دفاع از دست‌آوردهاى انقلاب

 

 

دفاع از دست‌آوردهائی که با مبارزه به دست آمده است.

 

در نتیجه‌ى مبارزه‌ى مسلحانه‌ى طویل‌المدت انقلابى خلق کوبا، رژیم منفور باتیستا سرنگون گردید. دیکتاتور از کشور فرار کرد. موفقیت‌هاى خلق کوبا در عرصه‌هاى اجتماعى، اقتصادی و سیاسی بسیار عظیم است. با وجود این، مى‌خواهیم در این‌جا این موفقیت‌ها را تحلیل کنیم تا هر اقدامى به‌طور شایسته و درخور آن ارزیابی شود و عظمت انقلاب کوبا را نشان دهیم.

 

دفاع از دست‌آوردها

 

تا موقعى که مهم‌ترین ابزار دستگاه قدرت رژیم منفور، یعنى ارتش آن نابود نشده، پیروزى به دست نیآمده است. علاوه بر این، پارتیزان‌ها باید کلیه‌ى ارگان‌ها و موسساتى را که رژیم کهنه بدان تکیه داشته است، نابود کنند. این است سراپاى جنگ پارتیزانى. پیروزى انقلاب فقط هنگامى تأمین شده تلقى مى‌شود که در این عرصه به مفهوم عام کلمه و به‌طور همه جانبه اقدامات لازم انجام گرفته باشد. ولى باز هم همه‌ى این‌ها به تنهائى کافى نیستند. در رابطه با آن باید دفاع مسلحانه از قدرت خلق که به‌وسیله‌ى انقلابیون استقرار یافته علیه تجاوز خارجى نیز سازمان یابد. سرآغاز چنین تجاوزاتى چنین است که "مطبوعات وزین"، "خبرگزارى‌هاى صادق" ایالات متحده‌ى آمریکا و دیگر کشورهاى امپریالیستى تلاش مى‌کنند افکار عمومى جهان را با تبلیغات برانگیزنده و سراپا دروغ علیه کشور آزاد شده تجهیز کنند. هر چه‌قدر اقدامات حکومت جدید که به نفع خلق انجام مى‌گیرد قاطع‌تر و پیگیرتر دنبال شود به همان اندازه نیز تبلیغات وسیع برانگیزنده و سراپا دروغ آنان با شدت بیش‌ترى دنبال مى‌شود. قدرت خلق براى مقابله با چنین تجاوزاتى به یک ارتش نیرومند درهم‌شکننده نیازمند است. در جریان ساختمان و سازمان چنین ارتشى نباید به استروکتور (استخوان بندى) سازمانى ارتش قدیم متوسل گردید و نه به کادرهاى آن، ولى خاتمه‌دادن به اطاعت کورکورانه و پایان‌دادن به نظرات کهنه و فرسوده در مورد وظیفه‌ى نظامى، دیسپلین نظامى و روحیه‌ى نظامى‌گرى ارتش کهنه در یک آن و با یک حمله امکان ندارد. البته موارد منفردى مى‌تواند وجود داشته باشد که افراد نظامى ارتش سابق که از گذشته بریده‌اند و هوادارى و جانب‌دارى آنان نسبت به امر خلق مسلم شده است در ارتش نوین پذیرفته شوند. این قبیل افراد مى‌توانند در ساختمان ارتش نوین یعنى ارتش خلق بسیار مفید واقع شوند. ولى نباید اجازه داد که ارتش نوین افرادى رخنه کنند که در اثر آشنائى به امور نظامى و مهارت در حرفه‌ى نظامى در برابر پارتیزان‌هاى "بی‌سواد" و "نادان" ولى دلیر، منظبط و پاک‌دل سینه سپر کرده، عرض وجود کنند. در جریان ساختمان و سازمان تشکیلات ارتش نوین باید بلافاصله پس از نابودى ارتش سابق که ابزار قدرت رژیم سرنگون شده بود کلیه‌ى مواضع و مقامات مهم ارتش، بى‌تردید به‌وسیله‌ى افراد ورزیده‌ى ارتش پارتیزانى اشغال گردد.

 

طبیعى است که نباید ارتش نوین خلق را کاملاً ساده مطابق با سیستم سازمانى ارتش پارتیزانى سازمان داد. ارتش پارتیزانى در تحت شرائط جنگ‌هاى پارتیزانى سازمان یافته است و لازم است که تغییر یابد. با وجود این در این مورد باید پرنسیب‌هاى رهبران جنگ پارتیزانى در ایجاد ارتش نوین مورد توجه قرار گیرد. بی‌مورد نخواهد بود اگر در ساختمان ارتش نوین اشکال سازمانى منطبق با سنن ملى نیز رعایت شود. تسلیحات خوب و مناسب نیز به همان اندازه مفید مى‌باشد. در این مورد نباید اشتباهى را که ما مرتکب شدیم، تکرار کرد. اشتباه ما این بود که کوشش کردیم پس از پیروزى انقلاب، ارتش نوین را با نظام و دیسپلین ارتش سابق هماهنگ سازیم. این اشتباه مى‌تواند مشکلات وخیمى پدید آورد. آرى ممکن است به برهم‌ریخته‌گى کامل ارتش منجر گردد.

 

پس از پیروزى انقلاب باید بلافاصله براى جنگ نوین و دفاع در برابر تجاوزات آماده شد. تدارکات در این مورد باید با تاکید بیشترى انجام گیرد. در جریان تدارک این امر نباید فراموش کرد که تحت تأثیر پیروزى ارتش پارتیزانى، هزاران نفر در آخرین لحظات جنگ به انقلاب پیوسته و وارد ارتش شده‌اند. آیا مى‌توان به‌طور دقیق دانست که این افراد تا چه اندازه به امر انقلاب گرویده‌اند؟ براى این‌که بتوان به سربازان جدید ارتش انقلابى اعتماد کرد، لازم است به‌طور پی‌گیر آن‌ها را از نظر سیاسیى و ایدئولوژى تربیت نمود و تعلیمات نظامى آنان نیز باید مانند جنگ پارتیزانى دشوار باشد. فقط با چنین آموزش و تعلیماتى است که ارتش خلق توانائى خواهد داشت امنیت کشور را تضمین کند.

 

وظیفه‌ى دیگر دشوار این است که ارتش نوین شکل صحیح سازمانى را که متناسب و مناسب با ویژه‌گى‌هاى آن باشد، بیابد. قبل از هر چیز تأسیس ارگانى که وظیفه‌اش سازمان‌دهى امر آموزش سیاسى، ایدئولوژى ارتش نوین باشد، ضرورت دارد. در این مورد باید براى سربازان که به‌طور عمده از دهقانان و کارگران تشکیل مى‌شوند، درستى و حقانیت اقدامات انقلابى و نیز مجموعه‌ى هدف‌هاى انقلاب بازگو و آموخته شود. توصیه مى‌شود که همراه با آموزش سیاسى - ایدئولوژى، دوره‌هاى آموزشى براى ازبین‌بردن بی‌سوادى و ارتقاء سطح دانش عمومى ارتش انقلابى نیز تشکیل گردد. این امر کمک خواهد کرد که ارتش نوین از نظر تکنیکى به سلاح‌هاى بهترى مجهز شود و از نظر سیاسى - ایدئولوژى نیز تربیت شده، روحیه و توان رزمندگى‌اش ارتقاء یابد. براى تکمیل بیشتر ارتش انقلابى همچنین مى‌توان دوره‌هاى عالی آموزشى ترتیب داد که پارتیزان‌هاى مجرب و آزمایش‌شده بتوانند در این دوره‌هاى عالى آموزشى براى انجام مسئولیت‌هاى عالى‌تر و برتر در ارتش نوین تخصص یابند، درعین‌حال مى‌توان هم‌زمان با آن دوره‌هاى آموزشى براى همه به‌طور داوطلبانه و یا اجبارى ترتیب داد. ولى این اقدامات به شرائط ویژه‌ى هر کشور بستگى دارد و در این مورد نسخه‌ى کامل موجود نیست.

 

در توضیحات بعدى سیاستى را تشریح خواهیم کرد که ما در رابطه با خطر تجاوز بیگانگان به کوبا اتخاذ کرده‌ایم. این بررسى بر اساس اوضاع جهانى که در اواخر سال 1959 و آغاز سال 1960 وجود داشت، تنظیم شده است و دشمن احتمالى ما همان دشمنى است که امکان تجاوز از طرف او وجود دارد. اگر ما در این باره سخن مى‌گوئیم به خاطر این نیست که در برابر افکار عمومى سینه سپر کنیم بلکه به خاطر این است که اهمیت آن‌را براى دفاع ملى کشور خود توضیح دهیم.

 

تجزیه تحلیل اوضاع کنونى و آینده‌ى کوبا

 

انقلاب ملى ما که بر اساس انقلاب ارضى اجرا گردید و کارگران و نمایندگان خرده بورژوازى (و در لحظات آخر نمایندگان صنایع نیز) به‌طور اکتیو در آن شرکت کردند، نه تنها براى امریکاى لاتین بلکه براى سراسر جهان اهمیت عظیمى کسب کرده است. این انقلاب بر اساس اراده‌ى خلل‌ناپذیر خلق کوبا و شور اشتیاق این خلق انجام گرفت و این خلق کوباست که باید در برابر وظائفى که انجام‌اش بر عهده‌ى اوست از بوته‌ى آزمایش سرفراز بیرون آید.

 

منظور ما در این‌جا این نیست که کلیه‌ى قوانینى را که تاکنون وضع کرده‌ایم، حتى به‌طور خلاصه توضیح دهیم، با این‌که همه‌ى این قوانین بى‌تردید با منافع و خواسته‌هاى خلق انطباق دارد و بسیار مهم هستند. ما مى‌خواهیم در این‌جا فقط برخى از این قوانین و سیر وقایع اخیر را روشن کنیم. این امر به خواننده امکان خواهد داد که با مراقبت‌هاى پیوسته بیشتر دولت از خلق و با کوشش‌هاى دولت در راه رفع نیازمندى‌هاى خلق کوبا آشنا گردد.

 

علی‌رغم خواب و خیال طبقات انگل کشور، دولت انقلابى کوبا در همان آغاز کار به یک سرى اقدامات مشخص تحقق بخشید. بلافاصله قوانینى یکى پس از دیگرى وضع شد که اجاره‌بهاء مسکن و بهاء انرژى برق را کاهش داد. کنترل شرکت تلفن را به دست گرفت و بهاء‌اش را کاهش داد.

 

آنهائى که تا این هنگام فیدل کاسترو و هم‌رزمانش را یک مشت توطئه‌گر سیاسى مانند توطئه‌گران سیاسى سابق و یا دست نشانده‌ى قدرت‌هاى بیگانه و خارجى تلقى مى‌کردند و تصور مى‌کردند که اختلاف این‌ها با سیاست‌مداران گذشته فقط ریش بلند آن‌هاست، تازه می‌فهمیدند که امر جدى‌ترى به‌وقوع پیوسته است. امرى که از درون و از اعماق خلق کوبا فوران زده و به امتیازاتى که تاکنون این طبقات انگل به‌دست آورده‌اند، خاتمه می‌دهد.

 

از این پس؛ طبقات انگل زمزمه آغاز کردند و بر رهبران جنبش پیروزمند پارتیزانى مهر "کمونیستى" زدند تا در زیر پرچم ضدکمونیستى، تمام دشمنان خلق را گرد خود جمع کنند.

 

قانون تقسیم زمین‌هائى که تاکنون به حال آیش و بایر باقى مانده بود و پس از آن قانون فروش زمین‌هاى مزروعى به اقساط بین دهقانان، بیش از همه نمایندگان سرمایه‌ی ربائى را برآشفت. با این‌که اجراء این قانون بر ارتجاع ضربه وارد کرد با وجود این، ارتجاع این ضربه را با بردبارى تحمل کرد و تصور مى‌کرد که اوضاع به حال سابق باقى خواهد ماند و فیدل کاسترو، این جوان دیوانه، بالاخره به نصایح خیرخواهانه‌ی خبرنگار روزنامه‌ى شیکاگو تریبون (دوبوا) و خبرنگار نیویورک تایمز (پورتر) گوش‌فراخواهدداد. به راه صحیح "دموکراتى" بازخواهد‌گشت. فعلاً باید هر طور شده به‌طور موقت با اوضاع جدید دم‌ساز شد تا این‌که سرانجام همه چیز به حال سابق بازگردد و آب‌هاى رفته دوباره به جوى آید.

 

به جای فرا رسیدن "دوران بهتر"، قانون رفرم ارضی فرا رسید. قانونی که ضربه‌ی سنگینی بر ارتجاع وارد کرد. حال اکثر خسارت‌دیدگان درمی‌یافتند که سخن بر سر چیست و اوضاع ازچه‌قرار است. درمی‌یافتند که هیچ چیز به حال سابق بازنخواهدگشت. قبل از همه سردسته‌ی ارتجاعیون "گاستون باکرو" به چاک زد و در نزد دیکتاتور اسپانیا برای خود پناه‌گاهی جستجو کرد. ولی دیگران هنوز هم امیدوار بودند که این قانون ظاهراً مانند کشورهای دیگر به‌منظور آرام‌کردن و گول زدن توده‌های خلق وضع شده و هرگز عملی و اجراء نخواهد شد.

 

مولفین و مصنفین دکترین‌های اجتماعی تئوری‌های "عالی‌قدری" مثلاً درباره‌ی "امور مالی خلق" به‌هم‌بافتند، به این امید که "پارتیزان‌های بی‌سواد" به تئوری‌های آنان روخواهندکرد و بدین ترتیب از تحقق مهم‌ترین وظائف دگرگونی انقلابی کوبا جلوگیری خواهد شد. این تئوریسن‌های محترم در آغاز کار به "انستیتوی ملی برای رفرم ارضی" (INRA) با قیافه‌ای پدرانه و اندیش‌ناک نگاه می‌کردند و آن را کودک دلجوجی فرض می‌کردند که می‌بایست هر طور شده به راه راست هدایت‌اش کنند. ولی رفرم ارضی با گام‌های استوار به پیش‌روی ادامه داد. لاتیفوندی‌ها از بین رفتند و اصول نوین بهره‌برداری از زمین حاکم گردید.

 

رفرم ارضی در کوبا با علائم مشخص و ویژه‌اش برای قاره‌ی ما اهمیت شایانی دارد. رفرم ارضی ما خصلت ضدفئودالی دارد زیرا با برانداختن سیستم لاتیفوندی در کوبا کلیه‌ی قراردادهائی را نیز که به موجب آن دهقانان ناگزیر شده بودند بهره‌ی زمین را به صورت پول نقد بپردازند، پاره کرد و به دور ریخت. همچنین رفرم ارضی ما اصول وابستگی دهقان بر زمین را که تا آن موقع در مورد مهم‌ترین تولیدات کشاورزی ما از قبیل قهوه و تنباکو وجود داشت، ملغی کرد. علاوه بر همه‌ی این‌ها، رفرم ارضی ما علیه استثمار سرمایه‌داری دهقانان انجام گرفت. دهقانان را از زیر سرکوبی و استثمار شرکت‌های انحصاری سرمایه‌داری آزاد کرد و به آنان امکان داد که بتوانند با فراغت خاطر و وجدان پاک روی زمین خود کشت‌کار کنند، به‌طوری که حاصل کار و زحمت‌شان نصیب خودشان شود نه این که مانند سابق به جیب شرکت‌های انحصاری سرمایه داری و ملاکین زمین سرازیر گردد. ویژه‌گی رفرم ارضی ما در این است که به دهقانان و کارگران روستا که از طریق رفرم ارضی زمین دریافت کرده‌اند از همان روز اول به‌وسیله‌ی کارشناسان فنی و ماشین‌های کشاورزی کمک‌های فنی دریافت داشته‌اند و با گرفتن اعتبارات از انستیتوی رفرم ارضی و یا از بانک دولتی کمک‌های مالی نیز دریافت داشتند. همچنین اتحادیه‌ی ملی فروشگاه‌های خلق به دهقانان کمک‌های عظیمی می‌کند و به آنان یاری می‌رساند. بر اساس تجریبات مفیدی که از این روش در استان اورینته به دست آوردیم بلافاصله در استان‌های دیگر نیز بدان پرداختیم. این فروشگاه‌های خلقی که دولتی است کلیه‌ی فرآورده‌ها و محصولات روستائیان را به بهاء مناسب خریداری می‌کنند و کالاهای لازم را به آنان تحویل می‌دهد. این فروشگاه‌ها پیوسته عرصه را بیش‌ازپیش بر رباخواران و سفته‌بازان تنگ کردند.

 

از نقطه‌ی نظر ما، اختلاف رفرم ارضی که در کوبا انجام گرفت با رفرم‌هائی که در مکزیک، گواتمالا و بولیوی مطرح شد، این است که رفرم ارضی ما بی‌کم‌وکاست و بی‌قیدوشرط مصمم شده است تا مرحله‌ی نهائی اجراء گردد.

 

رفرم ارضی ما با تکیه بر حقوق قانونی خلق علیه یونیتد فرویت کمپانی و کیننگ رنچ و نیز علیه مالکین لاتیفوندی‌های کوبائی انجام گرفت و به‌هیچ‌وجه علیه یک کشور خارجی نیست. شرائط نوینی که در اثر رفرم ارضی پدید آمده سب می‌شود مهم‌ترین فرآوردهائی که برای کشور ما اهمیت حیاتی دارند از قبیل برنج، بقولات، پنبه به‌طور پی‌گیرتر از سابق افزایش یابد و از این طریق اساس برنامه‌های اقتصادی ما پایه‌گذاری شود. در این مورد افتخار می‌کنیم و کاملاً مصمم شده‌ایم تمام آن‌چه را که از خلق کوبا گرفته به او بازدهیم. ثروت‌های نهفته در سرزمین ما که پیوسته آماج مناقشات و منازعات انحصارگران طماع بودند با وضع قانون ملی‌کردن صنایع نفت به خلق کوبا واگذار گردید. این قانون کهن‌ترین آرزو و خواست کوبا و نیاز حیاتی اوست که چیزی نمی‌خواهد جز این که آزاده و مالک سرزمین خود شده بتواند در مسیر رشد و تکامل‌اش به هدف‌های برتر و عالی‌تری دست یابد.

 

وضع قانون ملی‌کردن صنایع نفت در کوبا، سرمشقی است برای دیگر کشورهای امریکای لاتین که بتوانند خود را از زیر سلطه‌ی انحصارات خارجی آزاد کنند. به همین دلیل انحصارات نفتی دچار ترس و هول توصیف‌ناپذیری شده‌اند. هراس آنان از این است که سرمشق کوبا می‌تواند باب روز شود، چه از دست رفتن نفت ما به‌خودی‌خود برای آنان چندان هراس‌انگیز نیست. زیرا کوبا منطقه‌ی نفت خیزش که ماده‌ی خام گران‌بهائی می‌باشد چندان وسیع نیست. ولی امیدواریم که بتوانیم موفق شویم تمام احتیاجات نفت خام خود را از منابع داخلی نفت خود تأمین کنیم.

 

قانون ملی‌کردن صنایع نفت ما به خلق‌های برادر ما در امریکای لاتین که کشورشان امروز به صورت منبع نفت در خدمت انحصارگران قرار دارد، نشان داد که امکان واقعی وجود دارد از طریق چنین قوانینی برای همیشه به چپاول کشورشان به‌وسیله‌ی انحصارگران خاتمه دهند.

 

از این رو بی‌جهت نیست که انحصارگران با نگرانی کامل به کوبا خیره شده‌اند. بالاخره این جزیره‌ی کوچک در دریای کارائیب نقشه‌های "مستر دالس" و کمپانی یونیتد فرویت و نیز نقشه‌های انحصارات نفتی را برهم‌ریخت و این ضربه‌ی جانانه درست در مرکز امپرطوری جناب "روکفلر" بر آنان وارد شد.

 

قانون ملی‌کردن صنایع نفت و قانون ملی‌کردن کلیه‌ی معادن پاسخ خلق کوبا به همه‌ی آن‌هائی است که کوشیدند با نشان‌دادن قدرت خود و با تهدیدات، حملات هوائی و دیگر تجاوزات و تعدیات، اراده‌ی خلق کوبا را به زانو درآورند.

 

فرصت آن نیست که در مورد اهمیت قانون ملی‌کردن معادن و اهمیت قانون رفرم ارضی به مقایسه‌ی این دو با هم بپردازیم. ولی یک چیز یقین است. این قانون که چون تیری بر قلب انحصارگران اصابت کرد، سبب شد به‌زیستی خلق کوبا ارتقاء یابد.

 

ولی خلق کوبا نه تنها مالکین لاتیفوندی‌ها را از میان برداشت و نه تنها جلوی بهره‌کشی انحصارات جهانی را گرفت و با این سرمشق سیاست نوین برای کشورهای امریکای لاتین شد که طنین‌اش در همه جا شنیده می‌شود بلکه علاوه بر آن، حصارهائی را که آژانس‌های خبرگزاری جهان بر گردش کشیده بودند، فروریخت و حقیقت را به گوش خلق‌ها رسانید و آنان را به اقدامات انقلابی برانگیخت. کوبای فیدل کاسترو سمبل رهائی و استقلال ملی شد. جزیره‌ی کوچکی که مساحت‌اش 114 هزار کیلومترمربع است با 5/6 میلیون نفر جمعیت، در رأس مبارزات ضدامپریالیستی قاره‌ی امریکای لاتین قرار گرفت. بدین ترتیب، تاریخ موقعیت دلیرانه، افتخارآمیز و در عین حال خطرناکی به کوبا واگذار کرده است.

 

در قاره‌ی مستعمره‌ی امریکای لاتین با وجود کشورهائی که اقتصادشان بیشتر رشد یافته است و در آن‌ها سرمایه‌داری ملی با مبارزات پیوسته سختی علیه انحصارات خارجی رشد یافته، نقش رهبری مبارزات ضداستعماری به کوبای کوچک و آزادی‌خواه واگذار شد زیرا حکومت‌های این کشورها برای به دست گرفتن رهبری در این مبارزه قاطعیت لازم را از خود نشان ندادند.

 

مبارزه‌ی ما آسان نیست. این مبارزه آکنده از خطر و دشواری‌هاست و ما فقط از این‌رو می‌توانیم چنین مبارزه‌ای را ادامه دهیم چون خلق پشتی‌بان ماست. خلقی که با ایدآلیسم خود، با فداکاری‌های خود و با اراده‌ی آهنین خود از انقلاب دفاع کرده و کلیه‌ی توطئه‌های دشمنان ما را نیست و نابود خواهد کرد.

 

قبل از ما، خلق‌های دیگر امریکای لاتین در صف مقدم مبارزه‌ی رهائی‌بخش ضداستعماری قرار داشتند. گواتمالا، سرزمین پرنده‌ی آزادی که بدون آزادی نمی‌تواند زندگی کند و اگر آن را در قفس محبوس‌اش کنند، خواهد مرد. سرزمین سرخ پوست کبیر "تکوم اومان"، بهاء تلاش‌اش برای آزادی را با خون تعدادی بی‌شماری از بهترین وطن‌پرستان پرداخت. ولی سرانجام فدای تجاوز مستقیم امپریالیسم یانکی شد.

 

بولیوی، سرزمینی که "موریلو"، اولین قهرمان مبارزه‌ی آزادی‌بخش قاره‌ی امریکا را به منصه‌ی ظهور رسانید. این کشور نیز از بوته‌ی این آزمون بزرگ پیروز بیرون نیآمد و سرانجام ازپای‌درآمد.

 

همه‌ی این مبارزات به خلق‌هائی که برای رهائی خویش می‌رزمند سه آموزش عمده به ارمغان آوردند.

باید ارتش کهنه ازپادرآید.

باید رفرم ارضی اجراء گردد.

باید کلیه‌ی منابع زیرزمینی و پالایشگاه‌ها و تصفیه‌خانه‌ها و دیگر موسسات به منظور بهره‌برداری از آنان ملی شود تا قدرت ارتجاع درهم‌شکسته شود و سلطه‌ی خلق تضمین یابد.

 

ما این سه آموزش را در انقلاب خود از آن خود ساختیم. ما از سرنوشت غم‌انگیز این تلاش‌های رهائی‌بخش خلق‌های امریکای لاتین آگاه بودیم. با وجود این به‌پاخاستیم و با وجود همه‌ی این‌ها پیروز شدیم. ما با اعتقاد خلل‌ناپذیری که به آغاز دوران نوین داشتیم، انقلاب کردیم. در طوفان مبازات خلق‌هائی که به خاطر استقلال ملی خویش می‌رزمند سیستم استعماری فرومی‌ریزد. شکست کامل آن اجتناب‌ناپذیرست. خلق‌ها در ورای کلیه‌ی قیود مذهبی، سنت‌ها و آداب و رسوم و ویژه‌گی‌های نژادی، قومی و زبانی، دست در دست هم می‌دهند و در مبارزه‌ی مشترک به خاطر استقلال ملی و شکوفان‌ساختن اقتصاد و فرهنگ‌شان با یکدیگر متحد می‌شوند.

 

درباندوک خلق‌های آسیا و افریقا در مبارزات مشترک‌شان با هم متحد شدند. از طریق پشتی‌بانی از کوبای انقلابی خلق‌های کشورهای امریکای لاتین در جرگه‌ی دوستی اتحادیه‌ی آنان وارد شده‌اند.

 

قدرت‌های بزرگ استعماری با مبارزات خلق‌ها ناگزیر به عقب‌نشینی هستند. بلژیک و هلند اینک چیزی جز ته‌مانده‌ی امپراطوری سابق خود در اختیار ندارند. آلمان و ایتالیا ناگزیر شدند که در نتیجه‌ی جنگ دوم جهانی از سرکوبی و استثمار خلق‌های دیگر صرف‌نظر کنند. فرانسه ناگزیر است که جنگ کثیف استعماری خود را علیه الجزیره موقوف کند. امپراطوری استعماری بریتانیا به‌تدریج ولی به‌یقین ازهم‌پاشیده می‌شود. در این مورد تلاش آنان که چندان هم ناشیانه نیست دائر بر این که دست‌کم در کشورهائی که خود را از زیر سرکوبی سیاسی آزاد می‌کنند مواضع اقتصادی خود را حفظ و نگه‌داری کنند، تغییری در ماهیت امر نمی‌دهد.

 

ایالات متحده‌ی امریکا تلاش می‌کند از این موقعیت سیاسی که برای قدرت‌های کهن استعماری شرم‌آور است به سود خود استفاده کند. ایالات متحده‌ی امریکا تمام نیروی‌اش را به‌کارمی‌برد مواضع اقتصادی کشورهائی را که به استقلال سیاسی خود نائل شده‌اند از چنگ‌شان خارج کند. بدین منظور، با وسائل تبلیغاتی عظیمی خود را قدرت ضداستعماری جامی‌زنند و گویا فقط در نظر دارند که به کشورهای کم‌رشد کمک کنند. ولی البته در این جریان خواب راحت و اطمینان خاطر ندارند. مطمئن نیستند مبلغی را که خرج انواع و اقسام زدوبندهای مالی و اقتصادی می‌کنند تا با رخنه بر اقتصاد کشورهای آزاد شده، این کشورها را زیر سلطه‌ی سیاسی خود درآورند، صرف کند.

 

امپریالیست‌های یانکی می‌توانند مانند زالوی هفت‌سر با این متدهای نواستعماری کشورهای ما را تا آخرین قطره‌ی خون بمکد، ولی نه برای همیشه. ایالات متحده‌ی امریکا باید حساب کند که خلق‌ها خرطوم‌های‌اش را یکی پس از دیگری قطع میکنند و سرانجام ضربات کشنده‌ای بر او وارد خواهند کرد. آسیا اینک به‌طور اساسی دگرگون شده است. در افریقا درهم‌شکسته‌شدن نظام استعماری اجتناب‌ناپذیر است و امریکای لاتین جبهه‌ی مبارزه‌ی فعالی علیه امپریالیسم و علیه کلونیالیسم سازمان داده است. در امریکای لاتین با انقلاب ما تازه امر پاره کردن یوغ استعماری آغاز شده است.

 

شیر درنده‌ی انگلستان گرچه هنوز از عواقب جنگ جهانی دوم هیولای طعمه‌خواری خود را حفظ کرده است ولی پس از جنگ جهانی در این قاره‌ی ما از کشورهای ما، یکی پس از دیگری رانده شده است. ولی هر کجا که امپریالیست‌های انگلیسی مجبور شدند طعمه را از دست دهند امپریالیست‌های یانکی مانند شغال بدان روآوردند و بدین ترتیب سلطه‌ی امپریالیستی و استعماری خود را در امریکای لاتین گسترش دادند. خلق‌های امریکای لاتین به بردگان استعماری انحصارات امریکای شمالی و به "اجاره‌نشین در خانه‌ی خود" مبدل شدند. امپریالیست‌های یانکی بیش از همه از این امر هراسناک‌اند که دیگر خلق‌های امریکای لاتین نمونه‌ی کوبا را در پیش گیرند و سرنوشت خویش را خود تعیین کنند. این امر به مفهوم پایان سلطه‌ی آنان بر این کشورها و صرف‌نظرکردن از سود هنگفتی است که انحصارات آنان از کشورهای امریکای لاتین بیرون می‌کشند. این امر آن‌ها را وادار می‌کند که به هر وسیله مانع آن شوند. ولی سرمشق کوبا، این سرمشق "بد" کسب شایسته‌گی ملی و بین‌المللی علی‌رغم همه چیز در سرتاسر امریکای لاتین گسترش می‌یابد و همیشه هنگامی که در یکی از این کشورهای رنج‌کشیده، خلق خواستار استقلال ملی و رهائی از زیر سلطه‌ی سرکوبی و چپاول شده است فوراً کوبا از طرف امپریالیست‌ها مسئول آن معرفی شده است. کوبا واقعاً مقصر است و از جهاتی حتی حق با امپریالیست‌هاست. کوبا مقصر است زیرا به خلق‌های امریکای لاتین نشان داده است که چگونه از طریق مبارزه‌ی مسلحانه‌ی خلق که از منطقه‌ی صعب‌العبوری آغاز شود می‌توان ارتش به‌اصطلاح شکست‌ناپذیر منظم دشمن را درمانده ساخت و سرانجام از پا درآورد.

 

به راستی کوبا "نمونه‌ی بسیار بدی" است، و تا زمانی که این نمونه‌ "بد" برپا بماند و خلق کوبا، علی‌رغم تهدیدات و مخاطرات، آینده‌ی زیبا و درخشانی برای خود بنا کند انحصارگران نمی‌توانند راحت و آسوده بخوابند. از این‌روست که دارودسته‌ی انحصارگران فریاد می‌زنند "یک چنین نمونه‌ای باید از ریشه نابود شود" و دست‌یاران آنان که نقاب دموکراتی بر چهره دارند در پارلمان جار می‌زنند "باید قاره‌ی امریکا را علیه این خطر کمونیستی بسیج کرد"، و کینه‌توزترین مدافعان تراست‌ها و انحصارات نیز با گفتار عوام‌فریبانه با آن‌ها هم‌صدا شده فریاد می‌کشند "اوضاع در کوبا نگرانی عظیمی نزد ما به وجود آورده است".

 

هدف همه‌ی این‌ها آن است که "کوبا باید نابود شود!" اینان چه امکاناتی در اختیار دارند که این نمونه‌ی "بد" را از سر راه خود بردارند؟

 

یکی از این امکانات را در بایکوت و محاصره‌ی اقتصادی کوبا مشاهده می‌کنند. بدین منظور بانک‌های ایالات متحده‌ی امریکا با محدودکردن اعتبارات بانکی به بازرگانان و تجار کوبائی و به بانک‌های کوبا از جمله بانک ملی کوبا، دست‌به‌کار شدند. چنین تصمیماتی نیز از طرف همه‌ی کشورهائی که به‌وسیله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به رقص درمی‌آیند از جمله کشورهای اروپای غربی اتخاذ گردید. ولی تمام این اقدامات برای به زانو درآوردن کوبا کفایت نکرد.

 

امتناع از پرداخت اعتبارات، به اقتصاد کوبا گرچه ضربه‌ی سنگینی وارد کرد ولی اقتصاد کوبا دوباره روی پای خود ایستاد و بهبودی یافت. ما موفق شدیم بیلان تجارت خود را با خارج بار دیگر متعادل کنیم. ما عادت کردیم که فقط با ضروریات زندگی بسنده کنیم و با موقعیت نوین تطابق و سازگاری کنیم. البته فشار آنان کمتر نشد. رقص آنان برای شکر کوبا شروع شد ولی در این مورد نیز نتوانستند ما را به زانو درآورند. زیرا در این جریان ایالات متحده‌ی امریکا تیشه بر ریشه‌ی خود زد. کوبا بزرگ‌ترین و ارزان‌ترین فروشنده‌ی شکر به ایالات متحده‌ی امریکا بود. علاوه بر آن 60 در صد کلیه‌ی سرمایه‌گذاری‌هائی که در تولید شکر انجام گرفته بود از امریکا بود. همچنین تجارت ایالات متحده‌ی امریکا با ما نیز آسیب دید چون هنگامی که ما نتوانیم چیزی به آنان بفروشیم نخواهیم توانست از آنان چیزی خریداری کنیم.

 

همین که امپریالیست‌ها دیدند از این طریق نمی‌توانند کاری انجام دهند کوشیدند از طریق پرتاب بمب، آتش‌زدن در مزارع وسیع نیشکر، تولید نیشکر و شکر را در کشور ما مختل کنند. سپس به اقدامات دیگری نیز دست زدند که هدف همه‌ی آن‌ها این بود مردم را نسبت به حکومت انقلابی بدبین کنند. آنها کشتی حامل اسلحه‌ای را که برای ارتش پارتیزانی کوبا خریداری شده بود، منفجر کردند و مزدوران خود را به کوبا ارسال داشتند تا کوبا را از داخل کلافه کنند.

 

21 اکتبر 1959 هواپیماهای امریکائی، هاوانا و چند کارخانه‌ی تصفیه‌ی شکر را بمباران کردند. چهار روز بعد هواپیمای ورزشی امریکائی قطار راه‌آهن را بمباران کرد. چهارم نوامبر 59 سه هواپیمای ورزشی مزارع نیشکر استان "اورینته" را بمباران کردند.

 

امپریالیست‌های یانکی همچنین تلاش کردند که با بندآوردن تأمین مواد خام کوبا، از قبیل پنبه، اقتصاد کوبا را تحت فشار قرار دهند ولی چون در جهان تولید اضافی پنبه وجود دارد مشکلات ما در این عرصه ناچیز و موقت بود. سپس از طریق مواد سوختی به این کوشش خود ادامه دادند. کوبا مقدار بسیار ناچیزی نفت خام تولید می‌کند. بنابراین تصور کردند که از این طریق می‌توانند کوبا را از پا درآورند. ولی ما مواد سوختنی دیگری نیز در اختیار داشتیم که با آن‌ها توانستیم ماشین‌ها و وسائط نقلیه‌ی خود را به کار اندازیم و بالاخره در جهان نفت خام به مقدار زیاد وجود دارد. مثلاً در اتحاد جماهیر شوروی، در مصر و در عراق، پس این وسیله‌ی تحت فشار قرار دادن نیز بی‌تأثیر ماند.

 

در مجاورت بایکوت‌های اقتصادی، امپریالیست‌ها کوشیدند که با تجاوزات نظامی کوبا را خفه کنند. آنان این خیال را در سر پرورانیدند که از جمهوری دومینیک و یا از یکی از کشورهای دست‌نشانده‌ی امپریالیست‌های یانکی تحریکاتی علیه ما آغاز کنند. ولی در این صورت سازمان ملل متحد که دیگر زیر سلطه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا نیست دست به کار خواهد شد. پس چنین تحریکاتی نیز بی‌فایده بودند. راهی که از طریق سازمان کشورهای امریکائی برای ایالات متحده‌ی امریکا باز است می‌تواند برای ما و برای نیروهائی که در دیگر کشورهای امریکای لاتین در تلاش رهائی هستند عواقب غیرمترقبه و وخیمی داشته باشد. انحصارگران یانکی به بهانه‌ی این که گویا کوبا قصد دارد بر جمهوری دومینیک تجاوز کند کوشش خواهند کرد از طریق سازمان کشورهای امریکائی این کشورها را به مداخلات نظامی علیه انقلاب کوبا برانگیزند. مایه‌ی تأسف است که حتی حکومت ونزوئلا در این ماجرا به ما کمک نکرد تا اتهامات "تریخیلو" که گویا کوبا جمهوری دومینیک را تهدید می‌کند، افشاء گردد. حکومت ونزوئلا نه تنها به خلق خود بلکه به خلق‌های سراسر امریکای لاتین خیانت کرد.

 

یکی از نقشه‌های خیانت‌کارانه‌ی امپریالیست‌ها قتل "جوان دیوانه" فیدل کاسترو است. فیدل کاسترو کینه‌ی ویژه‌ی انحصارگران را بیش از همه برانگیخته است. علاوه بر قتل او طرح قتل دو نفر دیگر از "عمال خطرناک بین‌المللی" تنظیم شده است و این دو نفر یکی رائول کاسترو و دیگری نویسنده‌ی این سطور است. این افکار و این تصورات انحصارگران را سر کیف می‌آورد. ولی شما آقایان امپریالیست، خلق را از یاد نبرید. به قدرت عظیم خلق کم بها ندهید. در صورت انجام و ارتکاب چنین جنایاتی خشم خلق تمام آن‌چه را که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در قتل رهبران انقلاب شرکت داشته باشند له و لورده خواهد کرد و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع آن شود.

 

سازمان کشورهای امریکائی به ابتکار و کارگردانی امپریالیست‌های یانکی از وحدت کلیه‌ی کشورهای امریکای لاتین به‌وجود آمده است تا به‌طور مشترک علیه هر جنبش رهائی‌بخش دست به‌کار شوند. حکومت ونزوئلا که در آن هنگام به‌وسیله‌ی "بنتاکور"، "مارکسیست" رهبر "آکسیون دموکراتیک" اداره می‌شد و با نقاب "مارکسیستی" به جنبش خلق ونزوئلا برای رهائی خیانت ورزید. کوبای انقلابی و فیدل کاسترو را در این سازمان مانند امپریالیست ‌ای یانکی و مرتجعین دیگر محکوم کرد. ونزوئلا نیز یکی از کشورهای امریکای لاتین بود که در بایکوت کوبا شرکت جست.

 

از نقشه‌های دیگر تجاوزکارانه‌ی انحصارگران، کپیه‌ی گواتمالائی است. ولی در این مورد فراموش کرده‌اند که در این میان در دنیا، دگرگونی‌هائی پدید آمده است. این امکان نیز وجود دارد که کوشش کنند تأمین اسلحه‌ی کوبا را بند آورند، در این صورت ناگزیر خواهیم شد اسلحه‌های لازم را از کشورهای کمونیستی به دست آوریم که البته دریائی از تحریفات کثیف و افتراءآمیز در پی خواهد داشت. در این رابطه یکی از اعضاء حکومت ما ابراز داشت "محتملاً" آنان علیه ما همچون علیه "کمونیست‌ها" حمله‌ور خواهند شد ولی نخواهند توانست ما را همچون ابلهان و احمق‌ها از پا درآورند.

 

ما حساب همه چیز را کرده‌ایم و علیه تمام امکانات تدارکات لازم را می‌بینیم. ما می دانیم که انحصارگران نقشه‌ی تجاوز مستقیم به کشور ما را مطرح می‌کنند. برای چنین تجاوزی آن‌ها ترجیح می‌دهند که عناصر ضدانقلابی که از وطن رانده شده‌اند به مثابه‌ی داوطلبانی که به‌وسیله‌ی ایالات متحده‌ی امریکا تعلیم یافته و تجهیز شده‌اند، استفاده کنند. یعنی از مزدوران ایالات متحده‌ی امریکا و این که ایالات متحده‌ی امریکا کوشش خواهد کرد چنین تجاوزی را از طریق پشتی‌بانی نیروی دریائی و نیروی هوائی خود البته به نام صلح به پیروزی هدایت کند چون روز روشن است.

 

نقشه‌ی دیگر آنان این است که از طریق تجاوز مستقیم یکی از کشورهای دست‌نشانده مثلاً به‌وسیله‌ی جمهوری دومینیک جنگی برافروزند. سپس همین که چنین جنگی برافروخته شد، ایالات متحده‌ی امریکا به‌طور یقین با تأسف ابراز خواهد داشت که ذره‌ای مایل نیست در این جنگ داخلی "فلاکت‌بار" دخالت کند و فقط مایل است و می‌خواهد مواظب باشد که آتش جنگ از حدود مشخصی تجاوز نکند. سپس با کشتی‌های جنگی، با ناوهای هواپیمابر، با ناوشکن و زیردریائی‌های خود با مین‌گذاری‌ها و غیره کوشش خواهد کرد فضای هوائی و دریائی را در همان منطقه کنترل و محاصره کند. با این عملیات "این مدافعین سرسخت صلح" در قاره‌ی امریکا تلاش خواهند کرد که از عبور حتی یک کشتی که محصولات‌اش برای کوبا ارسال شده است جلوگیری کنند. بر عکس همین "مدافعین سرسخت صلح" هنگام عبور کشتی‌هائی که عازم کشور دست‌نشانده است که برای جنگ و تجاوز مورد استفاده‌ی خود آنها قرار گرفته است، نه تنها یک چشم بلکه هر دو چشم‌شان را خواهند بست و حتی کشتی‌های خود را به عنوان محافظ به بدرقه‌ی آن‌ها خواهند فرستاد. امکان این نیز هست که از طریق یک ارگان "قضائی" بین‌المللی به کمک چنین تجاوزی که خودشان برانگیخته‌اند، بشتابند. در این صورت استدلال خواهند کرد که از این طریق می‌خواهند به این "جنگ بی‌معنی" پایان دهند و مانع گسترش "خطر کمونیسم" شوند. هر گاه این ارگان "قضائی" بین‌المللی آن‌طور که ایالات متحده‌ی امریکا مایل است کاری از پیش نبرد در این صورت دخالت مستقیم "مدافع سرسخت صلح" را در پی خواهد داشت و دلیل آن هم محافظت منافع اتباع امریکائی خواهد بود. این همان کیپه‌ی تجاوز امریکا به کشور کره خواهد بود.

 

یکی از امکانات دیگر آن است که اولین قدم تجاوز به‌طور مستقیم علیه ما انجام نگیرد بلکه مثلاً علیه تلاش‌های رهائی‌بخش خلق ونزوئلا انجام گیرد تا بدین ترتیب از گسترش جنبش انقلابی در قاره‌ی امریکا لاتین جلوگیری کنند. در چنین موردی کاملاً امکان آن هست که مرکز مبارزه علیه استعمار از کوبا به وطن سیمون بولیوار کبیر انتقال یابد. ما اطمینان کامل داریم که خلق ونزوئلا با تمام انرژی خود برای دفاع از آزادی خویش خواهد جنگید زیرا می‌داند که شکست او در این مبارزه به سلطه‌ی دیکتاتوری و سرکوبی تیره و تاری منجر خواهد شد ولی پیروزی‌اش در این مبارزه، آینده‌ی تابناکی برای امریکای لاتین به ارمغان می‌آورد.

 

هر چه پیش می‌آید، در هر حال مبارزه‌ی خلق‌ها به خاطر کسب استقلال خود در کشورهای برادر ما که زیر یوغ انحصارگران رنج می‌برند امپریالیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت و به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد.

 

تمام فاکتورها دال برآنند که دشمن خلق‌های ما باید منکوب شود. از این فاکتورها توجه به دو فاکتور مخصوصاً اهمیت دارد:

سال 1960 سال رهائی بود. سالی بود که تعدادی زیادی از کشورهای مستعمره و وابسته - که رشد اقتصادی اندکی داشتند - آزاد شدند. میلیون‌ها نفر سکنه که از زیر سایه‌ی "خوش‌بختی" سلطه‌ی امپریالیست‌ها و انحصارگران طماع سودجوئی که خون‌شان را می‌مکیدند، رها شدند. سقوط امپریالیسم و کلونیالیسم در سال‌های آینده امری اجتناب‌ناپذیر است.

 

فاکتور دوم این که می‌دانیم در لحظات خطیر، شش میلیون کوبائی مردانه اسلحه به دست خواهند گرفت تا از وطن خود و از انقلاب خود دفاع کنند. ارتش انقلابی ما در این جنگ به تعداد میلیون‌ها نفر ارتقاء می‌یابد. سراسر کوبا عرصه‌ی پیکار منحصربه‌فردی خواهد شد که ارتش انقلابی فقط بخشی از خلق مسلح می‌باشد.

 

هر گاه ارتش منظم انقلابی کوبا در چنین جنگی با دشمن نیرومندتر روبه‌رو شود سرانجام شکست خواهد خورد در این صورت صدها واحد پارتیزانی پدید خواهد آمد که از طریق سرفرماندهی مرکزی با یکدیگر رابطه یافته و در سراسر کشور خواهد جنگید. در شهرها کارگران ما تا آخرین نفس برای محافظت کارخانه‌جات و کارگاه‌های خود خواهند جنگید و در مناطق روستائی در پس هر درخت و در هر وجب زمینی که دهقانان از انقلاب دریافت کرده‌اند مرگ در انتظار و در کمین متجاوزین خواهد بود.

 

در کلیه‌ی کشورهای جهان میلیون‌ها انسان علیه چنین تجاوزی اعتراض خواهند کرد و سرانجام امپریالیست‌های متجاوز ناگزیر به عقب‌نشینی خواهند شد. پایه‌های پوسیده‌ی استعمار فرو خواهد ریخت. خشم خلق‌ها مزدوران استعمار را درو خواهد کرد و پرده‌ی دروغ و افترائی که به‌وسیله‌ی مطبوعات خودفروش بر چنین جنگی گسترده شده، پاره خواهد شد.

 

فرض کنیم که انحصارگران با وجود این جرات و جسارت کنند که خشم خلق‌ها را برانگیخته و به کشور ما حمله‌ور شوند. در این صورت چه امری به‌وقوع خواهد پیوست و اوضاع در کشور ما چگونه خواهد شد؟ با توجه به این واقعیت که جزیره‌ی ما به سهولت آسیب‌پذیر است، نیروی هوائی و دریائی ما هنوز ضعیف است، برای دفاع از کشور جنبش پارتیزانی نقش قاطعی بر عهده خواهد داشت.

 

نیروهای مسلح منظم زمینی ما همانند قهرمانان انقلاب کوبا دلیرانه، سرسختانه و با شور و شوق خواهند جنگید. ما کلیه‌ی اقدامات لازم را برای موقعی که ارتش منظم ما به‌وسیله‌ی نیروهای نیرومندتر دشمن مغلوب شوند تدارک خواهیم دید تا بتوانند به جنگ ادامه دهند. در این صورت ارتش منظم ما به شکل ارتش پارتیزانی به جنگ ادامه خواهد داد. خصوصیات این جنگ تحرک بیشتر، احساس مسئولیت آگاهانه‌تر و رفتار خودمختارتر فرماندهان واحدهای پارتیزانی می‌باشد. واحدهای پارتیزانی به‌وسیله‌ی سرفرماندهی مرکزی که در نقطه‌ی مناسبی از کشور قرار گرفته است وظائف خویش را طبق نقشه‌ی استراتژیک انجام خواهد داد.

 

آخرین سنگرهای دفاعی ارتش انقلابی ما، که پیش‌آهنگ مسلح و سازمان‌یافته‌ی خلق ماست کوهستان‌های وطن ما خواهند بود. دشمن برای تصرف هر دهکده، هر خانه و هر وجب زمین خاک ما باید در پیکاری خونین و سرسختانه درگیر شود. دشمن باید علیه یک ارتش انقلابی که نیروهای ذخیره‌اش سراسر خلق ماست و متناسب با آن مسلح شده است، بجنگد. چون واحدهای پیاده‌ی نظام ارتش ما به سلاح‌های سنگین مسلح نیستند، فرماندهان واحدهای پیاده‌ی نظام ارتش انقلابی ما باید به سازمان‌دهی امور دفاعی علیه تانک و نیروی هوائی توجه کنند. در چنین پیکاری - به استثناء چند خمپاره‌انداز - سلاح‌های دیگر موثری که در اختیار داریم کافی نیست. مثلاً اسلحه‌ی ضدتانک، خمپاره‌اندازهای ضدتانک، توپ‌های ضدهوائی اتوماتیک و انواع مین‌ها کفایت نمی‌کند. بی‌تردید سربازان مجرب و کارآزموده‌ی ما در مصرف مهمات این سلاح‌های اتوماتیک صرفه‌جوئی زیاد خواهند کرد زیرا از ارزش هر گلوله اطلاع کافی دارند.

 

کارگاه‌ها و تعمیرگاه‌های سیار صحرائی، واحدهای ارتش انقلابی ما را در جنگ بدرقه خواهند کرد تا بتوانند سلاح‌ها را تعمیر کنند و در دشوارترین شرائط حتی مهمات واحدهای خود را نیز تأمین کنند.

 

نیروی هوائی ما در آغاز حمله‌ی تجاوزی دشمن تلفات سنگینی خواهد داشت. این فرض بر مبنای آن است که به‌وسیله‌ی قدرت خارجی بسیار نیرومندی مورد حمله قرار گیریم و یا این که قوای مزدور یکی از کشورهای کوچک دست نشانده به‌طور مخفی و یا آشکار به‌وسیله‌ی قدرت بزرگ پشتیبانی شوند. در این صورت احتمال می‌رود که نیروی هوائی ما نابود شود و یا تقریباً نابود شود. با وجود این، توجه خواهیم کرد که در این صورت هواپیماهای اکتشافی و بیش از همه هلیکوپتر در اختیار داشته باشیم که بتوانیم در موارد مختلف آن‌ها را به کار بریم.

 

سازمان‌دهی نیروی دریائی مناسب با همین نقشه‌ی استراتژی انجام خواهد گرفت. قایق‌های جنگی سریع‌السیر که دشمن نتواند به سهولت بر آن‌ها دست یابد در نقاطی بر دشمن ضربه وارد می‌کنند که در آن نقاط کمتر از هر جا انتظارش را دارد. در مورد نیروی دریائی نیز مانند موارد بالا که چند نمونه را ذکر کردیم باید چنان سازمان یابد که بتواند ضربات‌اش را متوجه آن کند. دشمن در هیچ کجا جبهه‌ی جنگ مشخصی نخواهد یافت. دشمن پیوسته با نیروئی نامرئی، کاملاً متحرک و چالاکی که نمی‌تواند به چنگ آورد ولی بر او ضربه وارد کند روبرو خواهد شد.

 

نیروهای منظم ارتش ما برای موقعی که در جنگ منظم شکست خورد تعلیمات ویژه‌ای می‌یابند تا بتوانند پس از این شکست نیز به جنگ ادامه دهند. در این صورت ارتش شکست‌خورده‌ی ما با دو طبقه‌ی نیرومند اهالی کشور - دهقانان و کارگران - ارتش مسلح خلق را تشکیل می‌دهند. هنگامی که دهقانان ما ضدانقلابیون مهاجمی را که در منطقه‌ی "پیناردل ریو" به آتش‌سوزی مزارع نیشکر پرداختند، محاصره و تارومار کردند، نشان دادند که چه استعدادی دارند. اکثریت دهقانان برای چنین جنگی در همان محل اقامت خودشان تعلیمات نظامی را فرامی‌گیرند. ولی فرماندهان گروه‌های چریکی دهقانان و افسران ارشد واحدهای پارتیزانی ما در آموزشگاه‌های نظامی ما دوره‌های تعلیماتی و کارآموزی شایسته‌ای فرا می‌گیرند. سپس به سی منطقه‌ی روستائی کشور ما ارسال می‌شوند تا در آن مناطق مبارزه‌ی مسلحانه‌ی دهقانان را سازمان دهند. این ارتش تا آخرین نفس از سرزمین ما دفاع خواهد کرد. برای دست‌آوردهای اجتماعی ما، برای خانه و مساکن ما، برای کانال‌ها و سدهای نوین ما، برای محصولات سرشار و غنی ما و برای استقلال وطن خواهد جنگید. شیوه‌ی این جنگ این ارتش متناسب با موقعیت آن‌ها خواهد بود. مثلاً دهقانان در روز سرزمین خویش را کشت‌کار خواهند کرد و شبانگاه پارتیزان‌های مخوفی علیه متجاوزین مداخله‌گران خواهند بود.

 

کارگران ما نیز با همین روش خواهند جنگید. کارگران نیز مهم‌ترین تعلیمات نظامی را فرامی‌گیرند. آنان در رأس رفقای خود و پیشاپیش آنان قرار گرفته در برابر دشمن سرسختانه دفاع خواهند کرد.

 

وظائفی که این یا آن قشر اهالی کشور ما در این جنگ بر عهده خواهند داشت گوناگون است. دهقانان به جنگ پارتیزانی کلاسیک خواهند پرداخت. از این رو باید دهقان تیرانداز ماهری باشد. او باید بیاموزد که با منطقه سازگار شود. غافل‌گیرانه حمله‌ور شود و فوراً عقب‌نشینی کند. کارگران در موقعیت ویژه‌ای که امتیاز بیشتری در این جنگ دارد، قرار دارند. کارگر در داخل یک شهر مدرن به سر می‌برد و از این امتیاز برخوردار است که شهر استحکام نیرومندی برای‌اش محسوب می‌شود. ولی جنگ منظم در شهر مشکلاتی نیز به همراه دارد. کارگر باید قبل از هر چیز بیاموزد چگونه و در کجای شهر سنگربندی کند. بدین منظور باید بتواند تا آن جا که امکان دارد وسائط حمل‌ونقل، اثاثیه‌ی خانگی و اشیاء دیگر را به کار برد. لازم است که هر محله‌ی شهر را به استحکامی مبدل ساخت که راه‌های ارتباطی ویژه‌ای بخش‌ها را به هم مربوط کند. کارگر باید از اسلحه‌های دفاعی موثری مانند بطری مملو از مواد سوختی - که شرح آن را قبلاً دادیم - استفاده کند.

 

کارگر باید در موقعیتی باشد که از پنجره و سنگربندی‌ها به‌طور دقیقی بتواند تیراندازی کند. کارگران مسلح، گروه‌های پلیس و ارتش مسلحی که از شهر دفاع می‌کنند مجموعاً ارتش نیرومندی را تشکیل می‌دهند که متجاوزین را با مشکلات زیادی روبه‌رو خواهند ساخت. البته طبیعی است که عملیات جنگی در داخل شهر، آن تحرک و قابلیت انعطافی را که عملیات جنگ پارتیزانی دهقانان از آن برخوردار است، ندارد. این جنگ تلفات بیشتری نیز دربرخواهد داشت. دشمن در این جا نیز تانک وارد صحنه‌ی جنگ خواهد کرد. رزمندگان ما که نقطه‌ی ضعف تانک را به خوبی می‌شناسند آن‌ها را بدون ترس و واهمه نابود خواهند کرد. هر موقعیتی در مبارزه فداکاری زیادی نیز از ما طلب می‌کند.

 

در مجاورت واحدهای مسلح دهقانان و کارگران واحدهای رزمنده‌ی دیگری نیز وجود دارد مانند واحدهای چریک دانش‌جوئی. در این واحدها شایسته‌ترین نمایندگان جوانان دانشجو سازمان یافته و با هم متحد شده‌اند. این واحدها نیز تحت رهبری ارتش انقلابی عملیات انجام خواهند داد. گروه‌های دیگر سازمان‌های جوانان و حتی سازمان‌های زنان نیز به این جنگ ملحق خواهند شد. زیرا در مبارزه‌ی رهائی‌بخش بی‌تردید اینان نقش عظیمی بر عهده خواهند داشت. مثلاً زنان کمک‌های گران‌بهائی به مردان خواهند کرد. غذا آماده می‌کنند، زخمی‌شدگان را پرستاری می‌کنند. در یک کلام: در این روزهای خطیر چریک‌های زن نیز دوش‌به‌دوش مردان در صف مقدم جبهه قرار خواهند گرفت.

 

از طریق کار آموزشی و تربیتی صبورانه و پرحوصله‌ی ایدئولوژیک که به طور وسیع پایه‌ریزی شده است به تمام این موفقیت‌ها نائل خواهیم شد. در این جریان سخن بر سر این است که به سراسر خلق دانش اساسی اولیه آموخته شود که بر سنت‌های خلق متکی است و با وظائف کنونی انقلابی پیوسته‌گی کامل و صمیمانه دارد.

 

در این رابطه لازم است تمام قوانین و مقررات انقلابی ما در همه جا مورد مطالعه قرار گیرد و توضیح داده شده، مورد تفسیر قرار گیرد. علاوه بر این، ضرورت دارد که سخن‌رانی‌های رهبران جنبش انقلابی ما برای توده‌های خلق ایراد گردد و بدین ترتیب با آنان سخن گفت. با این روش موفق خواهیم شد که توده‌ها را پیوسته در جریانات اوضاع قرار دهیم و توده‌ها از آن‌ها اطلاع یابند. ما باید مراقب باشیم که اهالی در مناطق روستائی سخنرانی‌های بسیار عالی و همه‌کس‌فهم فیدل کاسترو را از طریق رادیو بشنوند و در مناطقی که امکان‌اش وجود دارد سخن‌رانی‌های او را از طریق تلویزیون مشاهده کنند. ما باید قوانین و مقرراتی را که متناسب با منافع و خواسته‌های خلق است به طور پی‌گیر برای آنان توضیح دهیم. همچنین بسیار مبرم است که هشیاری انقلابی را در توده‌ها ارتقاء دهیم و به آنان بیاموزیم که توطئه‌های دشمنان را بازشناسند. هر رزمنده موظف است به روحیه و اخلاق انقلابی سخت توجه مبذول دارد. توجه به این امر بسیار ضرور است زیرا در غیر این صورت انقلاب به راه خطرناکی خواهد افتاد.

 

هر گاه پارتیزان روحیه و اخلاق انقلابی را نقض کند پاداش‌ها و افتخاراتی که در انقلاب به دست آورده است حداکثر می‌تواند جرم‌اش را سبک‌تر کند ولی هرگز او را از کیفر معاف نخواهد ساخت. شیوه‌ی رفتار و منش نوین درباره‌ی کار باید به‌وسیله‌ی ما به وسیع‌ترین وجه ممکن تبلیغ شود، مخصوصاً در مورد کار کلکتیو برای سراسر خلق.

 

در این مورد ما باید رشد و شکوفنده‌گی بریگاردهای داوطلب را - که در آن‌ها انسان‌های علاقه‌مند، عشق خود را نسبت به انقلاب از طریق ساختن خیابان‌ها، پل‌ها، آسیاب‌ها، مدرسه‌ها، کودکستان‌ها و غیره به منصه‌ی ظهور می‌رسانند - بیش از پیش تشویق و ترغیب کنیم.

 

ولی ارتش ما که به‌طور ارگانیک با خلق ما متحد شده است و از دهقان‌ها و کارگران تشکیل یافته و تعلیمات مناسب و خوبی یافته است بی‌تردید شکست‌ناپذیر خواهد بود. شکست‌ناپذیری ارتش ما یقین‌تر و اطمینان‌بخش‌تر خواهد بود هر گاه ارتش و خلق ما گفتار "کامیلوی" فناناپذیر و جاودانی ما را پیوسته بیشتر در مد نظر داشته باشد:

"ارتش ما خلق ماست در لباس اونیفورم"

از این رو "نمونه‌ی بد" ما که انحصارگران مایل‌‌اند پیوسته بر زبان آورند و بدین نیرنگ کوبای ما را نابود کنند در آینده باز هم بیشتر بر سراسر خلق‌های امریکای لاتین پرتوافکن خواهد شد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت