فرازی دیگر
از خیزش توده
ها
جنبش
آزادی
خواهانه مردم
ما در طی هفت
ماه، پیشرفت
رو به
اعتلاءخود را
هم چنان تداوم
داد و در ششم
دی ماه فراز
برجسته دیگری
از قدرت توده
ها را به
نمایش گذاشت.این
جنبش از همان
ابتدای شروع
خود در شب 22
خرداد،خصلت
های گوناگون و
بر جسته ای را
هر چند در
ابعاد ی محدود
، پراکنده و موردی
جلوه گر سا
خته بود ، در
طی تداومش در
مقاطع 13 آبان
(روز قدس )،16 آذر
(روز دانشجو) و
بویژه در ششم
دی ماه (روز
عاشورا ) آن
خصائل را در
ابعاد توده ای
و وسیع به
نحوی آشکار و
روشن جلوه گر
ساخت. خواسته
ها ،شعار ها و
نظرات طرح شده
اولیه بدلیل
نشات گیری از
واقعیت های
عینی، در بستر
و زمینه توده
ای به نیروی
مادی بدل شده
و ارکان رژیم
جمهوری
اسلامی را به
لرزه انداخت.
شعار های ساختار
شکنانه
،شهامت و
روحیه بالای
مبارزاتی ، مقابله
با سرکوبگران
و کار برد قهر
انقلابی و بکار
گیری تاکتیک
جنگ و گریز
خیابانی و حتی
نبرد تن به تن
، از ویژه گی
های بارز جنبش
در این فراز
بودند . البته
همانطور که
اشاره شد ،این
خصوصیات از
همان ابتدای
شروع جنبش طرح
شده و بروز
یافته بودند و
در طی روند
رشد و پیشرفت
جنبش در فراز
ششم دی ماععمق،
وسعت و دامنه
یافت . بروز
این خصوصیات
در ابعاد توده ای
و سراسری نه
تنها پتانسیل
و توان جنبش و توده های
بپا خواسته را
در برابر دید
همگان قرار
داد ، بلکه
چهره واقعی "
سبز ها" و
موسوی ها در
تلاش برای حفظ
نظام و سازش
با جناح رقیب (
بیانیه کذایی
شماره 17 و غیره)
را برملا نمود
. اگر چنبش
توده ها از
همان ابتدا با
سر دادن شعارهای
ساختار
شکنانه عبور
نظری از جنبش
باصطلاح سبز
را طرح نمود
ولی در فراز
ششم دی ماه با
قدرت و توان
توده ای خود و
در بعدی
سراسری (تهران
و
شهرستانها)به
نحوی عملی و
مادی شد و در
سطحی کیفی، از
"جنبش سبز " عبور
کرد و خواست
سرنگونی کلیت
رژیم را به
عیان در پیش
رو نهاد. جنبش با
شعارهایی چون
: مرگ
بردیکتاتور ، خامنه
ای قاتله –
ولایتش
باطله، نه
هاشمی – نه
احمدی – لعنت بر
بیت رهبری ،
امسال سال
خونه – رژیم
سرنگونه ، می
کشم – می کشم-
آنکه برادرم
کشت، ما زن و
مرد جنگیم –
بجنگ تا بجنگیم
و غیره ،عزم و
جهت حرکت خود
را در نفی
تمامیت رژیم
مشخص ساخته
است. این شعار
ها و خواسته
ها با پشتوانه
نیروی عمل
توده ای و در
صحنه اجتماعی نقاب از
چهره موسوی و
امثالهم
برکشید، که
همواره در پی
حفظ رژیم شان
با چهره اندکی
بزک شده هستند
. حتی بخشی
از جناح غالب
را به نزدیکی
با آنان
واداشته است
تا راهی برای
نجات کشتی
شکسته رژیم
بیابند و تحت
عنوان مقابله
با ساختار
شکنان "منافق
" و مارکسیست ،
مفری برای
نجات رژیم
جستجو کنند . و
حتی
آنان را
وادار نمود تا
در مسیر و خط
باصطلاح
میانه روی
سریال نمایش
مسخره
مناظرات
تلویزیونی (رو
به فردا ) را
راه بیاندازند.
اما این جنبش
و قدرت لایزال
توده ها ست که
آنان را به
رعشه های مرگ
کشانده و نقشه
های شان را
نقش برآب می
سازد.زیرا که
در فراز ششم
دی ماه همگان
دیدند که
چگونه نیرو
های سرکوبگر
سپاه و بسیج
،علیرغم بکر
گیری همه گونه
ابزار و آلات
سرکوب و حتی
تیر اندازی
مستقیم به روی
مردم ، در
مقابل دلاوری
و مقابله
انقلابی توده
ها و بویژه
جوانان
مستاصل و
درمانده شدند.
همگان دیدند
که چگونه لباس
از تن
سرکوبگران درآوردند
و به آتش
کشیدند ، کلاه
خود ایمنی آنان
را سرچوب
کردند و به
استهزاء
گرفتند . عکس و نام خامنه
ای جنایتکار
را آتش زدند و
لگد کوب کردند
. مقر پلیس و بیش
از سی موتور
سیکلت آنان را
طعمه حریق
ساختند و در
مواردی آنان
را به تسلیم
واداشتند . با
کاربرد کوکتل
مولوتف
نفربرهای
آنان را
سوزانند و غیره
. توده های بپا
خواسته ، نیروهای
سرکوبگر را با
عجز و لابه
واداشتند و
این علیرغم
بکارگیری
ابزار و ادوات
مدرن و قرن
بیست و یکمی
نظیر :
دوربین های
کنترل ترافیک
، دستگاه های
شنود تلفنی و
ردیابهای
موقعیت موبایل
و غیره از طرف
جمهوری
اسلامی رخ
داده است . همه
اینها علیرغم
تلاش فکری و
نظری و اندرزهای
مفلوکانه "
سبزها " و بوق
های تبلیغاتی
مدافع آنان
مبنی بر نفی
مقابله با
سرکوب و بری داشتن
توده ها از
کاربرد قهر
انقلابی صورت
پذیرفته است .
و این نشانگر
درک و آگاهی ، توانایی
و پتانسیل
انقلابی
نهفته در قدرت
توده هاست که
از یک طرف برسینه
مصلحان
دروغین که فقط
توده ها را از
مقابله باز می
داشتند ، دست
رد زدند و از
طرف دیگر استفاده
از حق خود که
همانها
مقاومت در
برابر سرکوب
رژیم است را
به نمایش
گذاشتند .
با
قاطعیت می
توتان گفت که
ششم دی ماه فرازی
برجسته در
جنبش کنونی
خلق ماست که
مهر تاریخی
خود را بر
پیشانی دارد ،
اما علیرغم
این خصایص
ارزنده ، جنبش
توده ها از
کمبورها و
نارسایی هایی
نیز رنج عمیق
می برد که از
جمله : کمبود
تاکتیکهای مشخص
مبارزاتی ،
عدم سازمان
یافتگی مطلوب
، تسلط شعارهای
مذهبی و برخی
نطرات
انحرافی و عدم
برخورداری از رهبری
واقعا
انقلابی از
مهمترین آنهاست
. اگر قرار است
که جنبش عمق و
وسعت بیشتری
یافته و
ارتقاء کیفی
یابد، باید
بتواند
علیرغم
کارآیی نسبی
تاکنونی ، به
طور مشخص از
روزهای
مناسبتی و
مذهبی فراتر
رود ، گر چه با
توجه به فرهنگ
و روحیات توده
ها و ترکیب
آنان ، توسل
به شعارهای
مذهبی وحتی سیطره
یافتن آن
بصورت خود به
خودی تا حدودی
اجتناب
ناپذیر است
ولی باید تلاش
شود تا شعارهای
آسمانی به
شعارهای
زمینی و
آگاهانه و
برخواسته از
زندگی توده ها
و مسایل سیاسی
و اجتماعی
آنان تبدیل
شود . باید
شعارهای
عدالت طلبانه
و برابری
خواهانه را هر
چه بیشتر به
پیش کشید تا جنبش
مردم از زاویه
خواسته هایش
تعمیق یابد و
هر چه
بیشترسراسری
و توده ای شود.
جنبش کنونی
باید بتواند
در استفاده از
تاکتیکهای
مشخص
مبارزاتی، در جنگ
و گریزهای
خیابانی و در
مقابله با سرکوبگران
از ابتکارات و
هماهنگی های
بیشتری برخوردار
شود ، علیرغم
بکارگیری
سطحی از
ارتباطات و تشکل،
ضروری است که
با توجه به
ظرفیت و
توانایی نیروهای
شرکت کننده در
جنبش اعم از
روشنفکران،
کارگران ،
زنان ،
دانشجویان و
معلمان در بسط
و تحکیم روابط
و سازمانیابی
خود بکوشد، تا
تدوام
و قدرت
مبارزه و جنبش
را تقویت و
تضمین نماید . گر
جه بطور مشخص از
روز سیزده
آبان ( روز قدس )
دانشجویان و
دانشگاهها در
تداوم و
استمرار
مبارزه و جنبش
به طور روزانه
نقش بسزا و
عملی داشته
اند و استمرار
جنبش را در محیط
های دانشجویی
و جو جامعه
حفظ کرده اند،
اما
دستیابی به
سطح بالاتری
از سازماندهی
و گسترش هر چه
بیشتر جنبش به
شهرستانها و
توده های
بیشتر ، از
ضروریات است .
رهبری
واقعا
انقلابی که
حداقل از
خصوصیت های رادیکال
و هدایتگر
برخوردار
باشد از آسمان
نازل نخواد شد
، چشم داشت به خارج
از مرزها و یا
اصلاح طلبان
نیز امر
بیهوده و عبثی
است . پیدایش
رهبری مطلوب
در طی پراتیک
مبارزاتی و
تداوم جنبش
امکان پذیر
است . این
امکان وجود
دارد که رهبری
مطلوب ، با
توجه به
توانایی ها و
نقش آفرینی
های روشنفکران،
دانشجویان و
معلمان ، زنان
و کارگران و
با هم گرایی ،
گسترش
ارتباطات و
همفکری آنان
از دل همین
حنبش نطفه
بسته، رشد
کرده و متولد
شود .
جنبشی که در
ششم دی ماه
چنین فراز پر
شکوهی را بروز
داده است ،
این توانایی و
ظرفیت را دارد
که در مسیر
ارتقاء و
پیشرفت خویش
این نارسایی
ها و کمبودها
را نیز برطرف سازد
، مهم به
کارگیری این
ظرفیتها و توانایی
ها است . جنبش
به پیشگامان
عملی خود می آموزد
و آنان نیز به
جنبش خواهند
آموخت ، این دیالکتیک
مبارزه است .
یوسف
زرکار – دی ماه 88
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ