بهمناسبت 137مین سالروز تولد لنین رهبر پرولتاریا!

شباهنگ راد
تضادها و مبارزهی طبقاتی مولّد انسانهای
ارزنده و تأثیرگذار میباشد. انسانهایی که بدلیل
نبوغ وافرشان قادرند تا با ارائهی تحلیل صحیح از مکانیسمهای
موجود و تعیین روش و اسلوبهای دگرگونهساز دنیای
ناعادلانه را در هم ریزند و جامعهی نوین و مساواتطلب را
جایگرین آن نمایند. ولادیمیر ایلیچ
اولیانوف «لنین» از جمله آن انسانهای با ارزش و تحولگرایی
بود که تاریخ مبارزاتی طبقهی کارگر در سرتاسر جهان بخود
دیده است.
«لنین» در 22 آپریل 1870 در شهر سیمبرسک
و در دورانی که ستم و بیعدالتی در سرتاسر روسیه
بیداد میکرد، بدنیا آمد. آن زمان فقر و نداری به عنوان
هیولای کُشنده و مرگبار بر زندگی و جان میلیونها
کارگر و زحمتکش رخنه کرده بود و به تبع از آن نظام حاکم بر روسیه هر
اعتراضی را مورد تعرض وحشیانهی خویش قرار میداد. در
بستر چنین شرایط اسفبار و ستم و سرکوب و زمانیکه «لنین»
17 ساله بود برادر بزرگاش به جرم ترور "الکساندر سّوم" دستگیر و
اعدام میگردد.
چندی بعد محیط دانشگاه و انتخاب رشتهی
حقوق و عزیمت به شهر کازان و تماس با عناصر مخالف باعث گردید تا افکار
سیاسی لنین شکل گیرد و به همین دلیل
چندین بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج میگردد. حاکمان روسیه
با اخراج «لنین» قصد داشتند تا بدین طریق دامنهی
فعالیتهای سیاسی وی را محدود و قطع نمایند.
امّا «لنین» با نقل مکان به شهر سن پترزبورگ در سال 1893 و آشنائی با
فعالانی همچون گئورگی پلخانف و انتشار مقالات متفاوت و ارزنده در حول
و حوش تئوری سوسیالیسم به عنوان یگانه راه رهائی
بشریت از زیر یوغ نظامهای سرمایهداری او را
هر روز در تحقق حاکمیت کارگران و زحمتکشان مصممتر مینمود. نظام حاکم
کاملاً بر افکار انقلابی و قاطعیت «لنین» در امر مبارزه آگاه
بود و دستگاه سرکوب روسیه بار دیگر او را در سال 1895 دستگیر
مینماید و «لنین» پس از گذراندن یکسال زندان، به سه سال
تبعید در سیبری محکوم میگردد.
ازدواج با نادژدا کروپسکایا از فعالان جنبش چپ
در سال 1898 و ترک روسیه در 1900 و تداوم فعالیت انقلابی در
اروپا و به تبع از آن انتشار روزنامه ایسکرا و نشر اخبار جنبش کارگری
روسیه، توضیح و تشریح ریشههای نظام
استثمارگرایانه که روز به روز شیرهی جان کارگران و زحمتکشان
را میمکید از جمله وظایف محوری «لنین» در
پیشبرد امر انقلاب را تشکیل میداد. توزیع مخفیانهی
ایسکرا در میان کارگران و رنجبران و تأثیرگذاری آن بر
مبارزات استثمار شوندگان باعث گردید تا ایسکرا در سال 1902 به عنوان
ارگان رسمی "حزب سوسیال دمکرات کارگری" روسیه
در آید. بدون شک در چنین دورانی نقش «لنین» دو چندان
گردید و همواره بر نظرات انقلابی و تحولگرای خویش
مبنی بر اینکه بر "انقلابیون حرفهای" است تا
با توسل به "قهر انقلابی" تودهی زحمتکش را بمنظور سرنگونی
تزار و کسب قدرت سیاسی آماده نمایند، پای میفشرد. بیتردید
در تقابل با ایدهی برندهی «لنین»، در درون نغمهی
عدم آمادگی تودهها برای انقلاب با عناوینی همچون فقدان
شرایط عینی و ذهنی به گوش میرسید. در
این دوران دو ایدهی کاملاً متضاد در مقابل هم قرار گرفته بودند
تا اینکه «لنین» و همفکرانش در دوّمین کنگره در لندن – در سال
1903 – اکثریت را بدست آوردند و نظر انقلابی و دروانساز بلشویکها
در سرلوحهی کار انقلابیون قرار گرفت. با تصویب خطمشی
انقلابی بلشویکها در کنگره، منشویکها،
منشویکهایی که بر این باور بودند که زمینه
برای انقلاب آماده نیست بیکار ننشسته و به اشکال متفاوت در
برابر نظر بلشویکها سنگاندازی مینمودند و سرانجام در گرهگاههای
تاریخی و در سال 1912 دست به انشعاب زدند.
بیگمان سرکوب انقلابِ 1905 و بحران
اقتصادی در دهه 1910 که روسیه را وارد جنگ جهانی اوّل نموده
باعث گردیده است تا انقلابیون صدیق روسیه و «لنین»
به بررسی و جمعبندی گذشته پرداخته و از فرصتهای بوجود آمده سود
جویند و تئوری مبتنی بر پایههای جامعهی
انسانی را پایهریزی نمایند. شکست ییاپی
تزار در جنگ جهانی اوّل و وجود فقر رو به افزون، قحطی و گرسنگی
مفرط، زمینهساز جوششهای انقلابی که «لنین» از مدتها قبل
آنها را پیشبینی مینمود، گردید. بدنبالهی
آن و در فضای نافرمانی از فرامین ارتشیان از جانب
سربازان بر فرصتهای انقلابی, "انقلابیون
حرفهای" افزود و شرایط روز به روز مهیاتر از قبل
میگردید. ارتش تزاری در دو جبهه، یعنی هم در جبههی
جنگ با دول امپریالیستی به شدت ضعیف و فرسوده
گردیده بود و هم در جبههی داخل روز به روز بر نارضایتی
تودهها و آنهم در مقیاسی وسیع افزایش
مییافت. جامعهی روسیه کاملاً در هم ریخته بود و
حاکمیت دیگر در هیچ عرصهای قادر به کنترل اوضاع نبود. در
بستر چنین شرایطی و در فوریه 1917 مجلس روسیه(دوما)
در اثر طغیانهای تودهای و در اعتراضی همگانی
"نیکلای دوّم" را از سلطنت خلع و دولت موقت – کرنسکی –
را جایگزین آن نمودند.
تزار با قدرت عظیم تودهها به زبالهدان
تاریخ سپرده شد؛ ولی انقلاب به پایان نرسید. دولت موقت با
زور و فشار تودهها مجبور گردید تا حقوق و آزادیهای
دمکراتیک را محترم شمارد. امّا جامعهی مدافعی انسانی بر
این باور بود تا نابسامانیها و بیعدالتیها را کاملاً بر
شنوئات زندگی تودهها بر کند. در بستر چنین اوضاعی «لنین»
به روسیه باز میگردد. در هنگامهی ورود با مطالعهی تغییر
و تحولات بوجود آمده و با نگاه به زندگی میلیونها کارگر و زحمتکش
سیاست "حزب" را به باد انتقاد میگیرد و در
اقدامی انقلابی مشی تازه و نوینی را پایهریزی
مینماید. در این زمان «لنین» دولت موقت کرنسکی را "نوکر
بورژوازی" مورد خطاب قرار داده و اعلام مینماید که طبقهی
کارگر نیازمند مبارزهی مستقل بمنظور تحقق منافعی خود میباشد.
بر این اساس شعار نفوذ در شوراها و بدست گرفتن رهبری شوراها و
هدایت آنها به سمت قیام مسلحانه علیهی تمامی مظاهر
استثمارگرایانه را در دستور کار بلشویکها قرار میدهد. با
اتخاذ سیاست هوشمندانهی «لنین» بود که بلشویکها قادر
گردیدند رهبری دو شورای با نفوذِ پتروگراد و مسکو را در دست
گیرند.
به موازات رشد و گسترش ایدههای
انقلابی بلشویکها در صفوف تودهها دولت موقت کرنسکی هم تلاش
میورزید تا آزادیها را محدود نماید و توطئهی
جدیدی را بر علیهی انقلاب و انقلابیون سازمان دهد.
ولی "انقلابیون حرفهای" با هوشیاری بمنظور
برپائی قیام مسلحانه با توانی دو چندان به میدان آمده
بودند و قادر گردیدند 25 هزار نفر را در پتروگراد مسلح نمایند. 25 هزار
نیروی مسلحی که در 24 اکتبر بپاخاستند و قیام مسلحانه را
در پتروگراد سازمان دادند. بدنبالهی آن "گاردهای سرخ" و
دستههای مسلح کارگران، سربازان و روشنفکران به پادگانها و ادارات
دولتی یورش برده و وزرای دولت موقت کرنسکی را در "کاخ
زمستانی" دستگیر و به سزای اعمال ننگینشان میرساندند.
با تسخیر انقلابی تمامی
سنگرهای نمایندگان سرمایه و سودجویان از جانب
میلیونها کارگر و زحمتکش پرچم ظفرنمون کارگران و زحمتکشان در
سرتاسر روسیه به اهتزاز در میآید و قدرت و
ایدئولوژی کمونیسم در پهنهای از جهان بنمایش
گذاشته میشود و جهان، به دو قطب کاملاً متضاد از یکدیگر در
مقابل هم صفآرائی مینمایند. بدون شک انجام انقلاب توسط
بلشویکها و ایدههای دگرگونهساز «لنین» تأثیرات
بس ارزندهای در سرتاسر جهان برجای گذاشت. از آن پس تئوری و
ایدئولوژی مارکس و انگلس با ایدههای دگرگونساز
«لنین» کاملاً در هم آمیخت و مارکسیسم – لنینیسم به
عنوان مکتب رهائیبخش در برابر میلیونها کمونیست جهان
قرار گرفت.
بعد از گذشت چندین دهه از سالروز تولد
«لنین» و با مشاهدهی جهان کنونی میتوان بر این
نکته اشاره نمود که «لنین» توانست انقلابی را هدایت نماید
و به سر منزل مقصود برساند که بنوبهی خود در دنیا بینظیر
بود. اهمیت «لنین» نه در سازماندهی میلیونها کارگر
و زحمتکش علیهی حاکمان ظالم بل به عنوان مدبر و تئوریسین
بیهمتایی که توانست با ارائهی تحلیل صحیح از
شرایط مشخص, جامعه، انقلاب را در یک کشور واحد
پایهریزی نماید، نهفته میباشد. بر جای
گذاری صدها نوشته و مقالات گوناگون در توضیح و تشریح
مکانیسمهای نظام امپریالیستی و ارائهی راههای
برون رفت از سیاستهای جنگی و تخریب کنندهی
سرمایهداران جهانی، برخورد قاطع با تفکرات انحرافی و احترام به
حقوق مخالفین درونی بمنظور انسجام، رشد و بالندگی
"حزب"، فعالیتهای انقلابی و زندگی سراسر
سیاسی «لنین» را تشکیل میدهد. انسانی که به
گواه تاریخ فراموش ناشدنیست و همواره زنده است و نام و تئوری
خرد کنندهی وی لرزه بر اندام مخالفین بی چون و
چرای مصلحتجویان، مماشاتطلبان و ناپیگیران انقلاب
کارگری – تودهای میاندازد.
21 آپریل 2007
1 اردیبهشت 1386
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ