سایت
19 بهمنweb site 19bahman
مبارزه
مسلحانه
هم
استراتژی، هم
تاکتيک
óóóóóóóóóóóóó
نوشته
رفيق به خون
خفته
مسعود
احمدزاده
"تابستان
۱۳۴۹ خورشيدی"
فهرست:
مقدمه
چريکهای
فدايي خلق
ايران
پيشگفتار
مقدمه
شرايط
پيدايش و رشد
جنبش نوين
کمونيستي
بررسي
شرايط کنوني
اقتصادی –
اجتماعي و
مسئله مرحله
انقلاب
مسئله
مرحله انقلاب
خط
مشي ما
بررسي
"انقلاب در
انقلاب" رژی
دبره
حزب
و چريک، امر
سياسي و امر
نظامي
نتيجه
گيری
يادداشت
-
اين مقاله در
تابستان ۱۳۴۹
نوشته شده و
در پاييز همان
سال اصلاحاتی
در آن به عمل
آمده و
يادداشتهايی
بر آن افزوده
گرديده است.
مقدمه
چريکهای فدائی
خلق بر
"مبارزه
مسلحانه - هم
استراتژی، هم
تاکتيک"
يازدهمين
سالگرد
رستاخيز
سياهکل،
سرآغاز جنبش
مسلحانه خلق
را گرامی میداريم!
به خاطره
چريک
فدائی خلق
رفيق
شيرين معاضد
تقديم میشود.
با ايمان
به پيروزی
راهمان
چريکهای
فدائی خلق
ايران ۱۹ بهمن
ماه ۱۳۵۹
مقالهای
که در پيش رو
داريد، مقدمهای
است که برای
چاپ جديد
"مبارزه
مسلحانه - هم
استراتژی، هم
تاکتيک"
نوشته شده
بود. چريکهای
فدائی خلق در
نظر داشتند
چاپ جديدی از
اين اثر را
تقديم
هواداران و
نيروهای
انقلابی
نمايند، اما
خوشبختانه در
اين فاصله،
اثر مزبور در
تيراژی وسيع
منتشر شد. به
همين خاطر، ما
نيز از چاپ مجدد
آن در شرايط
کنونی منصرف
شديم و بهتر
ديديم مقاله
کنونی را بدين
صورت در دسترس
جنبش انقلابی
قرار دهيم.
با ايمان
به پيروزی
راهمان
چريکهای
فدائی خلق
ايران ۱۹ بهمن
ماه ۱۳۵۹
چاپ
جديد "مبارزه
مسلحانه - هم
استراتژی، هم
تاکتيک" در
شرايطی بسيار
متفاوت با
شرايط تحرير
کتاب صورت میگيرد.
اگر آن زمان
بحث بر سر آن
بود که "چگونه
میتوان آن
جريانی را بنا
نهاد که در
مسير آن توده
بر خود، بر
منافع واقعی
خود، بر قدرت
سهمگين و شکستناپذير
خود واقف شود
و به جريان
مبارزه کشانده
شود؟ چگونه میتوان
در آن سد عظيم
قدرت سرکوبکننده
که اختناق و
سرکوب مداوم،
عقبماندگی
رهبری و عدم
توانائی
پيشرو در ايفای
نقش خود،
بالاخره
تبليغات جهنمی
رژيم متکی به
سرنيزه ميان
روشنفکر خلق و
خلق، ميان
توده و خود
توده، ميان
ضرورت مبارزه
تودهای و خود
مبارزه تودهای،
بر پا داشته
شکاف انداخت و
سيل خروشان
مبارزه تودهای
را جاری کرد؟"
("مبارزه
مسلحانه - هم
استراتژی، هم
تاکتيک" صفحه )
امروز ديگر آن
"سيل خروشان"
جاری شده است
و هر روز عظيمتر
و باشکوهتر میشود،
اگر آن زمان
مسئله بر سر
در هم شکستن
افسانه
"جزيره ثبات"
بود، امروز
سرزمين ما
صحنه مبارزه
پرشور
ضدامپرياليستی
تودهها است
که با هر حرکت
خود نظام
امپرياليستی
را در سراسر
جهان به وحشت
میاندازد.
اگر آن زمان
بحث بر سر اين
بود که چگونه
و با چه
روشهايی بايد
تودهها را به
مقابله با
رؤيم کشيد تا
در برخوردی
قهرآميز و
روياروی
بفهمند که اين
رژيم مزدور
"ببری کاغذی"
بيش نيست،
امروز ديگر
بيش از يک سال
از آن زمانی میگذرد
که در مقابل
قهر انقلابی
خلق، شاه - اين
سگ زنجيری
امپرياليسم -
گريان از
سرزمين ما
گريخت و تودههای
قهرمان ما به
کسانی که برای
جانشينی او
تمرين میکنند،
با استهزاء و
خشم مینگرند.
ديگر اين سخن
که تمام
مرتجعين "ببر
کاغذی"
هستند، برای هر
ايرانی مثل
روز روشن است
و همين امر هم
هست که کار
امپرياليسم
را که هر روز و
هر ساعت برای
سرکوب اين
نهضت دسيسهای
تازه میچيند،
دشوار میکند.
ولی آيا
کتابی هست که
بيشتر از اين
کتاب بر گردن
اين قيام و اين
انقلاب و
انقلابيون
خلق ما حق
داشته باشد؟ آيا
در اين شرايط
جديد، انتشار
هيچ کتابی
پرمعناتر از
انتشار اين
کتاب هست؟ و
آيا در نهضت
کمونيستی ما
تاکنون هيچ
کتابی به
اهميت اين
کتاب منتشر
شده است؟
در اين
کتاب تصوير
سياهترين
روزهای
استيلای يکی
از سياهترين
رژيمهای
وابسته،
تصوير
پراکندگی و
جدا ماندن
پيشگامان
انقلابی خلق
از تودههای
خلق، تصوير
استيلای مزمن
اپورتونيسم و
بنبست
مبارزه و در
يک کلام تصوير
پراکندگی صف
خلق و تشکل صف
ضدخلق، به
روشنی و با
واقعبينی
کامل بيان میشود
و آنگاه
نويسنده
انقلابی با
روش ديالکتيکی
خويش توصيف میکند
که چگونه
سراسر اين
صحنه گذرا و
موقتی است و
با ايمانی خللناپذير
به خلق و
شناخت صحيح و
عميق از وظيفه
روشنفکران
انقلابی در
راهگشايی
مبارزات خلق،
در صدد کشف آن
شيوه مبارزاتی
و شکل سازمانی
برمیآيد که
با توسل به آن
میتوان و
بايد
بلافاصله
انقلاب را
آغاز کرد و گام
در راه بسيار
طولانی و دشواری
گذاشت که
پيروزی نهائی
آن مسلم میباشد.
وقتی میگوييم
در نهضت
کمونيستی ما
تاکنون هيچ
کتابی به
اهميت اين
کتاب نوشته
نشده است، اين
سخن به يک
عبارت مورد
قبول همه
اپورتونيستها
هم هست. چه آن
اپورتونيستهای
کهنهکار که
انتشار اين
کتاب، خواب
آرامشان را بر
هم زد و از
همان آغاز با
ناله و نفرين
همچون درماندگان
مفلوک به طعن
و لعن مطالبش
پرداختند و
عاجزانه از
جوانان
خواستند که
جوانی خود را
در راه اين
سخنان به باد
ندهند، چه آن
اپورتونيستهای
جديدی که گمان
میکنند تازه
از يک بيماری
که گويا ميکرب
آن را اين
کتاب در نهضت
انقلابی ما
منتشر ساخته
است، شفا
يافتهاند و
هيچ فرصتی را
از شکرگزاری
اين عافيت
بازيافته از
دست نمیدهند،
چه آن
اپورتونيستهائی
که نظرات خود
را شکل صحيح
غلطهائی که در
اين کتاب آمده
معرفی میکنند
و بالاخره آن
اپورتونيستهائی
که برای چنگ
انداختن بر
ميراث افتخار
گذشتگان بدون
ذرهای ايمان
به راه گذشته
محيلانه
نظرات خود را
"شکل تکامليافته"
نظرات اين
کتاب میدانند.
بله، همه
اينها هم به
يک عبارت به
اهميت بینظير
اين کتاب در
نهضت کمونيستی
ميهن ما
اعتراف میکنند.
ولی برای
چرايکهای
فدائی خلق که
بيش از ۹ سال
است در پرتو
رهنمودهای
اين کتاب،
درخشانترين
صفحه مبارزات
را در تاريخ
معاصر خلق ما
آفريدهاند،
اين کتاب
اهميتی ديگر
دارد. چريکهای
فدائی خلق از
اين کتاب به
تجربه
دريافتهاند
که مفهوم تز
عميق
مارکسيستی-لنينيستی
"تئوری
راهنمای عمل
است" يعنی چه.
آنها استحکام
تزهای اين
کتاب را در
مبارزه با
امپرياليسم
عملاً آزمودهاند.
آنها عمق
مفاهيم
مارکسيستی-
لنينيستی آن
را در مبارزهای
ايدئولوژيک
با
اپورتونيستها
آزمودهاند و
ديدهاند که
چگونه اين
اپورتونيستها
که هرگز بضاعت
مقابله با
محتوای آن را
ندارند
ناگزيرند در
مبارزه با آن
به نحوی خفتبار
دست به تحريف
بزنند.
در ميهن
ما، امروز
مارکسيسم-لنينيسم
انقلابی در
مبارزه
ايدئولوژيک
نسبتاً وسيعی
که درگير آن
است، مسائل
فراوانی در
پيش رو دارد
که چون اين
مبارزه در حول
رهنمودهای
انقلابی اين
کتاب انجام میشود،
همه آنها را میشد
در مقدمه اين
کتاب آورد، ولی
اين کار حجم
غيرمعقولی به
اين مقدمه میدهد
و مخصوصاً اين
خطر را دارد
که خواننده را
از درک مطالب
اساسی خود
کتاب، در
چهارچوب
شرايط تاريخی
نوشته شدن اثر
حاضر باز
دارد. لذا ما
در اين مقدمه
فقط دو نکته
را گوشزد میکنيم:
اول آنکه
در آموزش
مارکسيسم-لنينيسم
انقلابی و
مبارزه
ايدئولوژيک،
مطالعه و
توصيه به مطالعه
متن اصلی اين
کتاب اهميتی
بسيار زياد
دارد، زيرا
اين کتاب در
مدت بيش از ۹
سالی که از
تحرير آن میگذرد
از همه سو
مورد هجوم
اپورتونيسم
قرار داشته و
دهها نوشته
در رد آن
انتشار يافته
است و اپورتونيسم
که ظاهراً خود
را مدافع
سرسخت
مارکسيسم جا میزند
ناگزير در
برخورد با اين
کتاب، که چيزی
جز تطبيق خلاق
مارکسيسم-لنينيسم
با شرايط مبارزه
در ايران
نيست، ناچار
است يا در
مارکسيسم دست
ببرد و يا
مطالب کتاب را
تحريف کند و
مطالعه
انتقاداتی که
تاکنون بر اين
کتاب نوشته
شده، نشان میدهد
که اينها با
چه وفور و
آرامش خاطری
به هر دوی اين
حيلهها دست
زدند.
مخصوصاً
در جائی که
مربوط به
تحريف مطالب
اين کتاب است،
مطالعه و
توصيه به
مطالعه اصل
کتاب بار
سنگينی را از
دوش برمیدارد.
با يک مثال
ساده منظور
خودمان را
روشنتر بيان
کنيم: از جمله
مسائلی که
رفيق مسعود در
اين کتاب در
صدد حل آن برمیآيد،
اين است که
چگونه بايد
بين محافل
روشنفکری با
تودهها
ارتباط
برقرار کرد و
سرانجام عمل
مسلحانه را که
با سازماندهی
گروهی آغاز میشود
توصيه میکند.
او مخصوصاً
اين موضوع را
تذکر میدهد
که جلب اعتماد
تودهها کار
آسانی نيست و
برای اينکه
امکان هر
سوءتوهمی را
در اين زمينه
از بين ببرد
در مقالهای
که در خرداد
سال ۵۰ برای
جمعبندی
تجربه سياهکل
مینويسد
(مقدمه
"مبارزه
مسلحانه - هم
استراتژی، هم
تاکتيک)
صريحاً چنين
اعلام میکند:
"ما به
هيچوجه، به
اين زوديها
منتظر حمايت
بلاواسطه خلق
نيستيم. ما به
هيچوجه
انتظار
نداريم که خلق
هماکنون به
پا خيزد." آيا
سخنی از اين
صريحتر ممکن
است؟ ولی حتی
اين صراحت هم
مانع از آن
نشده است که
اپورتونيستها،
لااقل در اين
مورد که موضوع
تا اين حد روشن
است، دست از
تحريف
بردارند و
تعجبآور
نيست که در يکی
از آخرين
انتقاداتی که
بر نظرات رفيق
مسعود نوشته
شده، نويسنده
با کمال بیپروائی
و بدون آنکه
خم به ابرو
بياورد، در
اين مورد میگويد:
"طبق اين نظر
(منظور نظرات
رفيق مسعود احمدزاده
است) تودهها
آمادهاند که
به ندای
پيشاهنگ مسلح
خود پاسخ
دهند. کافی
است که
پيشاهنگ با
جانبازی و
فداکاری به
رژيم حمله کند
تا مردم پشت
سر او قرار
بگيرند.
بنابراين با
شروع اولين
عمليات بايد
به سرعت آن را
گسترش داد. در
مدت کوتاهی میتوان
دست به
سربازگيری در
شهر و روستا
زد" (راه فدائی،
شماره ۳، صفحه
۱۵۴). به آسانی میتوان
فهميد وقتی
کار انتقاد
اپورتونيستها
از اين کتاب
بر چنين
دروغگويی
رسوايی
استوار است،
مطالعه و
توصيه به
مطالعه اصل کتاب
تا چه حد بار
مبارزه
ايدئولوژيک
را سبک میکند.
دوم آنکه
اپورتونيسم
در حمله به
اين کتاب در واقع
به جوهر
انقلابی
مارکسيسم-لنينيسم
حمله میکند و
بسياری از
اصولی را که
از تجربيات
مبارزات
پيشين در ساير
کشورها به دست
آمده و در
آثار شناختهشده
مارکسيستی
منعکس است و
حمله به آنها
در جای خود
مشت
اپورتونيستها
را باز میکند
در اينجا به
عنوان اموری
که