سایت 19 بهمن
این
شعر را رفیق شهید، سعید آریان، در زندان برای همسر
دربند خود، شهین توکلی، فرستاده است.
همسر من

همسر
من!
تا
بشیر تابناک روز دامن گستراند
بر فراز کوهسار
دور از دامن صحرا
دور از چشم عزیزان
بوسه ی رگبار دشمن
سوی خاک و خون کشاند
پیکر ما ، همسر من.
همسر
من!
زندگی
هر چند شیرین است
اما دوست دارم با تمام آرزو
در راه انسان ها بمیرم.
دوست
دارم در مسیر جویبار زندگی
قطره ای شفاف باشم
در دل دریا بمیرم
همسر
من!
چهره
بر دامن مکش تا پاسدار شب نگوید
همسری از سوگ مرگ همسر خود داغدارد.
لاله
ی خونین روی سینه بنشان
تا ببینند همسر محکوم
قلبی کینه ورز و گرم دارد!