جنبش دانشجویی زنده است!
بار دیگر جنبش دانشجویی در 16 آذر 89 طنین مرگ بر دیکتاتور
را در دانشگاهها در انداخت و در پاسداشت از آزادی و دمکراسی گامی دیگر برداشت و
نشان داد که دانشگاه زنده است. دانشجویان با فراخوانهای متعدد در سراسر دانشگاههای
کشور، خود را برای پاسداشت روز دانشجو آماده کردند و در روزهای 15 و 16 آذر در
چندین دانشگاه در تهران مانند دانشگاه تهران، علم و صنعت، صنعتی شریف و غیره و در
اغلب شهرستانها نظیر: تبریز، همدان، کرمانشاه، مشهد، رشت، اصفهان، زاهدان و دیگر
جاها با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر این دولت مردم فریب و دانشجو میمیرد ذلت
نمیپذیرد، ندای آزادیخواهی و دمکراسیطلبی را با تظاهرات و تجمعات کوچک و بزرگ
طنینانداز کردند که در بعضی موارد با شعار کذایی و بی محتوای "یا حسین
میرحسین" نیز همراه بود.
اهمیت این اقدام وقتی بارزتر میگردد که اگر
اندکی به پشت سر نگاه کنیم و دریابیم که این حرکت دانشجویی به ویژه مدتی بعد از
سرکوب جنبشهای بعد از 22 خرداد 88 با سیاست النصر بالرعب، رخ داده است. توجه کنیم
که علیرغم فضایی که دستگیریها و سرکوبیهای شداد و غلاظ وحشیانه، از شکنجه و
اعدام گرفته تا تجاوزات جنسی در کهریزک و غیره، با قصد ایجاد فضای رعب و وحشت برای
مستولی کردن سکوت قبرستانی در دانشگاهها و جامعه، همراه با تزلزل و سازش رهبران
کذایی سبز، در جامعه ایجاد کرده بود، این حرکت دانشجویی چهره نموده است. در شرایط
نبود یک جریان اپوزسیون سازمانیافته و منسجم که واقعاً از آزادی و دمکراسی دفاع
کند، در حالی که جنبش تودهها همچنان با نداشتن یک رهبری انقلابی، از رشد و ارتقاء
باز مانده است، در شرایطی که عدم قاطعیت و تزلزل نارهبران خود انتصابی نظیر موسوی
و کروبی که بندنافشان همچنان به رژیم وصل است و یگانه نگرانیشان نجات این رژیم از
نابودی است و با بیانیهها و اعلامیههای کذایی به سهم خود تآثیر مخرب برجای
گذاشتهاند. در حالی که به دلیل نبود احزاب سیاسی مردمی و چپ، وظیفهی پیشگامی در
جنبش آزادیخواهی و دمکراسی طلبی جبراً بر دوش آگاهترین و پیشروترین قشر اجتماعی
یعنی دانشجویان قرار گرفته است، آنگاه درک اهمیت و جایگاه جنبش دانشجویی اخیر در
شرایط کنونی مبارزاتی به نحوی بارزتر و آشکارتر جلوهگر میشود.
علیرغم آنکه رژیم جمهوری
اسلامی و در رأس آن جناح مسلط نظامی – امنیتی
به نحوی بیسابقه و در ابعادی وسیع خود را برای سرکوب جنبش دانشجویی آماده
کرده بود و نیروی سرکوب عظیمی را به کار گرفت تا هرگونه حرکتی را در نطفه خفه کند،
حرکت اعتراضی دانشجویان توانست قد راست کند، و خواستههای برحق مردم را فریاد کند.
این حرکت دانشجویی با استقبال و پشتیبانی و همراهی بخشهایی از توده ها، کارگران و
روشنفکران مواجه شد و انعکاس مبارزاتی مثبت خود را بر روی مبارزات آنان برجای
گذاشت و بعلاوه در پناه تدارک، تحرک و اقدام دانشجویان مبنی بر آمادهگی و تصمیم
به بزرگداشت روز دانشجو، برخی از منسوبین به جناح اصلاحطلبان به تکاپوی کسب مجوز
و برگزاری جلسهی سخنرانی در دانشکدهی فنی دانشگاه تهران برآمدند که با تجمع کوچک
و پخش پیام ویدئویی محمد خاتمی (چون که به خودش اجازهی سخنرانی ندادند) در روز 15
آذر اقدام کردند و دفتر تحکیم وحدت نیز به صدور بیانیههای معمول و کذائی خود
بسنده کرد، زیرا که آنان را با تظاهرات و رودرروئی و با شعار مرگ بر دیکتاتور کاری
نیست، جایگاه آنان حاشیهی امن و میوه- چینی است.
از زاویه دیگر نیز میتوان
اهمیت جنبش دانشجویی اخیر را بهتر دریافت. علیرغم وقفهی چند ماههای که در بروز
جنبشهای آشکار سیاسی روی داد، ولی هیچگاه روحیهی یأس و ترس بر دانشجویان و تودهها
مستولی نگردید. برخلاف تحلیلها و نظرات انحرافی که جنبشهای اجتماعی را در حال
عقبنشینی و یا پایانیافته قلمداد میکردند، این جنبشها از طریق ندای رسای
زندانیان سیاسی که ایستادهگی تا پای جان را اعلام کردند، با اعتصاب غذاهای تر و
خشک و طولانی آنان، با صدای اعتراض رسای روشنفکران و به ویژه کانون نویسندگان و بهخصوص
با جنبشهای وسیع اعتراضی کارگران برای خواستههای صنفی و معیشتی خویش تداوم داشت
و اکنون در بُعد آشکار سیاسی، حرکت دانشجویی اخیر به آن جلوه و نمود آشکارتری
بخشیده است. حال که جنبش دانشجویی بار دیگر از میان دار و شنکنجه و حمام خون تعمید
یافته و قد برافراشته است و تآثیرات مثبت خود را برجای نهاده است، با این پرسش
اساسی روبرو است که برای رشد و ارتقاء سطح مبارزاتی خود چه باید بکند؟
وقتی از جنبش دانشجویی صحبت
در میان است باید قبل از هر چیز دریافت که این، جنبشی سیال، همگانی و در برگیرندهی
گرایشات گوناگون است. جنبشی است که ضددیکتاتوری و خواهان آزادی و دمکراسی و برابری
در جامعه است. لذا روی سخن در اینجا با دانشجویان چپ و مارکسیست است. دانشجویانی
با گرایشات سوسیالیستی که ظرفیت و امکان نظری و عملی ویژهای در راهبرد این جنبش و
تقویت آن دارند. اگر قرار است که گرایش مذکور نقشآفرینی هرچه بیشتری داشته باشد،
باید بتواند با توجه و تعمق، مواردی مهم و اساسی را مورد نظر قرار دهد. باید به
رشد آگاهی و نظری خود توجه کافی مبذول داشته، بینش علمی خود را مبنی بر فراگیری
مارکسیسم – لنینیسم چه از طریق مطالعه فردی و یا جمعی ارتقاء داده و در عمل در پی
مادی کردن آن باشند. باید ضمن تأکید بر حرکات سیاسی و دفاع از سرنگونی رژیم با
توجه به مسایل صنفی و فوق برنامهای در پی گسترش پایههای تودهای خویش باشد.
گرایش مذکور باید با تأکید بر حفظ استقلال جنبش دانشجویی و جدایی صف خود از
دارودستههای وابسته به رژیم به ویژه اصلاحطلبان، هر چه بیشتر در همکاری و همگامی
با دیگر گرایشات دانشجویی که ضد حاکمیت دیکتاتوری و مدافع دمکراسیاند، بکوشد.
تحکیم و گسترش تشکلیابی چه بصورت مخفی و
نیمه علنی و پرهیز از علنیکاری از دیگر وظایف همیشگی است که عدم توجه بدان خسارت جبران ناپذیری را در بر
خواهد داشت. گرایش سوسیالیستی چه بدلیل ایدئولوژی و چه به دلیل جایگاه اجتماعیاش
همواره باید توجه ویژه ای به جهتگیریهای مردمی و جنبشهای اجتماعی نظیر جنبش
کارگری، زنان و جنبشهای دمکراتیک زحمتکشان شهری و غیره مبذول داشته و همواره در
حمایت و تقویت پیوند با آنان، بکوشد. نکتهی مهم دیگر، ارتقاء سطح شعارها با توجه
به سطح رشد مبارزات دانشجویی و جنبشهای
اجتماعی در جهت کانالیزه کردن هرچه بیشتر اذهان و نیروها در راستای سرنگونی رژیم
است و به ویژه دفاع، گسترش و مادی کردن شعار جدایی دین از دولت و محیطهای آموزشی
از محورهای مهم و اساسی جنبشهای دانشجویی است
که ضرورت روز افزون یافته و باید کاملاً ملحوظ گردد. به طور خلاصه جنبش
دانشجویی برای رشد و ارتقاء مبارزات خود باید بتواند با درک و تحلیل از واقعیت
موجود، در یک پروسهی مبارزهی دمکراتیک (مبارزه برای سرنگونی حکومت مطلقه و تلاش
در ایجاد و گسترش نهادهای مدنی و خواستهای آزادی و برابری) در راستای رسیدن به
واقعیت مطلوب که همانا حاکمیت مردمی و جامعهای دمکراتیک است، حرکت کند. درغیر اینصورت
در چنبرهای از دورباطل گرفتار خواهد ماند. زمینههای مادی و اجتماعی – سیاسی رشد
تاکنونی جنبش دانشجویی نویدبخش آن است که این جنبش مسیر رشد و تعالی خود را هرچه
بیشتر خواهد گشود.
یوسف زرکار – آذر ماه 89
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ