ایدئولوژی سرمایه مولد بیگانگی‏ها و بدبختی‏هاست!

 

 

شباهنگ راد

سرمایه‏داران سرتاسر جهان را به میدان منفعت‏طلبی‏های خود تبدیل نموده‏اند. جنگ، دربدری، آوارگی، بیگانگی، اعتیاد، فحشاء، قتل و بی تفاوتی‏ها از زمره شاخص‏های نظام‏های ظالمانانه و استثمارگر می‏باشد. ایدئولوژی سرمایه‏داران، ایدئولوژی تعرض به تمامی شئونات جامعه است و دارند روزانه هزاران مصائب و مشکلات را به میلیون‏ها انسان محروم تحمیل می‏نمایند؛ دارند به اشکال متفاوت حکمیت و سیطره‏ی خود را با زور و چماق گسترده‏تر می‏نمایند؛ دارند انسان‏ها را به تماشاچیان جنایت‏کاری‏های‏شان تبدیل می‏نمایند و دارند افکار آنانرا عملاً در جهتِ تمایلات و خواسته‏های سیاسی‏شان سمت‏و‏سو می‏دهند.

 

براستی که ظلم، ستم و اجحاف در دنیای کنونی همگانی شده است و طبقات حاکم در تلاش‏اند تا به یُمن دم و دستگاه‏های سرکوب و شکنجه، سایه‏ی ترس، نا امیدی و بی تفاوتی را بر تمامی اقشار جامعه حاکم گردانند. در تلاش‏اند تا با تعرض وحشیانه و در پناه سلاح، توده‏ها را از مطالبات بحق‏شان باز دارند. دنیای تعریف شده‏ی آنان برای توده‏های رنجدیده، دنیای بی تفاوتی‏ها نسبت به اعمال کثیف‏ جنایت‏کاران می‏باشد. دنیای آنان، دنیای ترویج و فرهنگ بیگانگی انسان از خود می‏باشد. بی دلیل نیست که با تمام تجهیزاتِ نظامی و ایدئولوژیکی به میدان می‏آیند و دارند تحت لوای مبارزه با بر هم زدگان "امنیت اجتماعی" و باصطلاح مبارزه با رفع هر گونه نابسامانی‏های موجود، خشونت و اعدام‏های خیابانی براه می‏اندازند تا علل و ریشه‏ی اصلی آن‏ها را از اذهان عمومی پنهان سازنند. دارند به این قشر و آن قشر، به این طبقه و آن طبقه و به قربانیان نظامِ استثمارگرایانه حمله‏ور می‏شونند تا به پایه‏های حاکمیت‏شان، صدمه‏ای وارد نگردد.     

توده در این میان قربانی‏ست. توده در این میان من‏حیث‏المجموع تابع‏ی فرهنگ مسلط حاکم بر جامعه و دم و دستگاه‏های حکومتی‏ست و به سمت ایدئولوژی‏ای گرایش پیدا می‏کند که قدرت حاکم مبلغ آن می‏باشد.

بی تردید توده در مقابل‏اش عرض و اندام می‏کند، با سیاست‏های‏اش به مخالفت بر می‏خیزید، علیه‏ی بیدادگرهای‏اش قد علم می‏نماید، برای تحقق خواسته‏های پایمال شده‏ی خویش می‏جنگد و سران آنرا به چالش می‏کشاند؛ امّا قادر به مقابله‏ی تمام عیار و  تمام کننده نیست؛ امّا بخودی خود نمی‏تواند مسیر یکنواخت اعتراضی تعرضی‏اش را رادیکالیزه نماید. به عبارت صحیح‏تر توده بخودی خود و بدون پیشگامان و نمایندگان سیاسی‏اش و بدون حمایت همه جانبه‏ی کمونیست‏ها نمی‏تواند مبارزات‏اش را به پیش ببرد و به مطالبات پایه‏ای‏اش دست یابد.

 

واقعیت این است‏که سی سالی‏ست رژیم جمهوری اسلامی بر سر قدرت است و سی سالی‏ست که دارد کارگران و زحمت‏کشان را مورد تعرض خویش قرار می‏دهد. سران حکومت در این مدت زمین همواری را یافته‏اند و دارند در آن بنابه مصالح و تمایلات‏شان شخم کاری‏ می‏کنند. امان را از مردم بُریده‏اند و دیگر تاب و توانی برای آنان باقی نگذاشته‏اند. مصیبت‏ و بدبختی‏ها در جامعه‏ی ایران بسیار بالاست. همه چیز دارد روند یک‏طرفه - یعنی بنفع سرمایه - را طی می‏کند. توده قادر به تأمین نیازهای اولیه‏ی زندگی‏اش نمی‏باشد؛ همه را به زیر ضرب گرفته‏اند و در واقع سخن از آزادی در زیر حاکمیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی گزافه گوئی بیش نیست؛ همه را در منگنه‏ی خود قرار داده‏اند و حرمت و حقوق انسانی را دارند، علناً لگدمال می‏نمایند. کارد به استخوان مردم رسیده است. صحنه‏های اعدام و بگیر و به بندها به جزئی از زندگی روزانه‏ی‏شان تبدیل گردیده است و هر روزه دارند بر انبان مشکلات‏شان می‏افزایند. هر روزه دارند طناب دار را در مقابل چشمان حسرت‏زده‏ی‏شان مشاهده می‏کنند. هر روزه حقوق‏شانرا دارند بالا می‏کشند و هر روزه با نیروی سرکوب رو در رو می‏باشند.

 

توده در مقابل چنین وضعیتی دست به اعتراض می‏زند و در مقابل، رژیم هم، نیروی سازمانیافته‏ی خویش را به جان آنان می‏اندازد. کارگران هر روزه و بدلائل متفاوت دارند به مقابله با کارفرمایان و صاحبان تولیدی بر می‏خیزند. حقیقتاً و انصافاً اگر بخواهیم تصویر جامعه‏ی ایران را بدرستی ترسیم نمائیم چیزی جز یک‏نواختی و یک‏سویه عایدمان نمی‏گردد. چیزی جز آن نمی‏یابیم که رژیم جمهوری اسلامی در پایداری حاکمیت‏اش مصر می‏باشد و به همین اعتبار هم دارد پاسخ هر اعتراض و مخالفی را با زور می‏دهد. جمهوری اسلامی سعی‏اش بر آن است تا توده را به تمکین وادارد و علل این همه نابسامانی‏ها را به گردن قربانیان نظام بی اندازد. در واقع قصدش بر آن است تا درون را بعنوان عامل هزاران مصائب دست‏سازش به بیرون معرفی نماید. سعی‏اش بر آن است تا ریشه‏ی نا ملایمات جامعه را نه در سیستم و مناسبات گندیده‏ی سرمایه‏داری بل در رفتار و کردار استثمار شوندگان و محرومان نسبت دهد.

 

براستی در جامعه‏ای که تهیه‏ی یک لقمه نان به مشکل و معضل اساسی محرومان تبدیل گشته است؛ در جامعه‏ای که ارزش‏های انسانی دارد با مادیات رقم می‏خورد و در جامعه‏ای که کودکان را، به نیروی کار طاقت‏فرسا تبدیل نموده‏اند، وجود هزاران معضل اجتماعی، فردگرایانه و بی حمایتی، به امری عادی مبدل می‏گردد. این نظام است‏که تولید کننده‏ی هزاران بلایا و روش‏های غیر انسانی در میان توده‏هاست؛ این مناسبات و سیستم حاکم بر جامعه است‏که انسان‏ها را دارد نسبت به مشکلات و معضلات هم نوعان‏شان بی تفاوت می‏سازد.

متأسفانه سرمایه‏داران جهانی، دنیای انسانی را به دنیای کشمکش‏های درونی فیمابین طبقات و اقشار ستم‏دیده تبدیل نموده‏اند. آنان تمامی ارزش‏های انسانی را از بیخ و بُن سوزاندند و بجای آن‏ها به خود اندیشیدن و بیگانگی‏ها را جایگزین نموده‏اند. سران حکومت کاملاً بر میدان مسلط گردیده‏اند و دارند قواعد آنرا روزانه و بر اساس منفت‏شان پای می‏ریزند. همه جا تقریباً شباهت به هم دارد. در همه‏ی ممالک نظام‏های سرمایه‏داری تسلط یافته‏اند و بنابراین خود مولد هر نوع ارزش‏های غیر انسانی‏اند. منفعت‏شان در آن است تا انسان‏های محروم را به تماشاچیان وحشی‏گری‏های‏شات تبدیل سازنند، هدف‏شان بر آن است تا علل و ریشه‏ی نابسامانی‏ها را به گردن قربانیان نظام جابرانه بی اندازند و افکار توده‏ای را به سمت معلول‏ها سمت‏و‏سو دهند. ایدئولوژی فرهنک حاکم، از چنین رسالتی برخوردار می‏باشد و تا مادامیکه مدافعان آن بر اریکه قدرت‏اند، همین بساط ادامه خواهد داشت.

 

رژیم جمهوری اسلامی هم در چنین راستایی در پیش است و با تمام قوا سعی دارد تا سیاست‏های ظالمانانه‏ی خویش را به توده‏ها تحمیل نماید. رژیم در تلاش است تا به هر طریق ممکنه مردم را از اعتراضات و خواسته‏های به حق‏شان باز دارد؛ در تلاش است تا ته مانده‏های ارزش‏های انسانی را از بین ببرد و همه را به انسان‏های منفعت‏طلب و بی تفاوت تبدیل سازد؛ سعی می‏نماید تا آنانرا از سیاست و درک و فهم علل چنین وضعیتی بدور سازد. این همه‏ی وظایف و کار رژیم جمهوری اسلامی‏ست.

این خواست باطنی سران حکومت را تشکیل می‏دهد. دارند سرمایه‏های بسیار کلانی را برای بر دوامی خود اختصاص می‏دهند؛ دارند با تمام توان می‏کوشند تا بر افکار انسان‏های محروم مسلط گردنند؛ دارند به انحای گوناگون تلاش می‏ورزند تا مبارزات توده‏ها را به انحراف بکشانند. امّا پیکار بی وقفه و روزانه‏ی کارگران و زحمت‏کشان در مقابل سیاست‏های رژیم جمهوری اسلامی نمایاناگر حقایق دیگری‏ست. وجود این همه تنش و اعتراضات و اعتصابات، بگیر و به بندها، اعدام‏ها و غیره نمایانگر سیاست زدگی و سیاست پذیری کارگران و زحمت‏کشان جامعه‏ی‏مان می‏باشد. نمایانگر آن است‏که این سرکوب‏ها و تحمیق‏ها ره بجائی نخواهد بُرد و علیرغم چنین اوضاعی مردم در صحنه‏اند و خواهان حقوق پایمال شده‏ی خویش می‏باشند. این خواست باطنی توده‏های ستم‏دیده است. این خواست را طی این سال‏ها و آن هم به اشکال متفاوت اعلام نموده‏اند. بارها و بارها اعلام نموده‏اند که منافع‏ی‏شان با منافع‏ی طبقه‏ی حاکمه همطراز نیست. بارها و بارها به خیابان‏ها ریخته‏اند و خواهان بر کناری و نابودی سران این رژیم شده‏اند. بارها و بارها علیه‏ی ستمگری‏ها، بی حرمتی‏ها به خیابان‏ها ریخته‏اند و هرینه‏های بس کلانی از خود بر جای گذاشته‏اند. همه‏ی این‏ها نمودار خواست، اراده و انگیزه‏ی باطنی توده‏ی محروم می‏باشد. طبیعتاً می‏بایست انگیزه و خواسته‏های پراکنده و نا منسجم توده‏ها را در مبارزه علیه‏ی سرمایه به سمت صحیح کانالیزه نمود؛ طبیعتاً می‏بایست انرژی‏ها را به سمت تحقق جامعه‏ی انسانی هدایت نمود؛ طبیعتاً می‏بایست همگام با اعتراضات توده‏ای به پیش رفت و مبارزات‏شانرا بطور عملی رادیکالیزه نمود.

 

سال‏هاست که توده مخالفت خود را با نابودی رژیم جمهوری اسلامی اعلان نموده و در میدان مبارزه است. براستی نیازی به کشاندن توده‏ها به میدان نیست بلکه وقت سازماندهی و بسیج آن‏هاست. وقت آن است‏که سازمانِ مدافع‏ی وی، مبارزات عملی خود را علیه‏ی سران حکومت سر و سامان دهد و گام بگام توده‏ها را نسبت به سیاست‏های‏اش متقاعد سازد؛ باید در عمل و با سازماندهی صحیح و انقلابی، قدرت خویش را بنمایش بگذارد و فضای یک‏جانبه‏ی جامعه را تغییر دهد؛ باید دانست تا مادامیکه سران رژیم جمهوری اسلامی قواعد بازی را تعیین می‏نمایند، نمی‏توان تصوری به غیر از آنچه را که تا کنون شاهد آن بوده‏ایم، داشت. باید دانست زمانی معادله‏ها، بی تفاوتی‏ها و یا حتی بعضاً همسوئی‏های نا آگاهانه در هم خواهد ریخت که نیرو و یا سازمان کمونیستی و انقلابی، رژیم جمهوری اسلامی را به مصاف جدی بطلبد. آنزمان است‏که نگاهِ توده، نگاهی کاملاً متفاوت خواهد بود و جامعه مسیر بالندگی و سعادت را طی خواهد نمود؛ آنرمان است‏که بر ایدئولوژی سرمایه بطور جدی و عملی شُکی وارد خواهد شد و حمایت، پشتیبانی و تعرض جایگزین بی تفاوتی‏ها، تمکین و نظاره‏گری‏ها خواهد گردید.

 

 

 

20 مرداد 1387

10 آگوست 2008 

 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت