بیاد «چه
گوارا»

شباهنگ
راد
با پیدایش
نظامهای
طبقاتی و به
تبع از آن راهاندازی
جنگهای
ناعادلانه از
جانب دولتمردان
و زورگویان
علیهی محرومان،
جهان آزادی
شاهد
بپاخاستن و
تعرض انقلابی
کارگران و
زحمتکشان و
فرزنداناش
بمنظور رهائی
از زیر یوغ
ستمهای سرمایهداری
و
امپریالیستی
بوده است. در
حقیقت تاریخ سیاسی
– مبارزاتی
جهان، مملو از
این نوع کنشهای
طبقاتی، رو در
رو و نابرابرست.
یکی از آنان،
مربوط به 8
اکتبر 1967
میباشد. روزی
که «چه گوارا»
توسط
سرکوبگران
بولیوی زخمی و
دستگیر میگردد
و در مدت،
زمانی کوتاه و
چند ساعته بهمراه
6 تن از یاراناش،
بدستور فوری مأموران
سیا به جوخههای
اعدام سپرده میشود.
جرثومههای
فساد به این
دلیل «چه» را
کُشتند تا
بزعم خویش
بتوانند، ایدهی
کمونیستی وی
را بهمراه جسماش
دفاع نمایند؛
امّا غافل از
آنکه مرگ «چه
گوارا» بنوبهی
خود پژواکِ
دهندهی
آرمانهای
انقلابی وی در
سرتاسر جهان خواهد
بود؛ جسد وی
را مخفیانه
دفن نمودند تا
بر میزان
جایگاه و هویت
سیاسی وی در میان
میلیونها
کارگر و زحمتکش
بکاهند؛ امّا
بی خبر از
آنکه مُهر و
اندیشهی
نوین و
کمونیستی «چه»،
قبل از مرگاش
در دنیای
حقانیت،
کوبیده شد و
به تاریخ و به
ابدیت نخواهد
پیوست؛ چرا که
آرمان «چه»،
آرمان تلاش،
حرکت و نشانه گرفتن
به منفعت
سرمایهداران
مفتخوار بود.
بی تردید
در وصف، شرح و
حال و زندگی
سیاسی «چه گوارا»
زیاد گفته شده
و در صفحات
بیشماری آمده
است و کمتر
کسیست که نام
و اعمال
انقلابی وی را
نه شنیده
باشد. انقلابی
و کمونیستی که
به دنیای
آزادی تعلق
داشت و با
جهان ظلم و
ستم مرزبندی
عمیق و عملی
داشت. به همین
دلیل بود که
با تمام وجود
در جهت
گستردگی دنیای
رهائی تلاش
میورزید و
بار سفر میبست
و به کمک دیگر
محرومان میشتافت.
به انجام
انقلاب در یک
کشور باور
آنچنانی نداشت
و خواهان بر
کندن ریشهی
ظلم در هر
جامعه و در هر
میادینی بود.
انتخاب
بولیوی بعد از
به سر انجام
رساندن
انقلاب در
کوبا و جنگیدن
علیهی
امپریالیسم در
کشوری دیگر را،
از زمره وظایف
خود تلقی
مینمود. جنگ
و تعرض
انقلابی علیهی
ضد انقلاب
مسلح را دوست
میداشت، نه بدلیل
تفکرات
"ماجراجویانه"اش
بلکه راه
انقلاب را در
کار بست چنین
متد و اسلوبی
تعریف
مینمود و در عمل
دریافته بود که
در مقابل ضد
انقلاب سراپا
مسلح، تنها با
نیروی قهر و
انقلابیست که
میتوان تودهها
را از قید و
بندهای اسارتبار
امپریالیستی
نجات داد. او
بر خلاف
روشنفکران و
حرافان، عمیقاً
اعتقاد داشت
که تضمین
انقلاب و رهائی
تودههای محروم از
دشمن بزرگ
بشریت منوط به
اتخاذِ سیاستهای
پیش رونده و
تعرضیست. قصدش
ایجاد دو و سه
ویتنام بود و از
مرگ هراسی
نداشت و در یک
کلام در راهی
قدم گذاشت که
جنبش
کمونیستی
جهان، کمتر با
چنین انسانهایی
روبرو گردیده
است. براستی
که بیادگار ماندن
«چه گوارا» در ذهن
میلیونها انسان
دردمند و
جوانان محروم
در اتخاذِ
چنین منش و
روشی نهفته میباشد.
41 سال
استکه
نگهبانان سرمایه
با شلیک
گلولههایشان،
قلب پر از کین
«چه گوارا» را
از حرکت باز
داشتند؛ امّا
هرگز
نتوانستند تا نام
و اندیشهی
وی را دفن
نمایند؛ چرا
که «چه» از دل
تودهها
برخاست و با
آنان زیست و
برای آنان و
آرمانهای
والایشان
جان داد.
8 اکتبر 2008
17 مهر 1387
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ