سایت 19 بهمن

 

صفائی فراهان  علی اكبر

---

 

١٣١8

در تهران متولد می شود.

پس از تحصيلات ابتدائی وارد هنرستان صنعتی تهران می شود.

در دوران تحصيل در هنرستان صنعتی، در چاپخانه کار می کند.

در هنرستان صنعتی از همان سال اول با سعيد کلانتری آشنا می شود.

به همراه اسکندر صادقی نژاد، جلیل انفرادی و سعید کلانتری گروه کوهنوردی کاوه را به وجود می آورند.

 

1342

پس از پايان تحصيلات خود در هنرستان صنعتی، به کار تدريس در هنرستان ساری مشغول می شود.

در همین سال با عباس مفتاحی آشنا می شود.

 

1345

از طريق سعید کلانتری با گروه جزنی تماس می گیرد.

در دانشکده ی علم وصنعت در تهران تحصيل کرده و مهندس می شود.

 

1346 زمستان

گروه ضربه می خورد.

 

۱۳۴۷        تابستان

بنا به تصميم گروه قرار می شود که به خاطر کسب تجارب انقلابی جنبش خلق فلسطين و برای آموزش، همراه با ۴ رفيق ديگر راهی فلسطين گردد.

همراه با محمد صفاری آشتیانی موفق به گذشتن از مرزمی شوند.

رژيم وقت عراق آن‌ها را بازداشت می کند و تا سرنگونی رژيم عراق در زندان می مانند.

بعد از چند ماه بازداشت در عراق از طريق مرز سوريه خود را به فلسطين می رسانند و به عضويت جبهه ی آزادی بخش فلسطين (الفتح) درمی آیند.

طی مدت کوتاهی، در آن جا فرماندهی یک گروه هشت نفری از فدائیان فلسطینی را بر عهده می گیرد.

پس از چندی به فرماندهی يک پايگاه مهم چريکی با نام مستعار ابوالعباس برگزيده می شود.

چندی بعد به فرماندهی چهل نفر منصوب می گردد.

سپس ارتش آزادی بخش فلسطین او را به فرماندهی 150 تن از چریک های فلسطینی انتخاب می کند.

در جبهه ی آزادی بخش فلسطین به فرماندهی منطقه ی شمالی رسید.

 

1348 تابستان

به ایران بازمی گردد.

او به تنهائی و بدون هیچ اطلاعی از وضع کنونی گروه به ایران بازگشته است. هدف او جمع آوری مجدد رفقای دیرین و سازماندهی یک جنبش روستائی است. هنگامی که وی به ایران می رسد علیرغم تصورات اش، با گروه آماده ای مواجه می شود که بسیاری از عوامل لازمی را که برای اجراء برنامه اش به آن ها نیازمند بود را در اختیار داشت. وی پس از مواجه شدن با شرائط امیداوار کننده ی گروه، مجددا به فلسطین بازمی گردد تا به یاری امکانات نهضت فلسطین مقداری ملزومات جنگی فراهم آورده و برای تجهیز گروه به ایران بیاورد.

 

1349 بهار

پس از یک سال مبارزه ی دلیرانه دوشادوش خلق رزمنده ی فلسطین در اوائل سال به منظور سروسامان دادن به وضعيت گروه و ايجاد يک حرکت وسيع عليه رژيم به همراه محمد صفاری آشتیانی ومقداری اسلحه و مهمات به ايران بازمی گردند تا مقدمات مبارزه ی مسلحانه را فراهم کنند.

 

شهریور                       15

یک دسته ی ۶ نفری تیم کوه، مهدی اسحاقی، جلیل انفرادی، هادی بنده خدا لنگرودی، محمدرحیم سماعی و یک نفر دیگر، به فرماندهی علی اکبر صفائی فراهانی، از دره ی "مکار" در نزدیکی چالوس حرکت خود را به سمت غرب آغاز می کند.

 

بهمن               19

عملیات حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل صورت می گیرد.

پس از چند روز، به خاطر نجات جان هوشنگ نیری که در عملیات حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل از ناحیه ی دست زخمی شده است، علی اکبر صفائی‌ فراهانی و جليل انفرادی به همراه یک رفیق دیگر از کوه پائین می آیند و در يک خانه ی روستائی در روستای "چهل ستون" واقع در کوه‌ پايه ‌های سياهکل، توسط کدخدا و تعدادی از روستائيان، بدون این که به سوی آنان تیراندازی کنند، دستگير شده و به مأموران ژاندارمری تحویل داده می شوند.

 

اسفند              26

سحرگاه در میدان تیر چیتگر، در تهران، تيرباران می شود.

 

 

 

بازگشت