد آمد. وعده‏ی داده بودند که زنان و کودکان در محیطی سرشار از امنیت و رفاه ادامه‏ی حیات خواهند داد و دیگر از بی‏امنی و فقر خبری نخواهد بود و .......

 

بطور یقین چنانچه بخواهیم وعده‏های سرخرمن و ریاکارانه‏‏ی سرمایه‏داران جهان‏خواران را کنار بگذاریم و به آنچه تا کنون و در عمل در این کشور اتفاق افتاده است - و همچنان در جریان می‏باشد -، نگاهی بی‏اندازیم، چیزی جز فقر دائم‏التزاید، بی‏خانمانی، کُشتار بی‏وقفه، در بدری و بی‏امنی کامل, میلیون‏ها توده‏ی رنجدیده‏ی عراقی عایدمان نمی‏گردد. براستی که بمنظور اثبات احکام فوق نیازی به ارائه‏ی آمار و ارقام نیست. اوضاع عراق آنچنان وخیم و تأسف‏بار می‏باشد که هیچ قلم و زبانی قادر به بازگوئی همه‏ی حقایقِ دردناک و جنایات روا شده در حق توده‏های عراقی نیست. در این مدت هر آنچه را که سرمایه‏داران به صلاح خود دانسته به بهانه‏ی تأمین "آسایش" و "امنیت" بر سر محروم‏ترین اقشار این جامعه روا داشته‏اند؛ کُشتند و سوزاندند و زندگی را بر همگان تلخ نموده‏اند.

تا کنون روشن شده است که هدف از راه اندازی جنگ و لشکرکشی به خاک عراق علیرغم ادعاهای دکترین و طراحان اصلی یورش مبنی بر "نابودی سلاح‏های کُشتار جمعی" و مبارزه با "تروریسم"، پوچ و واهی بوده است و همچنین آشکار گردیده است‏که قصد دولت‏مردان بزرگ و حامیان‏شان بر آن بوده و می‏باشد تا به تتمه‏های کارگران و زحمت‏کشان یورش هر چه بیشتری ببرند. چرخ گردونه‏ی عراقِ امروزی کاملاً در تقابل با ادعاها و رفاه، امنیت و آسایش مطرح شده در حرکت می‏باشد و اوضاع جاری آن جامعه هیچ‏‏گونه شباهتی با ترم‏های اولیه‏ی زندگی ندارد. نفس کشیدن کودک در این مملکت ضمانتی ندارد و جا‏نش هر لحظه در خطر است. در این چهار سال روزی را سراغ ندارید که بلندگوهای تبلیغاتی امپریالیست‏ها، خبری از کشته و زخمی شدن ده‏ها نفر و هزاران مصائب و مشکلات مردم این سرزمین را به سرتاسر جهان مخابره نکنند. این‏ها عاقبت اشغال توسط جهان‏خواران است. اوضاع در این مملکت بسیار وخیم‏ و دهشتناک است. کسی خواهان چنین اوضاع ناهنجاری نبوده و نمی‏باشد. تنها "نادانان" و مدافعین منافع‏ی نظام‏های سرمایه‏داری از این وضعیت خشنود و راضی‏اند.

 

متعاقباً آشکار گردیده است که جنگ و دعوا در عراق بر سر تأمینِ حقوق پایمال شده‏ی توده‏ها و اجرای دموکراسی و برسمیت شناختن آزادی نیست. مقوله‏ی دمکراسی و آزادی برای عموم مردم با انگیزه و نیت امپریالیست‏ها و عناصر وابسته‏ی‏شان بیگانه می‏باشد . آنان از اهداف و سیاستی پیروی می‏نمایند که کاملاً در تخالف با سیاست‏های منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان قرار دارد. تعریف‏شان از دنیای کنونی همانا حفظ و پایداری منافع‏شان و این‏بار به بهای تعرض هر چه گسترده‏تر به جان و مال توده‏هاست. هدف پیشی گرفتن از جناح‏های رقیب و دست‏اندازی هر چه وسیع‏تر از سفره‏ی ناچیز میلیون‏ها توده‏ی زحمت‏کش عراقی‏ست. همه‏ی دعواها بر سر این است؛ اعمال هژمونی یکی بر دیگری‏ست. رمز و انگیزه‏ی اشغال و جنگ تداوم‏دار در چنین چارچوبه‏ای قابل تعریف می‏باشد. قانون و انسانیتی در این میان در کار نیست. جان میلیون‏ها انسان بی‏گناه را ملعبه‏ی سیاست‏های کثیف خود قرار داده‏اند تا سیاست‏های ارتجاعی خود را بورطه‏ی عمل در آورند. جان آدمی برای جانیان بشریت ارزشی ندارد. میلیادرها دلار را صرف تجهیزات و آلات جنگی می‏نمایند تا قدرت‏شانرا بنمایش بگذارند. به همین اعتبار زندگی مردم را به تباهی کامل کشانده‏اند. انتظاری بیش از این نمی‏رفت. بی دلیل نیست علیرغم مخالف‏های میلیونی در این و آنور، با چنگ و دندان به سیاست‏های جنگی‏شان چسبیده‏اند و با سلاح‏های پیشرفته به سرکوب مخالفین‏شان می‏پردازند. این ماهیت و معنای واقعی اشغال از جانب سرمایه‏داران جهانی بهمراه دولت‏ها و نیروهای وابسته‏ی‏شان می‏باشد. افغانستان و عراق کنونی تبلور این حقایقِ‏اند. ثابت گردیده است که امپریالیست‏ها و حامیان ریز و درشت‏شان تحت هیچ شرایطی جانب توده‏های محروم نیستند و نمی‏توانند مدافع‏ی آنان باشند. توهمی در کار نیست. جنگ به راه افتاده از جانب قداره‏بندان و نیروهای مرتجع منطقه، جنگی ضد انقلابی و ناعادلانه است که بی‏تردید منافع‏ی دو سوی جنگ در تخالف با خواسته‏ها و امیال میلیون‏ها توده‏ی در زنجیر قرار دارد.

 

حقیقتاً که عراق امروزی به جونگاه تضادهای امپریالیستی، دولت‏ها و نیروهای وابسته به آن‏ها تبدیل گشته است. بهانه‏ی هر یک، مبارزه با "اشغال"‏گری، "تروریسم" و باصطلاح برقراری دموکراسی و امنیت در جامعه می‏باشد. به جان هم افتاده‏اند تا بر ذخائر طبیعی این مملکت تسلط هر چه بیشتری یابند. چه کسی است که امروزه بر ماهیت پشت پرده‏ی طراحان و گردانندگان جنگ خانمان‏برانداز نا آشنا می‏باشد؟ چه کسی است‏که نداند همه‏ی امکانات تجهیزاتی و لجستیکی نیروهای بظاهر مدافع‏ی مردم از طرف سرمایه‏داران جهان‏خوار تأمین می‏گردد و بدون حمایت‏های مالی – تسلیحاتی اربابان‏شان، آنان یک لحظه قادر به ادامه‏ی حیات نیستند؟ گند و کثافات سیاست‏های تجاوزگرایانه‏ی دولت بوش و دیگر متحدین‏اش در هر شکل و شمایلی، آنچنان گسترده و آشکار گردیده است که بوی آن همه جا را در بر گرفته است. بی دلیل نیست که دائماً هزاران انسان آزادیخواه و صلح‏دوست در سرتاسر دنیا به خیابان‏ها می‏ریزند و بر علیه‏ی گردانندگان جنگ‏های خانمان‏سوز شعار سر می‏دهند و خواهان قطع جنگ و خون‏ریزی و خروج نیروهای اشغال‏گر از سرزمین عراق‏اند.

 

با این اوصاف در چارچوبه‏ی چنین واقعیاتی دنیای کنونی را می‏توان در دو تصویر کاملاً متفاوت به عینه مشاهده نمود. یک‏طرف آن تمامی طبقات حاکم و نیروهای مدافع‏ی‏شان قرار دارند و در طرف‏دیگر آن میلیاردها انسان تحت ستمی‏ای به صف‏اند که خواهان زندگی بهتراند. جنگ دنیا را فرا گرفته است و راه‏اندازان، بانیان و مسببان اصلی آن‏ها همانا سرمایه‏داراند. آنان هر سرزمینی را که خود صلاح دانسته لشکرکشی نموده و بر نا آرامشی محروم‏ترین اقشار زحمت‏کش می‏افزایند. شیرازه‏ی مملکتی را از هم می‏پاشانند تا قدرت خویش را بزور به دیگران تحمیل نمایند. بی‏جهت نیست که زیر ساخت‏های عراق کاملاً در زیر سیطره‏ی امپریالیست‏ها و نیروهای مرتجع از هم پاشیده شده است. بموازات آن‏ها باندهای قاچاق و مسلحِ دست‏پروده‏ی امپریالیست‏ها، زندگی را بر مردم تلخ نموده‏اند؛ نیروهای مسلح‏ای که جز تحمیق و گوشت دم توپ قرار دادن مردم وظیفه‏ی دیگری بر عهده‏ی‏شان قرار ندارد. در بستر چنین فضای بلبشویی، سخن گفتن از آسایش و امنیت توده‏ها گزافه‏گوئی‏ست. این خواست همه‏ی قدرت‏مداران جهانی بسردگی امپریالیسم امریکا بوده است و هیچ‏یک از نیروهای مسلح درگیر در خاک عراق در کنار توده‏ها قرار نداشته و وظیفه‏ی‏شان پیشبرد سیاست‏های جنگ‏افروزانه‏ی امپریالیست‏هاست. بی‏جهت و بیهوده بوش در چهارمین سالگرد اشغال عراق که از تلویزیون امریکا پخش شد هشدار می‏دهد که: "خروج نیروهای امریکایی از عراق، جایی‏که بیش از 3300 سرباز امریکایی در آن کشته شده‏اند، این کشور پر آشوب را به پایگاهی برای تروریست‏ها برای طرح‏ریزی حمله علیه امریکا تبدیل می‏کند".

 

تبدیل عراق به وضعیت کنونی از مدت‏ها قبل در سر لوحه‏ی کار دولت امریکا قرار داشت. قصدشان بر آن بود تا با ایجاد نا امنی و جنگ و خون‏ریزی، سلاح‏های پیشرفته‏ی خود را مورد آزمایش قرار دهند و آن‏ها را به فروش برسانند. جنگ سلاح‏ها و باز تعریف دنیای کنونی بعد از پایان جنگ سرد و نشان‏دادن دندان‏های تیز به جناح‏های رقیب بمنظور هژمونی جهان سرمایه‏درای‏‏ست. به پاس زور و سلاح می‏خواهند به اقتصاد شکننده و بحران‏زای خود پاسخ گویند. عراقِ سرشار از منابع‏ی طبیعی را به بهانه‏ی سازندگی و رهائی از شر دیکتاتور تا خرخره به زیر قرض برده‏اند و هم‏زمان کمپانی‏های بزرگ و گوناگون امپریالیستی در صدد چپاول و غارت از عراق‏ِِ در هم ریخته‏اند. عراق را به تلی از کُشته‏ها و زخمی‏‏ها تبدیل نموده‏اند. بنابه آمارها نزدیک به یک میلیون انسان در عراق در این چهار سال جان خود را از دست داده‏اند؛ سه میلیون نفر از این کشور گریخته‏اند و نزدیک به دو میلیون نفر در عراق آواره‏ و سرگردان‏اند. این وضعیت را سرمایه‏داران بوجود آورده‏‏اند و همچنان در تداوم آن مصر‏اند. کار بست الفاظی همچون مبارزه با "دیکتاتور"ها، "تروریسم" و برقراری "دموکراسی" بهانه‏ای‏ست برای لاپوشانی اهداف درازمدت‏شان. خود اینان مولد دیکتاتورها و تروریسم‏اند. امپریالیست‏ها نمایندگان خود را بر مسند قدرت می‏نشانند تا از منافع‏ی‏شان حمایت و پشتیبانی نمایند. کارکردهای این دولت‏ها نشان داده است‏که این حکومت‏ها برخاسته از جنبش‏های حق طلبانه‏ی توده‏ای نیستند و درخواستِ کمک از بانیان اصلی تخریب زندگی توده‏ها، چیزی جز خاک پاشیدن به چشم کارگران و زحمت‏کشان و تطهیر چهره‏ی سراسر کثیف سرمایه‏داران نمی‏باشد.

 

تجربه‏ی افغانستان و عراق در این مدت نشان داده است که جایگزینی و جابجایی دولت‏هایی همچون کرزای و طالبانی از جانب اشغال‏گران، چاره‏ساز مشکلات عدیده‏ی توده‏ها نیست و دولت‏مردان انتصابی، وظیفه‏ای جز سرکوب اعتراضات جنبش‏های توده‏ای بر عهده‏ی‏شان قرار ندارد. سرکوب روزانه‏ی مردم توسط پلیس عراق بهمراه نیروهای اشغال‏گر بیانگر اصالت و رسالت دولتِ طالبانی‏ست. دولت‏هایی همچون دولت عراق قادر به تضمین دموکراسی در جامعه نخواهند بود. نطفه‏ی اینان در شکم اژدها بسته شده است. اینان را نمی‏توان به عنوان دوستان مردم تلقی نمود. چهار سال کُشتار بی‏وقفه؛ چهار سال سنگینی سایه‏ی مرگ و نیستی بر شانه‏های خمیده‏ی توده‏های ستم‏دیده؛ چهار سال بی‏امنی مطلق و چهار سال بدون داشتن حداقل چشم‏انداز زندگی ارمغان اشغال‏گران و رژیم‏های دست‏نشانده‏ی‏شان برای میلیون‏ها انسان بی‏گناه‏ است. بدون شک تجارب تلخ و ناگوار در عراق مبین این حقیقت است‏که در زیر سلطه‏ی نظام‏های سرمایه‏داری و دولت‏های مرتجع، امنیت و آسایش و تهیه‏ی لقمه نان بخور و نمیر به معضلات اساسی توده‏ها تبدیل گردیده است. قدرت‏مداران سرزمینی را اشغال نموده‏اند و به تبع از آن شعله‏های جنگ ناعادلانه‏ای را برافروخته‏اند تا به اهداف خویش دست یابند. سرمایه‏داران به دروغ بر طبل دموکراسی و برسمیت شناختن حقوق مردم می‏کوبند؛ رفاه و آسایش ادعایی جهانخواران چیزی جز رفاهِ هر چه بیشتر هم نوعان‏شان نمی‏باشد. این آن نظم "نوینی" است‏که سال‏هاست در پی آنند.

 

این دنیای میلیون‏ها توده‏ی زحمت‏کش نیست. دنیای مدافعین "نظم نوینِ"، جهانخوارانی است‏که در آن ذینفع‏اند. جنگ براه افتاده از سوی زورمداران را باید در هم شکست و دنیای نوین و دلخواه‏ی میلیون‏ها کارگر و زحمت‏کش را جایگزین آن نمود. اشغال و جنگ از جانب سرمایه‏داران سودی برای جامعه به ارمغان نخواهد آورد و در جهت سازندگی، سعادت و بهروزی مردم نیست. خوشبختی و بهروزی مردم عراق و همه‏ی توده‏های ستم‏دیده در ساقط نمودن سلطه‏ی غارتگران جهانی نهفته می‏باشد. بدون به زیر کشیدن  و در هم شکستن مناسبات حاکم بر جوامع‏ی سرمایه‏داری، چشم‏انداز زندگی بهتر و انتظار برای رفاهِ کودکان بیهوده می‏باشد. امروزه علیرغم وجود چنین تجارب تلخی ما شاهدیم که نیروهای باصطلاح مدافع‏ی دموکراسی به جای تکیه به قدرت توده‏ای به بالا چشم دوخته‏اند و طالب آنند تا امپریالیست‏ها دموکراسی را به آنان اعطاء نماید. باید بر خلاف یاوه‏گویان و مدافعین یورش به جان و مال توده‏ها، در توضیح هر چه بیشتر نیت منفعت‏طلبانه‏ی سرمایه‏داران جهانخوار بر آمد و با تمام قوا ماهیت به اصطلاح دوستان مردم را افشاء و آنانرا از صفوف خود طرد نمود. باید دانست که پیروزی و سعادت توده‏ها در قطع کامل سلطه‏ی جنایت‏کاران و آن‏هم در بستر مبارزه مسلحانه‏ی توده‏ای‏ امکان‏پذیر می‏باشد. این تنها راه نجات و رهائی از تمامی مصائب و مشکلاتی است‏که زورمداران در حق میلیون‏ها انسان محروم پیشه‏ی خود ساخته‏اند.

 

 

11 فروردین 1385

31 مارس 2007

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت