درباره ی تظاهرات اخیر در آذربایجان و کُردستان!

 

     ده ها تن از متعرضین اخیر شهرهای ارومیه، مرند، اردبیل، نقده، مشکین شهر، زنجان، شلیدر، خوی، ماکو، تبریز، پارس آباد مغان، گرمی و ... با گلوله های سرکوبگران رژیم جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده و صدها تن دیگر دستگیر و روانه ی سیاهچال های مخوف گردیده اند.

 

     وقایع اخیر که به بهانه ی انتشار چاپ کاریکاتوری در یکی از روزنامه ی دولتی در ایران رخ داده است، بیانگر اوضاع وخیم و سیاست تبعیض گرانه ی نظامی است که جامعه ی ایران را در کام خود فرو برده است. جامعه ای که در آن ظلم و نابرابری بیداد می کند و گلوی کارگران و زحمتکشان را هر چه بیشتر می فشارد.

 

     بی تردید، این خیزش و اعتراضات توده های ستمدیده، علیه ی بی عدالتی های حاکم بر جامعه ی پُر از تبعیض و توهین، اولین بار نبوده و ما به دفعات مختلف، از بدو حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، در مناطق کُرد و ُترک نشین و سائر مناطق شاهد آن بوده ایم.

 

     توده هائی که سال های متمادی، جدا از ستم های اقتصادی – سیاسی، ستم مضاعف ملی هم بر آن ها اعمال گردیده و استفاده از ابتدائی ترین حقوق خویش، که همانا تکلم به زبان مادری شان می باشد، از سوی رژیم های وابسته ای همچون رژیم جمهوری اسلامی ممانعت به عمل آمده است و هر زمان که آنان، علیه ی بیدادگری های دولتمردان جمهوری اسلامی و رسانه های دولتی شان دست به اعتراض می زنند، ارگان های مسلح نظام، این حافظان بقاء سرمایه داران وابسته، وارد کارزار شده و با ددمنشی هر چه تمام تر سینه های آنان را نشانه گرفته و بر زخم های پر از درد آنان می افزایند.

 

     حقیقت این است که در فرهنگ رژیم جمهوری اسلامی توهین به آداب و رسوم خلق های ستمدیده به امری عادی تبدیل گشته است. هیچ معیار و اصول انسانی بر چنین نظام هائی حاکم نیست. توده ها در چنین چارچوبه ای، از حق تکلم زبان مادری خویش محروم می باشند و به عناوین مختلف توسط رسانه های دولتی و با وقاحت تمام مورد بی حرمتی و توهین قرار می گیرند. چاپ کاریکاتور توهین آمیز به ترک زبانان، از زمره ی نمونه هائی است که در حق محروم ترین اقشار جامعه روا می شود. اعتراض نسبت به چنین اعمال شنیعی، از سوی رژیم جمهوری اسلامی جرمی نابخشودنی تلقی گردیده و پاسخ آن پرتاب گاز اشک آور، گلوله و زندان می باشد.

     تصور رژیم بر آن است که می تواند با در دست داشتن تمامی اهرم های حکومتی و با سرکوب، خشم توده ها را فروبنشاند. اما تجارب چندین ساله ی مبارزات خلق های ستمدیده نشان دهنده ی آن است که توده ها هیچ گاه از خواسته های به حق خویش و همچنین علیه ی سیاست های تبعیض آمیز رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی عقب نشینی ننموده و دولتمردان رژیم را به چالش جدی کشانده اند. خیزش های اخیر در شهرهای آذربایجان و کردستان، حمله به مراکز چپاول، به آتش کشیدن ده ها ماشین سرکوب و وارد نمودن خسارات 700 میلیون تومانی به شهر اردبیل، همه و همه بیانگر اوج تنفر و انزجار توده های ستمدیده ای است که به انحاء گوناگون توسط سرمایه داران وابسته در ایران مورد توهین و اذیت و آزار قرار می گیرند.

 

     تجربه ی مبارزات توده های ستمدیده و حرکات اعتراضی آنان در هر بعد و میزانی، نشان داده است که هر زمان که این جنبش ها و اعتراضات، به منظور مطالبات اولیه و به حق اش، رژیم جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده است، نیروها و جریاناتی که به انحاء گوناگون با جنبش های اعتراضی بیگانه می باشند و به منافع به حق آنان هیچ گونه وابستگی و تعلقی ندارند، به میدان آمده و سعی می نموده اند تا جنبش های حق طلبانه و به ویژه مبارزات و خواسته های دیرینه و بنیادی خلق ها را تحت لوای مطالبات قومی، ناسیونالیسم و وابسته به بیگانگان، به انحراف بکشانند و آن را منکوب سازند. این نیروها و جریانات تلاش شان بر آن است تا نفرت توده های آذربایجان، کردستان و غیره را در کانال دلخواه سرمایه داران وابسته سازمان دهند تا مطالبات اولیه ی هر خلقی، که همانا رهائی از زیر ستم ملی می باشد را سرپوش بگذارند.

 

     بدون شک خواست طبیعی و اولیه ی هر انسان می باشد که در هر کجای ایران، جدا از تقسیمات جغرافیائی و یا به دلیل کوچ اجباری رژیم های وابسته سکنی گزیده اند، بتوانند به دلخواه خود، نوع زبان، لباس و فرهنگ خود را انتخاب نمایند و هیچ جریان و یا دولتی، مجاز و محق نمی باشد تا زبان و فرهنگ خود را بر آنان تحمیل نماید.

 

     نزدیک به 28 سال است که جمهوری اسلامی در عمل نشان داده است که در تأمین منافع سرمایه داران وابسته، ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن و فارس نمی شناسد و همه را به یک میزان مورد استثمار قرار داده است و هر جا که هر انسانی و با هر فرهنگ و زبانی به مقابله با سیاست های ارتجاعی رژیم برخاسته، شدیداً مورد سرکوب قرار گرفته است.

 

     واقعیت این است که توده های ستمدیده ی آذربایجان، کرد و همه ی خلق های ستمدیده ی ایران خواهان آنند تا آزاد باشند، آن گونه که شایسته ی هر انسان است و به همین خاطر نیز توده های ستمدیده ی آذربایجان در اعتراضات اخیر خود علیه ی رژیم جمهوری اسلامی، در عمل، صف خود را با کسانی که سعی نموده اند تا مبارزات حق طلبانه شان را به انحراف کشانده و بنا به منافع دلخواه خود سمت و سو دهند، آب پاکی بر روی دستان کثیف شان ریخته و نقشه های شوم آن ها را برملا ساختند.

 

     رژیم جمهوری اسلامی نیز تلاش بسیار زیادی را به خرج داده است تا اعتراضات اخیر را کنترل نماید و آن را در نطفه خفه سازد. همه به میدان آمده اند. "رهبر"، "رئیس جمهور"، "وزیر کشور"، "رئیس قوه قضائیه"، "فرمانده سابق سپاه". همه و همه بر نقش توده های آذربایجانی در "انقلاب اسلامی"، "نفوذ دشمنان در صفوف آنان" و از شکنندگی دستگاه های عریض و طویل امنیتی کشور شکوه و شکایت کرده اند که چرا چنین حادثه ای کوچک، ابعاد گسترده و همگانی به خود گرفته است و کل جامعه ی ایران را تحت الشعاع خود قرار داده است. به ظاهر، کاریکاتوریست و سردبیر روزنامه ایران را دستگیر نموده و وعده می دهند که باید با حقوق انسان ها با هر زبان و فرهنگی به طور برابر و یکسان برخورد شود و از تکرار چنین توهیناتی جلوگیری به عمل آورد و عاملین آن را مجازات نمود!!!! وعده و وعیدها به منظور مهار و خاموش نمودن اعتراضات توده ای صورت می گیرد ولی همه ی ستمدیدگان و خلق های میهن مان، بر چنین اراجیفی به خوبی آگاه اند. چرا که به تجربه آموخته اند بروز چنین رفتار و اعمالی در ذات رژیم جمهوری اسلامی نهفته می باشد.

 

     در واقعیت امر وقوع چنین حوادثی ریشه در نابسامانی های رژیم جمهوری اسلامی داشته و اگر چه بعضاً با وجود خفقاق و دیکتاتوری عنان گسیخته بازتاب های عملی نمی یابد، امّا به مانند آتش زیر خاکستری است که هر لحظه و به بهانه های گوناگون شعله ور گشته و رژیم جمهوری اسلامی را با مشکلات مواجه می سازد. بدون شک هنگامی که نظام امپریالیستی بر تار و پود جامعه ی مان حاکم می باشد، حقوق اولیه ی خلق های تحت ستم ایران در زیر چکمه های سرکوبگران لگدمال گردیده و حتی استفاده از زبان مادری از آنان سلب می گردد. بنابراین مادامی که رژیم ضدخلقی جمهوری اسلامی بر سر کار است، تبعیض، توهین و سرکوب علیه ی همه ی اقشار زحمتکش ادامه خواهد داشت. همبستگی و اتحاد توده های ستمدیده به منظور سرنگونی رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی و برقراری حاکمیت کارگران و زحمتکشان در جامعه است که شرائطی را ایجاد می کند که همه ی خلق های ستمدیده ی ایران بتوانند فارغ از تبعیض و توهین و آزادانه، در محیطی سالم، با زبان مادری خویش تکلم کرده و آن گونه که شایسته ی هر انسان است، در کنار هم زندگی نمایند.

 

21 خرداد 1385

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت