سخنرانی در حضور
هیئت
نمایندگان
اعزامی جبههی
رهائیبخش
ملی ویتنام جنوبی
و سفیر جمهوری
دمکراتیک
ویتنام در کوبا
رفقای
جبههی رهائیبخش
ویتنام جنوبی
و سفیر جمهوری
دمکراتیک
ویتنام!
حکومت
انقلابی و حزب
واحد انقلابی
کوبا به من مأموریت
دادهاند که به
نام حکومت و
حزب واحد
انقلابی و به نام
خلق کوبا
مراسم احترام
خویش را به
جبههی رهائیبخش
ویتنام جنوبی
که اینک مصادف
با سومین سالروز
تأسیس آن است،
ابراز دارم.
مبارزهی
خلق ویتنام
مدتی است که
ادامه دارد.
این را همانطور
که قرارداد
ژنو تصویب
کرده است،
امکان ندارد خلق
ویتنام را بهطور
مصنوعی به دو
بخش مجزا از
یکدیگر تقسیم
نمود.
خلق
ویتنام مبارزهی
رهائیبخش
طویلالمدت
خویش را
هنگامی آغاز
کرد که سراسر
ویتنام به
امپراطوری
استعماری
فرانسه تعلق
داشت و
هندوچین
نامیده میشد.
در اواسط
سال 1954 - درست همزمان
با سقوط تنها
حکومت
دموکراتی که
در قارهی ما
وجود داشت،
گواتمالا -
خبر پرافتخار پیروزی
ارتش تودهای
ویتنام در دین
بین فو به ما
رسید. خبر
پیروزی پرافتخار،
شیپور هوشیارباشی
بود که در گوش
امپریالیستها
به صدا درآمد
و آنها را به خود
آورد.
خبر پرافتخار
پیروزی دین
بین فو به
امپریالیستها
هشیارباش داد
که به دست
آوردن پیروزی
جزئی در گوشهای
از جهان به هیچ
وجه به مفهوم
پیروزی نهائی
امپریالیستها
نیست. از طرف
دیگر این
پیروزی
پرافتخار،
خلقهای
سرکوبشوندهی
این جهان را
بار دیگر
امیدوار کرد
که شکستِ جزئی
ارتش تودهای
به هیچ وجه به
یأس و
سرخوردگی
کامل ارادهی
خلقها منجر
نمیگردد.
با توجه
به بیفرجامی
پیکاری که خلق
فرانسه را به
خونروی کامل
تهدید میکرد،
ارتش
استعماری
فرانسه پس از
شکست تاریخی
دین بین فو
مصمم شد به
جنگ پایان
دهد. در ژنو
قراردادی
تصویب شد که
در نتیجهی آن
ویتنام میبایست
به دو بخش
تقسیم شود.
اصول کلی
این قرارداد
ژنو همانند
قراردادی بود
که یک سال قبل
از آن خلق کره
را به دو بخش
مجزا از هم
تقسیم نمود.
ولی این بار
در انتخابات
عمومی هم
تصویب شد که
خلق ویتنام میبایست
بر طبق آن
سرنوشت آیندهی
خویش را، خود
تعیین کند.
امپریالیستهای
فرانسوی که در
این بخش آسیا
به سرعت عقبنشینی
میکردند جای
خود را به
امپریالیستهای
یانکی واگذار
کردند و واشنگتن
به زودی زود،
پی به یک چیز
برد: نتیجهی
انتخابات
آزاد خلق
ویتنام به از
دست رفتن کلیهی
پایگاههای
آسیای شرقی
منجر میگردد.
ولی آسیای جنوب
خاوری از نقطه
نظر
استراتژی،
منطقهی پراهمیتی
محسوب میشود.
از این رو
ایالات متحدهی
آمریکا قرارداد
ژنو را زیر پا
نهاد و ارادهی
خلق ویتنام را
ناچیز شمرده،
جنگ طویلالمدتی
را که قبلاً
پیشبینی
کرده بودند،
آغاز نمودند.
در ابتدای
کار خلق
ویتنام در حال
انتظار به سر
میبُرد: از
پایان جنگ (1954) تا
آغاز مجدد جنگ
(1961) تظاهرات و
میتنگهای
مسالمتآمیز
متعددی صورت
گرفت و بدين
منظور که
ارادهی یک
خلق از طریق
قانونی تحقق
یابد، ولی به زودی
آشکار شد که
جز دست بردن به
اسلحه چارهی
دیگری وجود
ندارد، و
هنگامی که میگوئیم
چارهی دیگری
وجود نداشت
یعنی این که
در جنگ تودهاى،
ارتش مسلح
کوچک و تودههای
وسیع بیسلاح
خلق علیه
نیروهای امپریالیستی
میرزمند که
کلیهی وسائل
را در اختیار
دارند. قبل از
آن که خلق
بتواند به
رهائی نهائی
خویش دست یابد،
باید به تدریج
قوای دشمن را بکوبد
و تلفات
سنگینی بر وی
وارد سازد. با
وجود این، راه
دیگری باقی
نماند و میبایست
جنگ در ویتنام
جنوبی بار
دیگر آغاز
گردد.
همزمان
با آغاز جنگ
در ویتنام،
صحنهی آمریکا
(لاتین) نیز
بار دیگر به
مردم جهان
نشان داد که
خلقهای آمریکا
نیز در خواب
نیستند و به
فکر رهائی
خویش میباشند.
انقلاب کوبا
یکی از مسائل
عمدهی
ایالات متحدهی
آمریکای
شمالی شد و
واشنگتن نیز بهطور
آشکار آن را
تصدیق و تأیید
نمود.
در همین
موقع، مبارزهی
آزادی
خواهانهی
خلق الجزیره
نیز به
بالاترین قلهی
خود رسید و
چند سال پس از
آن به قرارداد
"اویان" و
رهائی خلق
الجزیره و
حکومت
سوسیالیستی
کنونی آن منجر
گردید.
جنگهای رهائیبخش
نوینی در این
میان آغاز شدهاند:
در لائوس
موقعیت
پیوسته آشفتهتر
میگردد و
اولین نقشهی
امپریالیستها
عقیم ماند.
در آنگولا
و گینهی
پرتغال، جنگهای
پارتیزانی
آغاز شده و در
قارهی ما در
حال حاضر در
نیکاراگوا، هندوراس،
گواتمالا، سانتا
دومینیک،
کلمبیا،
ونزوئلا و
پاراگوئه
نیروهای مسلح
خلق قدرت و
توانائی
مقاومت خویش و
ناتوانی ارتشهائی
را که به منظور
سرکوبی و تهدید
امر رهائی خلقها
وارد کارزار
میشوند نشان
میدهند.
در طی ماههای
اخیر امسال، نیروهای
مسلح خلق
ونزوئلا در
قارهی ما و
ارتش رهائیبخش
ملی ویتنام
جنوبی به
پیروزیهای
برجستهای
نائل آمدهاند.
دشمن در
پیکارهای
اخیر ویتنام
هشت هزار تلفات
(چهار هزار
اسیر و فراری
و چهار هزار
کشته و زخمی)
داد. این امر
دلیل آشکار
قدرت و توان
ارتش رهائیبخش
ویتنام جنوبی
است. پایگاههای
کوهستانی در
شمال کاملا
آزاد شدهاند
و نیروهای
مسلح ویتنام
اینک به جلگههای
ویتنام روآوردهاند
که در آن
سایگون
پایتخت کشور
قرار دارد و بدین
ترتیب ارتش
پوشالی
حکومتی
ویتنام جنوبی
را بیش از پیش
به تنگنا میکشاند.
هنوز نمیتوان
پیشبینی کرد
که این جنگ چه
مدت زمانی به طول
خواهد انجامید.
سخن بر سر جنگ
طویلالمدت
است. به عبارت
دیگر سخن بر
سر پروسهی
کاملاً درنگپائی
است با قربانی
فراوان که
سرانجام
نیروهای مسلح
خلق با تصاعد
و ضریب هندسی
رشد مییابند.
همین که تناسب
نیروهای خلق کمی
تقدم یابد
اوضاع کاملاً
دگرگون میشود.
در کوبا
نیز چنین
واقعهای رخ
داد، همچنین در
ویتنام شمالی
و در پیکار
رهائیبخش
طویلالمدتی
که به تأسیس
جمهوری تودهای
چین منجر
گردید.
در موقع
مشخصی
نیروهای مسلح
خلق چنان
برتری مییابند
که فوری و در
مقیاسى وسیع
به حملهی
تهاجمی میپردازند،
گروههای
پارتیزانی
نیروهای مسلح
خلق به واحدهای
ارتشی منظم و
یا نیمهمنظم
تبدیل مییابند،
زدوخوردهای
سادهی
پارتیزانی به
عملیات
هماهنگ و به
جنگ صحرائی
آشکاری تغییر
شکل میدهند و
در مدت کوتاهی
میتوانند
ماشین قدرت
سرکوبکنندگان
را منهدم
کنند.
هنوز نمیدانیم
که در چه
موقعی میتوانیم
رهائی نهائی
ویتنام جنوبی
را جشن بگیریم.
به هیچ وجه
نمیتوانیم
پیشبینی
کنیم که روز
رهائی خلقهائی
که اینک اسلحه
به دست به خاطر
رهائی خویش
پیکار میکنند
کی فرامیرسد.
با وجود این
میدانیم که
نتیجهی این
جنگ، بیچونوچرا
و بهطور
اجتنابناپذیر
به رهائی خلقها
و حق تعیین
سرنوشت خویش
منجر خواهد
گردید و هر
گاه این خلقها
که اسلحه به دست
مبارزه میکنند
با انرژی
بیشتری و شور
و اعتقاد
نیرومندتری به
مبارزه ادامه
دهند. مرحلهای
که خلقها در
زیر ضربات
قدرت سرکوب
کنندهی رنج
میبرند،
کوتاهتر
خواهد شد.
در ویتنام
جنوبی ماههاست
که این شرائط
پدید آمده است
بهطوری که ایالات
متحدهی آمریکا
مصمم شدند در
درون گروههای
هئیت حاکمه
دگرگونیهائی
به وجود آورند.
دیکتاتور
خادم
امپریالیستها
مایل نبود که
دستورات
اربابان خود
را تمام و
کمال انجام
دهد. از این رو
بار دیگر
ایالات متحدهی
آمریکا
سرمشقی داد و
نشان داد که
اگر حکومتهای
پوشالی گوش به
فرمان
نباشند، چه بر
سرشان خواهد
آمد. این خبری
که از طرف
بنگاههای
خبرگزاریهای
آمریکائی
انتشار یافت،
دیکتاتور -
دین دیم - و برادرش
"خودکشی"
کردند. همان
سرنوشتی که در
قارهی ما "ترویخیلو"
بدان دچار
گردید. این
امر هنگامی
بود که او نیز
آماده نبود
فرمانهای ایالات
متحدهی آمریکا
را به نحواحسن
اجرا کند.
بنابراین
آشکار میگردد
که موقعیت در
ویتنام جنوبی
چنان است که
قدرت از دست آمریکائیها
خارج میشود و
همانطور که
رفقای جبههی
رهائیبخش
ملی ویتنام
نیز آن را
بیان داشتند
دو راه باقی
میماند: راه
فعلی یعنی به کار
بردن سربازان
بومی ویتنام
جنوبی زیر نظر
گروهی از
مستشاران
متخصص نظامی
برای سرکوبی و
شکنجه. چنین
راهی پیوسته
غیرعملی به نظر
میرسد.
بنابراین
برای امپریالیستهای
یانکی راه
دیگر باز میماند.
یعنی اشغال
مستقیم
ویتنام جنوبی
به وسیلهی
ارتش و به کار
بردن ارتش
اشغالگر
یانکی بهطور
وسیع در
ویتنام جنوبی.
شکی نیست
که این امر
جنگ را شدیدتر
و سختتر میکند.
اما مفهوم
چنین جنگی
برای مردم
جهان نیز
آشکارتر میشود.
هنگامی که
نیروهای مسلح
رهائیبخش
ویتنام جنوبی
پیروزیهای
خود را اعلام
میدارد و افتخار
میکند که
ارتش سرکوبکنندهی
ویتنام جنوبی
هشت هزار نفر
تلفات داده
است. باید
پرسید چقدر از
این هشت هزار
نفر قربانی بیگناه
بودهاند. این
قربانیها،
مردان خلق
هستند که به دلائلی
اجیر شدهاند
تا علیه آزادی
وارد صحنه جنگ
شوند. چنین
امری در کوبا نیز
به وقوع
پیوست: و آن
هنگامی بود که
سربازان
باتیستا اجیر
میشدند زیرا
برای آنها
امکان به دست
آوردن کار
دیگری جز آن که
نبرد انقلابی
را ترمز کنند،
وجود نداشت.
در صورتی
که سربازان
تجاوزگر
یانکی بهطور
وسیع در
ویتنام جنوبی
وارد شوند
تمام مردم
ویتنام به زودی
در خواهند
یافت که به سوی
چه کسی
تیراندازی میکنند
و چرا. در این
صورت همهی
مردم بهتر
خواهند فهمید
که دشمن کیست
و دوست را از
دشمن باز
خواهند شناخت.
یانکیها نیز
این امر را
درک کردهاند.
اگر امروز
ما با اشتیاق
و شور تمام پرچم
ویتنام جنوبی
را به اهتزاز
درآوریم فقط و
فقط به خاطر
همبستهگی
انترناسیونالیستی
و عدالت اجتماعی
نیست که
انقلاب در
وجود ما برانگیخته
است. ما پرچم
ویتنام جنوبی
را برافراشته
میسازیم
زیرا این جبههی
جنگ برای
آیندهی
سراسر آمریکا
بسیار پراهمیت
است.
در ویتنام
کلیهی سلاحهای
منهدمکنندهی
نوین و تکنیکهای
جنگی نوین
آزمایش میشود
تا بتوانند با
خلقهائی که
برای رهائی
خویش تلاش میکنند،
بجنگند.
ویتنام
جنوبی امروز
صحنهی
آزمایش جنگ
امپریالیستهای
یانکی است.
یانکیها
سلاحهای
خویش را برای
جنگی که
محتملاً خشنتر
و مهمتر از
آن است، آماده
میکنند. این
جنگ در بناگوش
یانکیها به وقوع
خواهد پیوست.
واشنگتن
میداند که
شکست در این
جنگ در حکم
پایان
امپریالیسم
یانکی است. از
این رو اهمیت
زیادی برای آن
قائل هستند.
از نقطه نظر
امکانات
استراتژیک،
ویتنام جنوبی
پایگاه
عملیات جنگی
علیه بلوک
سوسیالیستی
در آسیاست و
از این نقطه
نظر نیز
بدان اهمیت میدهد.
این دو علامت
مشخصهی
استراتژیک،
سبب شده است
که ویتنام
جنوبی بغرنجترین
مسئله برای
حکومت یانکیها
شود و بهطور
مسلم هماکنون
با دقت تمام
مشغول مطالعهی
این مسئلهی
بغرنج هستند
که از این پس
چه امری به
وقوع خواهد
پیوست. شکی
نیست که آمریکائیها
به فکر این
نیستند بر روی
نقشهای کار
خواهند کرد که
چگونه صلح
واقعی و دمکراتیک
در این کشور
برقرار شود و
خلق ویتنام پیروز
گردد، شمال و
جنوب کشور با
هم متحد و
یگانه شود و
خلق جنوب
ویتنام -
مانند خلق برادرش
در شمال - عقبماندگیها
و ویرانیهای
ناشی از
استعمار و جنگ
را برطرف کند
و بهطور فعال
(اکتیو)
سوسیالیسم را
بنا نهد.
ایالات
متحدهی آمریکا
بهطور یقین
نقشههای
نوین تاکتیکی
و استراتژی
دیگری در سر
میپرورانند.
این تاکتیکها
و استراتژی
نوین چیست؟
هنوز اطلاع
نداریم. ولی
جنگ طویلالمدتی
با مصائب و
مشکلات فراوان
برای مردم
قهرمان
ویتنام پیشبینی
میکنیم. کلیهی
خلقهائی که به
خاطر رهائی
خویش میرزمند
چنین سرنوشتی
در پیش دارند.
حضور
نیروهای
رهائیبخش
ویتنام،
موقعیتهای
مداوم آنان و
پیشرفتهای
دائمی به سوی
مناطقی که
دشمن
نیرومندتر از
آن دفاع میکند
نمونه و
سرمشقی است
برای کلیهی
خلقهائی که به
خاطر رهائی
خویش در حال
حاضر، در
مبارزه هستند.
وظیفهی
ما در کوبا
این است که
این سرمشق
نمونه را درست
ارزیابی کنیم
و به عنوان
مبارزهای
عادلانه برای
امری عادلانه
بیشتر به خلق
معرفی کنیم و به
عنوان بخش تفکیکناپذیر
امر خلقهای
سرکوبشوندهی
جهان به همه
بشناسانیم.
این سرمشق
عملی باید
اکیداً در
برابر خلقهای
جهان قرار
گیرد، به منظور
آن که نشان
دهد چگونه میتوان
در کلیهی
قارههای
جهان برای
رهائی خلقها
مبارزه کرد. به
منظور آن که
به خلقهای آمریکای
ما، امر دیگری
را نیز نشان
دهد: نشان دهد
که هر گاه
کلیهی راههای
مسالمتآمیز
مسدود هستند،
هر گاه قدرتهای
ارتجاعی باز
هم خلق را
فریب دهند، نه
تنها انقلاب
میتواند آغاز
شود بلکه باید
آغاز گردد.
منظور ما
کشور خاصی
نیست. ما از
موقعیتهای
مشخص سخن میگوئیم.
شکل و وسیله و
روز آن را
نیروهای مسلح
خلق در هر
کشوری تعیین
میکنند. اما
نمونههای
زنده وجود دارند
و آشکاراً
نشان میدهند
که جنگ علیرغم
سلاحهای
شیمیائی و علیرغم
متدهای نوین
انهدامی که به
وسیلهی
یانکیها هر
روز آزمایش میشود
- میتواند
موفقیتآمیز
باشد و هنگامی
که نقشهی
جغرافیائی
ویتنام را با
وسعت کمی که
دارد - در
برابر نقشهی
جغرافیائی آمریکای
وسیع بیست
میلیون
کیلومتر
مربعی خودمان
قرار میدهیم به
طور یقین میتوانیم
ملاحظه کنیم
که در این
قاره، جنگ میتواند
به مراتب سهلتر
انجام گیرد.
نه فقط
خلقهائی که
مدتی است
مبارزهی
رهائیبخش
خویش را آغاز
کردهاند
بلکه بسیاری
از خلقهای آمریکای
لاتین به رشد
انقلابی نائل
شدهاند. خلقهائی
نیز وجود دارند
که به رشد
انقلابی نائل
آمدهاند. ولی
هنوز نبرد
رهائیبخش را
آغاز نکردهاند
و با شکیبائی
تمام شمشیرهای
خود را تیز میکنند
و صیقل میدهند؛
زیرا میدانند
که پیکار
رهائیبخش
آنان نیز باید
روزی آغاز
شود. آنها میدانند
که امپریالیستهای
یانکی در
سراسر قارهی آمریکای
لاتین مداخلهی
نظامی خواهند
کرد. آنها
همچنین میدانند
که اگر در آن
واحد چندین
جبهه علیه
امپریالیسم به
وجود آید جنگ
برای آنها (امپریالیسم
یانکی
تجاوزگر)
سهمناکتر
خواهد شد.
امروز
دیگر سخن بر
سر یک کشور
منفرد نیست
همچنان که
کوبا نیز در
این بخش از
جهان کشوری
منفرد نیست.
کوبا بخشی از
یک ملت بزرگ
است و علاوه
بر آن کوبا سمبل
آمریکای
لاتین است. هر
خلقی که دست به
مبارزه زند به
مرحلهای قدم
مینهد که گور
امپریالیسم
را حفر میکند
و از این رو
چنین خلقی از
پشتیبانی ما
برخوردار است
و شایستهی
تحسین و تقدیر
ما.
امروز
کوشش میشود که
کوبا را نابود
کنند تا این
سرمشق و نمونهی
ناپسند را محو
کنند و بدون
شک در فکر آن اند
که - در صورت
موفقیت - همهی
آن چه را که
این حکومت
انجام داده
است؛ یعنی
کلیهی
پیشرفتهای
اجتماعی و دستآوردهای
دیگر را با
کلیهی اعضاء این
حکومت نابود
کنند. ما از
همهی این توطئهها
به طور دقیق
آگاهیم و از این
رو مبارزهی
ما، مبارزهی
مرگ و زندگی
است. خلق
ویتنام نیز
این را میداند
که یا پیروزی
وجود دارد و
یا شکست؛
شکستی که سبب
خواهد گردید
خلقهای
سرکوبشونده
بار دیگر
سالیان دراز
زیر سلطهی
امپریالیستها
قرار گیرند.
از این رو
انسان باید بهطور
پیگیر در این
قاره به تفکر
بپردازد:
جنگ باید
خوب تدارک
یابد و هنگامی
که آغاز شد باید
کاملاً تا
انتها ادامه
یابد. این دست
و آن دست کردن
و نیمهراه به
دنبال چارهجوئی
افتادن وجود
ندارد. صلح
نامهای که
ثبات کشوری را
بهطور کجدارومریز
ضمانت کند، بیمعنی
است.
با چنین
بینشی خلق ما
آمادهی جنگ
است و با چنین
بینشی خلق الجزیره
هفت سال تمام
به جنگ رهائیبخش
خویش ادامه
داد و با همین
آگاهی عمیق
اینک خلق
ویتنام جنوبی به
پا خاسته است.
با وجود این
خلق ویتنام
جنوبی از امتیازاتی
نیز برخوردار
است: خلق ویتنام
جنوبی از
تشویق و
پشتیبانی
برادراناش
در ویتنام
شمالی
برخوردار است.
خلق
ویتنام جنوبی
بیش از هر خلق
دیگری سرمشق و
نمونهی خلق
برادرش را در
کنار خویش میبیند
که نه سال
تمام جنگیدند
تا از زیر یوغ
امپریالیستهای
متجاوز یا
فرانسوی
رهائی یابند و
از این رو میداند
که مبارزهی
لاینقطع و پیگیر
یک خلق برای
رهائی خویش چه
مفهومی دارد.
به این دلائل
باید اعتماد
خلق ویتنام
عمیقتر و
اعتمادش به
پیروزی عظیمتر
گردد. از این
رو میدانیم - همانطور
که رفیق
نمایندهی
اعزامی بیان
کرد - متد
مبارزهی
امپریالیسم
یانکی از هر
قبیل که باشد
باز سرانجام
این جنگ
پیروزی نهائی
خلق ویتنام
جنوبی و اتحاد
مجدد سراسر
کشور خواهد
بود.
در پایان
این مراسم جشن
که به خاطر
سومین سالگرد
تأسیس جبههی
رهائیبخش
ملی ویتنام
برگزار شده
است به
برادران خود
در ویتنام
جنوبی به
عنوان سرمشق
آموزندهی
این مرحلهی
سخت تاریخی
درود میفرستیم.
علاوه بر این
ما به ویتنام
جنوبیها به
عنوان متحدین
خویش، به
عنوان
پیشاهنگان
رزمندهای که
در مقدمترین
جبهههای جنگ
پرولتاریای
جهان علیه
امپریالیسم
میرزمند،
درود میفرستیم.
ما مردانی
را در آغوش
خود میفشریم
که در سرزمینی
دوردست به
خاطر امنیت ما
و به خاطر هدفهای
مشترکی که خلقهای
سه قارهی سرکوبشوندهی
آسیا، آفریقا
و آمریکای ما
را در این لحظهی
تاریخی متحد
میکند،
دلیرانه میرزمند.
رفقا! به من
اجازه دهید
گفتارم را بار
دیگر با
شعارهای زیر
به پایان
رسانم:
جاوید باد
خلق ویتنام
جنوبی
جاوید باد
ارتش انقلابی
او
جاوید باد
انترناسیونالیسم
پرولتری
مرگ بر
امپریالیسم
یا وطن یا
مرگ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ