سایت 19 بهمن

 

       محمدرحيم سماعی

---

 

1326

در تهران متولد می شود.

سال‌های اول دبيرستان وی مصادف با جنبش سال‌های 42 - ۳۹‌ بود. از اين زمان فعاليت سياسی وی آغاز شده و وی به ‌طور پی گير در اين مبارزات شرکت می کند.

 

1342

به کوهنوردی علاقه پيدا کرده و عضو گروه کوهنوردی کاوه می شود که صفائی‌ فراهانی، سعید کلانتری، جليل انفرادی و اسکندر صادقی‌ نژاد آن را سازمان‌ دهی کرده بودند.

 

1345

وارد دانشکده پلی ‌تکنيک می شود.

به زودی با غفور حسن‌ پور آشنا شده و در فعاليت‌های صنفی‌ - سياسی دانشگاه شرکت می‌ کند.

 

1346 دی                  17

در سازماندهی مراسم شهادت غلامرضا تختی نقش فعالی دارد.

با مهدی اسحاقی آشنا می شود.

 

1347

در سازماندهی تظاهرات ضد اسرائیلی پس از مسابقه ی فوتبال نقش فعال دارد.

 

1348 اسفند              11

در سازماندهی تظاهرات خیابانی در اعتراض به گران شدن بلیط اتوبوس شرکت واحد نقش فعال دارد.

 

1349

با حميد اشرف آشنا شده و فعاليت مخفی ‌اش در تيم کوه گروه جنگل آغاز می شود.

تهيه ی لباس و آذوقه برای تیم کوه از جمله وظائف اش بود.

 

شهریور                       15

یک دسته ی ۶ نفری تیم کوه، مهدی اسحاقی، جلیل انفرادی، هادی بنده خدا لنگرودی، محمدرحیم سماعی و یک نفر دیگر، به فرماندهی علی اکبر صفائی فراهانی، از دره ی "مکار" در نزدیکی چالوس حرکت خود را به سمت غرب آغاز می کند.

 

اسفند              اول

پس از عملیات حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل توسط تیم کوه و عقب نشینی به ارتفاعات، طبعاً آذوقه ی گروه باید از انبارک آذوقه واقع در قله ی "کاکوه" که با کمک ایرج نیری معلم روستائی دستگیر شده، ایجاد شده بود، تأمین گردد. اما ایرج نیری دستگیر شده و تحت شکنجه، محل انبارک را به دشمن گفته است و دشمن نیز عمده ی نیروی خود را در حوالی "کاکوه" بسیج کرده و با استفاده از همه نوع تجهیزات بالاخص هلی کوپتر، 5 نفر از افراد تیم کوه را که به منظور برداشت آذوقه به محل انبارک می آیند، به محاصره درمی آورد. موقعیت طبیعی نیز مناسب نیست. به علت فصل زمستان، درختان جنگلی، برگ ندارند و از نظر نظامی این یک عامل منفی برای چریک کوه محسوب می شود و این امر امکان استفاده از هلی کوپتر را به دشمن می دهد.

از این عده، عباس دانش بهزادی، گریخته و به محاصره درنمی آید.

چهار نفر دیگر که به محاصره درمی آیند مدت ۴۸ ساعت با قوای متمرکز دشمن پیکار می کنند و آن گاه که مهمات شان به پایان می رسد، دو نفرشان، مهدی اسحاقی و محمدرحیم سماعی، با دست زدن به عمل فدائی با انفجار نارنجک، چند تن از عوامل دشمن را نابود می سازند. دو رفیق دیگر، محمدعلی محدث قندچی و احمد فرهودی، که رمقی در تن ندارند، به اسارت دشمن درمی آیند.

حمید اشرف می گفت :"رفیق سماعی یک انقلابی راستین است و در راه تحقق آرمان های خلق همه گونه فداکاری از خود نشان داد".

 

 

بازگشت