8 اكتبر سالروز جان باختن «چه گوارا»، انسان تسليم ناپذير!

 

 

 

شباهنگ راد

جنبش كمونيستى جهان در دل خود انسان هايى را پرورش داده است كه هر يك به سهم خود نقش سترگى را در پيشبرد امر انقلابات كارگرى و رهائى بخش خلق هاى ستم ديده ايفاء نموده اند. انسان هايى كه هر يك پرچمدار مبارزات قهرمانانه اى بودند كه با نظر و عمل شان سرمايه هاى جهانى را به چالش جدى كشانده اند كه بدون شك بعد از گذشت دهه ها از مرگ شان، ياد آنان همچنان زنده و پايدار و رعشه بر اندام استثمارگران و سودجويان مى اندازد. «ارنستو چه گوارا» از جمله آن انسان ها و كمونيست هاى بزرگى بود كه توانست با مبارزه ى خويش عليه ى سرمايه داران جهانخوار، تأثير بسزائى بر روى همه ى آزاديخواهان و جويندگان راه رهائى توده ها بر جاى بگذارد و بهمين اعتبار  نام و آوازه ى وى در ميان ميليون ها انسان در كره ى زمين بيادگار مانده است.

 

«چه گوارا» در يك خانواده ى متوسط شديداً متمايل به چپ تولد يافت. از همان دوران نوجوانى به مطالعه ى آثار ماركسيستى روى آورد و بدين طريق به ريشه ى نابسامانى ها و نابرابرهاى موجود در جامعه پى برد. پزشكى كه علاقمند بود تا دوران زندگى خود را در كنار زحمت كشان و مبارزه عليه ى نظام هاى گنديده ى حاكم سپرى نمايد. بدين سان در عنفوان جوانى به جنبش 26 ژوئيه ى تحت رهبرى فيدل كاسترو پيوست و در سال 1956 بهمراه تعداد ديگرى از جنگجويان كوبائى كه براى رهائى كارگران و زحمت كشان به قصد برپائى جنگ انقلابى از مكزيك راهى كوه هاى "سيرا ماسترا"ى كوبا گرديدند، شد.

 

با اين اوصاف «چه گوارا»ى قهرمان، پا به پاى ديگر جنگجويان و در سنگر انقلابيون كوبا توانست طى 3 سال نبرد سخت و بى امان، حكومت وابسته ى باتيستا را از تاج و تخت اش بزير كشد و حاكميت كارگران و زحمت كشان را در پهنه ى از جهان برقرار نمايد. انقلاب بعد از 3 سال نبرد بى وفقه در كوبا و در سال 1959 به ثمر نشست و توده هاى ستم ديده توانستند، طعم آزادى و رهائى از ستم ِسرمايه داران جهانخوار را بچشند. انقلاب در كوبا به سرانجام رسيد؛ امّا «چه گوارا» كار خود را پايان يافته تلقى ننموده و عليرغم داشتن پست هاى متفاوت و كليدى در كوبا، رخت سفر بست تا به كمك ديگر محرومان بشتابد و عاقبت در سال 1965 در چارچوب و تعهد به وظايف انترناسيوناليستى اش طى نامه اى به فيدل كاسترو نوشت كه: "ساير ملل جهان به كوشش هاى ناچيز من نيازمندند. من مى توانم كارهايى را كه تو به دليل گرفتارى در كوبا قادر به انجام شان نيستى، انجام دهم. من از تمام مسئوليت هايم در كوبا صرف نظر مى كنم و مى روم، امّا شما را هرگز از ياد نمى برم. حتى اگر آخرين ساعت عمر من زير آسمان كشور ديگرى پيش آيد، آخرين افكار من در مورد مردم كوبا و بخصوص تو است".

 

بدين سان وى در آغاز به كنگو رفت و از آنجا راهى بوليوى گرديد و جنگ چريكى ديگرى را عليه ى جنايتكاران سازمان داد، تا اينكه بالاخره در تاريخ 8 اكتبر 1967، «چه گوارا» ى قهرمان در نبردى نابرابر اسير دشمن گرديده و به رگبار بسته مى شود و جان خود را از دست مى دهد.

 

دشمنان تلاش بى شمارى را انجام داده اند تا مرگ و جسد وى را از اذهان عمومى پنهان نگه دارند. از اعلان مرگ وى در هراس بودند و جسد بى جان «چه گوارا» را به پايه هاى هليكوپتر بسته و در نزديكى پيست فرودگاه "والد گراند" دفن نموده تا به باور خويش مانع ى گرامى داشت و تجمعات توده اى گردند؛ امّا غافل از آنكه توده هاى ستم ديده و محرومان، هرگز اپثارگرى هاى فرزندان شان را از ياد نبرده و همواره خاطره و راهشان را پاس مى دارند.

 

براستى در سالروز مرگ «چه گوارا»ى بزرگ، اين سئوال مطرح مى باشد كه چرا اين انسان آزاده، رزمنده و انقلابى توانست در دل ميليون ها كارگر و زحمت كش جاى باز كند و سر مشق ميليون ها جوان كمونيست و انقلابى در سرتاسر دنيا گردد؟

 

بى گمان انطباق تئورى و پراتيك، تعهد عميق به آرمان هاى والاى كارگران و زحمت كشان، كينه ى طبقاتى به استثمارگران و پاى بندى به وظايف انترناسيوناليستى مى تواند پاسخ صحيح به سئوال فوق باشد. در بستر چنين تعهد و وفادارى عملى به منافع ى كارگران و زحمت كشان مى باشد كه «چه گوارا» در ميان انسان هاى آزاديخواه و مترقى از جايگاه ويژه اى برخوردار مى گردد؛ بى دليل نيست كه ميليون جوان و كمونيست، نام و راه او را گرامى مى دارند و با صدايى رسا فرياد بر مى آورند كه چه گواراى قهرمان هرگز نمرده و همواره در ميان ماست و زنده است.

 

 

 

يادش گرامى و راهش پررهرو باد!

 

8 اكتبر 2006

16 اكتبر 1385  

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت