در
هفتادونهمين سالروز
تولّد "چه
گوارا"
شباهنگ
راد
در تاريخ
جنبش
كمونيستی
دنيا ما با انسانها
و نامهايی
آشنا گرديدهايم
كه بدون شك هر
يك از آن انسانها
و نامها در
دوران خود در
مقابل نظامهای
طبقاتی
سرمايهداری
از جايگاه والا
و پر اهميتی
برخوردار
بودند. انسانهايی
كه همزمان با
تفسير و تشريح
دنيای
نابرابر و
ظالمانانه در جهت
دگرگونی
بنيادی آن گامهای
عملی بر
داشتند و در
نهايت جامعهی
انسانی و
عدالتخواه را
جايگزين آن
نمودند.
بطور يقين
نظامهای
طبقاتی تلاشهای
مذبوحانهی را
بخرج دادهاند
تا نام و
اعمال اين بر
هم زدگان نظم
و آرامش
دلخواهی
منفعتطلبان را
از اعتبار
انداخته و از
اذهان عمومی
پاك نمايند؛
امّا ياد آنان
در ميان همهی
محرومان و ستمديدگان
دنيا بيادگار مانده
است. "چه
گوارا" از
زمره آن انسانهايیست
كه نام و
اعمالاش
همواره بر سر
زبانهاست و
افكار انقلابی
وی سر مشق همهی
آزادیخواهان
و جويندگان
راه رهائی از
قيد و بندهای
اسارتبار
نظامهای
امپرياليستی
میباشد.
"چه" در 14 ژوئن
1928 در آرژانتين
چشم به جهان
گشود و در ميان
خانواده،
بدليل
اعتقاداتاش
به آرمانِ
كمونيستی
زبانزد بود.
مطالعهی
آثار
ماركسيستی -
لنينيستی در
عنفوان
نوجوانی بر
دانش سياسی
"چه گوارا" میافزود
و او را در راه
مبارزه با
نظامهای
حاكم مصصمتر
مینمود.
انتخاب رشتهی
پزشكی و سفر
به كشورهای
امريكای
لاتين او را
هر چه بيشتر
با ريشههای
فقر و نداری
تودههای
محروم آشنا مینمود
تا اينكه
بالاخره در
تماسی با برادران
كاسترو در
مكزيكوسيتی و
ملحق شدن به
جنبش 26 ژوئيه،
فعاليتهای
سياسی - حرفهای
خود را آغاز
نمود.
"چه گوارا" در
اين زمان با
كوله باری از
دانش و تجربه
به همراه فيدل
كاسترو و
ياراناش
آغازگر جنگی
انقلابی عليهی
حكومت
سركوبگر
باتيستا در سال
1956 گرديد.
فعاليت
مبارزاتی –
چريكی "چه
گوارا" 3 سال
بعد يعنی در
سال 1959 به ثمر نشست
و انقلاب كوبا
در نبردی
مسلحانه –
تودهای به
پيروزی نائل
گرديد. حكومت
باتيستا به
ياری "چه" و با
دستان
توانمند
كارگران و
زحمتكشان
سرنگون گرديد
و چرخهی
جامعهی
انسانی، اين
بار در خطهای
از دنيا و
بدور از حيات
ظلم و تباهی
به حركت در
آمد و همه در
شكوفائی و
بالندگی
جامعهی
دلخواهی خود
در تقلا بودند.
انقلاب كوبا
به عبارتی به
الگو و سمبل
ديگر كشورهای
تحت سلطهی
نظامهای
امپرياليستی تبديل
گشته بود.
با استقرار
حاكميت
كارگران و
زحمتكشان،
"چه گوارا"
چندين سال مسئوليت
و پستهای
مهمی همچون
رياست بانك
ملی و وزارت
صنايع كوبا را
بر عهده داشت.
"چه" در اين
مدت عليرغم
وظايف سياسی،
در عرصهی
عملی هم، به
همراه
كارگران و
دهقانان در ميادين
توليدی و در
كشتزارها
پای به پای
آنان ايفای
نقش مینمود
تا اينكه سرانجام
و بنابه
اعتقادات
انترناسيوناليستیاش
و با كنار
گذاشتن تمامی
مسئوليتهای
كليدی بمنظور
بر پائی جنگِ
انقلابی ديگری
در سال 1966 ابتدا
به كنگو و سپس
به بوليوی عزيمت
میكند.
از اين زمان
فعاليت "چه
گوارا" وارد
مرحلهی تازهای
گرديد. دشمن در
تلاش بود تا
مانعی،
انقلابی ديگر
گردد. بر همين
اساس سازمان
سيا به همراه
سركوبگران
بوليوی با
تمامی امكانات
تلاش نمودند
تا جنگ چريكی
براه افتاده
در بوليوی را
در نطفه خفه
نمايند. بنابراين
نيروهای بیشماری
را بمنظور كشف
و سركوبی "چه
گوارا"
سازمان داده بود.
از هر امكان و
افرادی سود میجست
تا پناهگاه
انقلابيون را
كشف نمايد.
بالاخره دشمن
طبقاتی
كارگران و
زحمتكشان
موفق میگردد
تا "چه
گوارا"ی
قهرمان را در
ناحيهی
«نتاكروز»
بوليوی به
محاصرهی خود
در آورد و بعد
از چندين ساعت
درگيری، "چه
گوارا" را
زخمی دستگير
نمايد.
دشمن طبقاتی
محرومان بر
اين باور بود
كه با دستگيری
"چه گوارا"
عمر افكار
انقلابی او به
پايان خواهد
رسيد. دستان
او را به تختهی
كلاس بستند و رذيلانه
در تلاش بودند
تا او را
بزانو در
آورند و در
اين جنگ
نابرابر،
پيروز بدر
آيند. امّا "چه
گوارا"ی
كمونيست با كينه
و تنفر به
دشمنان
طبقاتی
كارگران و
زحمتكشان
فرياد بر آورد:
«میدانم
كه برای كُشتن
من به اينجا
آمدهايد،
شليك كنيد
ترسوها، شما
يك مرد را میكُشيد».
و بدينسان
دشمن زبون با
گلولههای
سربیاش، قلب
پاكترين
فرزند خلق را
نشانه گرفت و
آنرا از طپش
باز داشت.
دشمن، جسم
"چه گوارا" را
از تودههای
ستمديدهی
جهان گرفت.
امّا مشعل و
آرمان
مبارزاتیاش
همچنان در
ابعادی غير
قابل تصور
شعلهور و
برافراشته میباشد.
"چه گوارا"
جان باخت،
امّا جسارت،
قاطعيت و شجاعتِ
بینظيرش در برابر
ارگانهای تا
بُن دندان
مسلح نظامهای
امپرياليستی،
شهرهی عام و
خاص گرديده
است. "چه
گوارا" اكنون
در ميان ما
نيست، امّا
نام و افكار
انقلابی و
آوازهاش
همواره با
كارگران و
زحمتكشان
میباشد و تا
ابد زنده خواهد
ماند. انسان
طراز نوين و
بینظيری كه
جنبش كمونيستی
دنيا كمتر
بخود ديده
است.
14 ژوئن 2007
23 خرداد 1386
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ