جلوه ای دیگر
از اپورتونیسم
مزمن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اخیرأ
در سایت "سیاهکل((siahkal.com"،
منسوب به محفلی
که خود را در
حرف ادامه
دهنده ی راه
پُرافتخار و
اندیشه ی سترگ
چریک های
فدائی خلق ایران
می نامد، به
موردی
برخوردم که به
مثابه جلوه ای
آشکار،
اپورتونیسم
مزمن این جریان
را یکبار دیگر
به روشنی هرچه
تمام تر نمایان
می سازد.
در صفحه ی
انتشارات این
سایت، جدیدأ
دو نوشته از
آثار رفیق
جانباخته عبدالرحیم
صبوری به
نام های: "نگاهی
به: (مصاحبه رفیق
اشرف دهقانی)"
و "سخنی با
رفقا (درباره
برخی از مسائل
جنبش کمونیستی
ایران" گنجانده
شده است.
چرائی این
قضیه و از آن
مهم تر، این
که چرا در شرایط
کنونی اینان
دست به چنین
اقدامی زده
اند، براساس
شناخت نسبتأ
همه جانبه ی
ما از این جریان
ایستا، این
موضوع برمی
گردد به این
که اینان
اساسأ عناصری
عکس العملی
هستند. یعنی این
که حرکت ها و
فعالیت های آن
ها عمومأ قائم
به ذات نیست و
علاوه بر آن،
حتا در مواجهه
با مسائل
مبارزه ی
طبقاتی و رویاروئی
با رخدادهای سیاسی-
اجتماعی و
موضع گیری به
موقع در برابر
آن ها، هرگز
شروع کننده و
خلاق نمی
باشند.
به هر حال حرکت
اخیر آنان، جدا
از عوامل و
پارامترهای
محرکه و آن چه
که آنان را
وادار به
اتخاذ چنین
تصمیمی
گردانده است، به
خودی خود نیز حاکی
از مسائلی ست
که در ذیل به
آن ها خواهم
پرداخت.
این جریان
از مقطع
انشعاب سال 60
به بعد،
همواره تلاش نموده
است که با
رفقای "آرخا"
به طور کلی و
با رفیق صبوری
به طور اخص به
گونه ای زیرکانه
برخورد نماید
که هم سیاست
مسکوت گذاردن
مسائل را در
سطح درونی به
پیش ببرد و هم
نگاه خصمانه ی
خود را نسبت
به این رفقا،
خصوصأ به رفیق
صبوری پنهان
نماید تا جائی
که حتا برای
سال های طولانی
به هواداران
خویش هم نمی
گفتند که جزوه
ی" نگاهی
به: (مصاحبه رفیق
اشرف دهقانی) از
نوشته های رفیق
گرانقدر صبوری
می باشد؟! حال پرسیدنی
ست که آفتاب
از کدام سمت
برآمده است که
ایشان به فکر
نشر علنی آثار
این رفیق
ارزنده، آن هم
تحت نام خود
وی، افتاده
اند؟!
البته
پُرواضح است
که اینان
براساس عدم
حُسن نیت و
فرصت طلبی
مفرط نهادینه
شده ی خویش،
علارغم آگاهی
کامل از آثار
و نوشته های این
رفیق، تنها دو
نمونه ای را
انتخاب کرده
اند که یا در
تأئید "مصاحبه" و یا
در ارتباط با
مسائل عمومی و
کلی جنبش کمونیستی
ایران به رشته
ی تحریر
درآمده است! بدون شک
آوردن مقاله ی
"سخنی با رفقا
(درباره برخی
از مسائل جنبش
کمونیستی ایران" در
کنار آن دیگری،
تنها برای
پنهان نمودن
دُم خروس و
منحرف کردن
اذهان آورده
شده است و اینان
فقط در پی این
نکته بوده اند
که به مخاطبین
درونی و بیرونی
خویش غیرمستقیم
بگویند که حتا
رفیق صبوری نیز
ما را تأئید می
کرد و ...!!
اگرغیر از این
بود، قطعأ می
بایستی حداقل یکی
دیگر از نوشته
های رفیق صبوری
که به نام " نقدی
بر
"مصاحبه"(طرحی
از وظائف)"
است را هم در
کنار آن دو
اثر می
آوردند! و
مضافأ این که
چرا پس از
گذشت چندین
سال از ایجاد
پایگاه مجازی
تان و باتوجه
به در اختیار
داشتن متن تایپ
شده ی این
آثار برای مدت
های مدید،
اکنون به فکر
استفاده یا
درست تر
بگوئیم
سوءاستفاده
از برخی از این
آثار برآمده و
آن ها را در
کنار نوشته
جات خویش قرار
داده اید؟!
واضح و
مبرهن است که
اقدام اخیر این
محفل غیرپویا
در شرایط کنونی
با توجه به
خصوصیت های
فوقأ ذکر شده ی
آن و علاوه بر
موارد فوق،
برای کم نیاوردن
در برابر
اقدام سازمان
19 بهمن جهت نشر
آثار این رفیق
برجسته از طریق
اینترنت و به
اصطلاح خنثا
نمودن تأثیری
که احیانأ
ارائه ی این
آثار توسط این
سازمان،
حداقل بر بدنه
ی چند نفره ی
آنان خواهد
داشت و همچنین
سوءاستفاده
از نام این رفیق
در سطح جنبش
صورت گرفته
است.
مسلمأ
نگارش مقاله ی
"نگاهی به:
(مصاحبه رفیق
اشرف دهقانی)
از سوی رفیق صبوری
در آن زمان
علاوه بر
انعکاس دیدگاه
مشخص وی در آن
شرایط، ناشی
از ضرورتی بود
که این رفیق
مبارز در
راستای کوبیدن
نظرات و مواضع
به غایت
ضدانقلابی و
سازشکارانه ی
رویزیونیست
های حاکم بر
سازمان چریک
های فدائی خلق
در آن مقطع،
احساس می کرد
و با توجه به
نقدغیرانقلابی
که آنان(1) بر این
"مصاحبه"
نوشته بودند،
رفیق صبوری
با کفایت و
درایت درخور یک
انقلابی در
مقام
موضعگیری برمی
آید.
و اما این
که رفیق صبوری
دو سال و اندی
پس از نگارش
جزوه ی "نگاهی
به: (مصاحبه رفیق
اشرف دهقانی)"که
تلویحأ در تأئید
"مصاحبه"
بود، به
نقدانقلابی و
رد اصولی آن دیدگاه
ها می رسد(2) ، نه
تنها از نظر
حقوقی موجه
است، بلکه از
نگاه علمی و دیالکتیکی
نیز در برخورد
به افکار و
مواضع سیاسی-
ایدئولوژیک
گذشته به خصوص
برای کمونیست
ها امری طبیعی
و اتفاقأ ضروریست،
چرا که نقد
همه جانبه ی
گذشته، چراغ
راه آینده است
و این رفیق
برجسته، در
نظر و عمل(3) به
خوبی نشان داد
که یک کمونیست
واقعی هرگز و
در هیچ شرایطی
هراسی از نقد
گذشته ی خویش
و تشکیلات اش
نباید داشته
باشد.
امری که نه
تنها به شکل
عملی از
اپورتونیست
ها برنمی آید،
بلکه حتا به هیچ
وجه در مخیله ی
آنان نیز نمی
گنجد!
در
انتها، لازم
به ذکر است که
سازمان 19 بهمن
علارغم در اختیار
داشتن متن تایپ
شده ی مقاله ی "نگاهی
به: (مصاحبه رفیق
اشرف دهقانی)"،
از آن جا که تا
پیش از این
اقدامِ جریان
مورد بحث، بی
خبر از
نگارنده ی آن
بود، لذا از
نشر آن نوشته
نیز در سایت
خویش تا به
امروز خودداری
نموده بود. اما اینک
با روشن شدن این
موضوع، ما این
اثر رفیق صبوری
را هم در کنار
سائر نوشته های
وی در سایت
خود قرار خواهیم
داد.
پویان
کبیری
4
مرداد 1387
25
جولای 2008
توضیحات:
1- بعدها
مشخص شد که آن
نقدغیرانقلابی
توسط سرکرده ی
رویزیونیست
های جوان حاکم
بر "سچفخا" یعنی
عنصر معلوم
الحال و منحوسی
چون فرخ
نگهدار نوشته
شده بود.
2- رفیق
صبوری خود به
شکلی کلی اما
دقیق در همان
پاراگرافِ
نخستینِ جزوه ی
" نقدی بر
"مصاحبه"(طرحی
از وظائف)"
به خوبی این
امر را به این
صورت توضیح می
دهد: "بررسی ی
دو سال و اندی
فعالیت نظری و
عملی ی چریک
های فدائی خلق
ایران که با
ادعای وفاداری
به تئوری
"مبارزه ی
مسلحانه- هم
استراتژی، هم
تاکتیک"
موجودیت خود
را اعلام کرد،
نشان می دهد
که آن ها
نتوانستند
مدافع راستین
مشی انقلابی
باشند و
نتوانسته اند
وظایف مهم و مبرم
جنبش انقلابی
مسلحانه ی جدید
را به درستی
درک کنند. و در نتیجه
نتوانستند در
اجرای آن وظایف
مهم گام های
مؤثر و جدی
بردارند. اکنون
مسجل شده است
که یک طرز
تفکر اپورتونیستی
و یک نیروی
اپورتونیستی
عمدتأ بر
سازمان ما
حاکمیت می
کرد، و این نیرو
با تمام وجود
کوشش می نمود
تا از زنده
شدن دوباره ی
مشی انقلابی
جلوگیری کرده
و می کوشید با
توسل به تمام
وسایل و طرق
ممکنه مشی
اپورتونیستی ی
خود را تحمیل
نماید."
1- برای
نمونه، رفیق صبوری
در همان
مقاله در
انتقاد به خود
و به تشکیلات
می گوید: "اگر
امروز ما ایده
های "مصاحبه"
را در اکثر موارد
به سخره می
گیریم، در
حقیقت اعمال و
نظرات گذشته ی
خود را به باد
استهزاء
گرفته ایم، ما
همواره تأکید
کرده ایم و
گفتیم که مسئولیت
انحراف از خط
مشی انقلابی
نه فقط با عده ای
بلکه با همه ی
رفقاست و
مسلمأ در این
رابطه برای
رفقای رهبری
مسئولیت
بیشتری می
شناسیم.
اما در پروسه
ی کار سازمان
و در جریان
شناخت ضعف ها
و نارسائی ها
و تعمق هر چه
بیشتر راجع به
شرایط
اجتماعی و
موارد مذکور و
تئوری ی
"مبارزه ی
مسلحانه، هم
استراتژی، هم
تاکتیک" ما
توانستیم گذشته
را به یک فهم
انتقاد از خود
تبدیل نمائیم. در حالی
که عده ای بر
جهل گذشته اصرار
می ورزند و
لاقیدانه می خواستند
بر همه ی آن
نارسائی ها
چشم بپوشند و در
بهترین وضعیت
به قبول برخی
اشکالات
بسیار جزئی و
راه حل های
رفرمیستی
بنشینند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ