درباره ی وحدت کمونیست ها
مقدمه
بحث و کنکاش
پیرامون مقوله ی وحدت کمونیست ها در شرایط کنونی، بیشتر
به معنای پرداختن به مبحثی آکادمیک می باشد تا امری
زنده و جاری. خصوصأ در شرایطی
که بقایای آنچه که زمانی از آن به عنوان جنبش نوین کمونیستی
ایران یاد می شد، اینک خلاصه شده است به عده ی قلیلی
از "افراد مستقل" و جریاناتی که کمیت آنان در بهترین
حالت فراتر از حروف تشکیل دهنده ی اسامی شان نیست و به
صورت پراکنده در اقصا نقاط خارج از کشور قرار گرفته اند که درعین حال نیز
فاقد هرگونه ارتباط ارگانیک با داخل کشور و مبارزات آن می باشند.
نکته ی جالب توجه و طنز این که،
برخی از جریانات مذکور خود را "حزب کمونیست" هم می
نامند! در حالی که حتا عاجز از گردآوری و ایجاد وحدت سیاسی-ایدئولوژیک
جمع کثیری از کمونیست های موجود در حصار به اصطلاح تشکیلاتی
خود می باشند، چه رسد به جذب طبقه ی کارگر و به طریق اولی
اقشار پیشرو آن.
باری،
از آن جا که در وجه غالب در بین افراد و جریانات مورد بحث، به علت سطح
نازل کیفی بسیاری اوقات به اشتباه امر وحدت با مسئله ی
اتحاد یکی انگاشته می شود و به همین دلیل هم طبعأ
درک درست و واحدی از این دو مقوله در میان این طیف
مطرح نمی باشد، بنابراین ضروریست که بدان پرداخته شود.
در نتیجه، تلاش این نوشتار بیشتر
این خواهد بود که به طور بنیادی و از زوایای مختلف
به موضوع وحدت در صفوف کمونیست های ایران بپردازد. لازم به ذکر است که برخی از اصول و مبانی
که در متن به آن خواهیم پرداخت، جنبه ی عمومی و جهانشمول نداشته
و برآمده از تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران می باشند.
![]()
![]()
![]()
تعریف و اشکال مختلف وحدت
در مفهوم
عام، به صورت اختصار وحدت یعنی درهم ذوب شدن، یکی شدن
و یگانه شدن و در مفهوم خاص آن برای کمونیست ها وحدت یعنی
یگانگی سیاسی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی. درعین حال مقوله ی وحدت در عرصه ی
سیاسی- مبارزاتی از جنبه ی کمونیستی دارای
دو شکل می باشد. یکی
شکل عام و دیگری شکل خاص. شکل
عام آن یعنی وحدت کمی و کیفی وسیع در قالب
حزب واحد و شکل خاص آن یعنی وحدت کمی و کیفی
محدود در چارچوب گروه ها یا سازمان های مختلف.
برای شکل خاص این نوع از وحدت،
در صورت وجود عناصر کمونیست و بینش تقریبأ همگون، همواره شرایط
شکل گیری مهیاست به خصوص که این نوع از وحدت نه نیاز
به ارتباط ارگانیک با طبقه دارد و نه لازمه ی شکل گیری آن
حضور محسوس و عینی حتا عناصری از طبقه ی کارگر است.
اما برای شکل عام آن علاوه بر عناصر
کمونیست، نیاز به شرایط، مراحل و پارامترهای متعددی
از جمله مهم ترین آن ها حضور عینی و ملموس طبقه ی کارگر
در آن می باشد، تا به این مهم به صورتی واقعی و نه صوری
دست یافت.
شرایط تبلور و پیدایش وحدت عام (حزبی)
به طور کلی و از نظر اصولی،
موضوع وحدت کمونیست ها امریست مربوط به داخل کشور، زیرا بدون
حضور کمونیست ها در بستر اصلی مبارزه و بدون پیشبرد امر انقلاب
در وجه داخلی آن، هرگونه تلاش در خارج از کشور حول وحدت یابی
کمونیست ها، آن هم به مثابه وحدت حزبی، صرفأ ذهنی و فاقد پایه
های عینی و عملی لازم خواهد بود.
ناگفته نماند که براساس شرایط مشخص
جامعه ی ایران و تنها تحلیل مشخص و درست تاکنونی آن
(مبارزه ی مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک)، اگر در حال حاضر
بخش اعظم یا حتا کل جنبش کمونیستی هم در داخل کشور می بود
و در بطن جامعه ی ایران حضور عینی هم می داشت،
بازهم کمونیست ها می بایستی به شکل گروه ها و سازمان های
مختلف پیشرو به امر تشکل یابی خویش می پرداختند و
نه به صورت حزبی.
کما این که در دوران گذشته و در درون
کشور و حتا امروز در خارج از کشور، بودند و هستند جریاناتی که ادعای
وحدت وسیع افراد و نیروهای کمونیست را در درون تشکیلات
خویش داشته و دارند و اتفاقأ نام خود را هم "حزب کمونیست"
گذاشته و می گذارند (پنداری ...)، اما در واقعیت امر این
ها نه فقط هیچ ربطی به طبقه ی کارگر نداشتند، بلکه شباهتی
حتا کاریکاتورگونه هم به حزب واقعی کمونیست نداشته و
ندارند. درواقع این گونه جریانات
هرگز چیزی جز "احزابی" بر روی کاغذ که توسط عده
ای روشنفکر ناصادق جدا از توده ترسیم گشته اند، نبوده و نیستند.
برای کمونیست ها یکی
از اصول جهانشمول، تشکیلات است. بدین
معنی که اساسأ کمونیست بودن و کمونیسم بدون تشکیلات نمی
تواند بازتاب عینی داشته باشد.
اما این که چه تشکلی و چگونه تشکیلاتی را باید
ساخت، برمی گردد به شرایط هر کشور.
به عبارت دقیق تر شکل و تا اندازه ای محتوای یک
تشکیلات کمونیستی را ضرورت های مبارزاتی برآمده از
دل مختصات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن جامعه ای تعیین
می نماید که آن کمونیست ها در بطن آن قرار دارند و به تحلیل
جامع آن مبادرت می ورزند.
از لحاظ شکلی یا به عبارت دیگر
تشکیلاتی، شکی نیست که عالی ترین شکل تشکل یابی
کمونیست ها در تحلیل نهائی حزب است و اساسأ طبقه ی کارگر
و کمونیست ها بدون وجود حزب، قادر به تحکیم انقلاب و پیشبرد
جامعه به سوی استقرار سوسیالیسم نخواهند بود.
اما به قول رفقای بنیانگذار
جنبش نوین کمونیستی ایران در سال های پایانی
دهه ی 40 که براساس تحلیل دقیق و مشخص از شرایط خاص ایران
به درستی مطرح کردند که می توان بدون حزب مبارزه را آغاز کرد و تا
مراحلی از پیشرفت انقلاب کار را بدون وجود حزب به پیش بُرد (
روند عینی و عملی مبارزه شان هم درستی این امر را
به اثبات رساند)، شکل مطلوب و عملی ی سازمان یابی کمونیست
ها در شرایط ایران که دارای بازدهی مبارزاتی و پیشبرنده
ی امر انقلاب باشد، همانا سازمان یا تشکیلاتی با ساختار سیاسی-
نظامی است.
در مراحلی از پیشروی
انقلاب با گسترش مبارزه ی مسلحانه از سوی گروه ها و سازمان های
کمونیستی از یک سو و شکل گیری فضا و فرجه ی
مناسبی که در بستر این مبارزه ی انقلابی برای
شکوفائی و رشد فراگیر مبارزه ی طبقه ی کارگر و اقشار
زحمتکش جامعه از سوی دیگر ایجاد می شود، مقوله ی
حزب و التزام کمونیست ها به وحدت وسیع یا عام در آن شرایط
و همچنین ضرورت سازمان یابی سیاسی طبقه ی
کارگر در تشکیلاتی فراگیر به امری مشخص، ملموس و شدنی
تبدیل می گردد و به این ترتیب شرایط عینی
و ذهنی ایجاد حزب واقعی کمونیست مهیا خواهد
گشت.
شرایط کنونی
در حال حاضر آن چه که از جنبش کمونیستی
ایران باقی مانده در خارج از کشور و شاید مناسب تر این
باشد که بگوئیم در ناکجا آباد سیاسی- مبارزاتی به سر می
برد و نه تنها فاقد هرگونه ارتباط با طبقه است، بلکه فاقد هرگونه دخالت گری
و اثرگذاری بر روند مبارزات داخل کشور نیز می باشد. این جنبش نحیف شده، اینک در
پرتگاهی بسیار هولناک قرار گرفته است. اکنون سال هاست که از لحاظ عملی در چمبره
ی بی عملی گرفتار آمده و در برهوت وهم انگیز خویش
درجا می زند و صدالبته که نام آن را هم "پیشبرد مبارزه ی
انقلابی در پشت جبهه" می نامد.
پشت جبهه ای که عملأ خط مقدمی ندارد!
از جنبه ی نظری، افکار، نظرگاه
ها و تحلیل های غلط و غیرمنطبق با شرایط حاکم بر جامعه ی
ما، بر این جنبش مستولی گشته و بخش اعظم نیروهای آن به
ورطه ی اپورتونیسم چپ و راست درغلطیده اند که این خود به
همراه شرایط نامطلوب جهانی، شکست و سرکوب مبارزات پیشین
راه را برای رشد هرچه بیشتر تفکرات رویزیونیستی،
پاسیفیستی و انحلال طلبانه و همچنین غلبه ی روحیه
ی فردگرایانه در این جنبش هموار نموده است.
در بُعد تشکیلاتی نیز
جنبش نوین کمونیستی ایران در دوران اخیر سیری
نزولی را طی نموده است. از جمله ی علل آن می توان به
تحولات دو دهه ی گذشته در سطح جهانی و همچنین وجود بحران داخلی
سیاسی- تشکیلاتی و تا حدودی ایدئولوژیک،
عدم به کارگیری و رعایت اصول و موازین کمونیستی
در عرصه ی تشکیلاتی و
اخلاقی، شکست های پیاپی مبارزاتی در نتیجه ی
اعمال بینش ها، سیاست ها و خط مشی های غلط، عقب نشینی
ظاهرأ تاکتیکی اولیه در برابر دشمن منتهی به خروج کلی
و استراتژیک از عرصه ی اصلی مبارزه و همین طور پراکنده گی
و سرخورده گی های وسیع ناشی از آن در صفوف نیروهای
این جنبش و اضمحلال سازمانی نهائی منبعث از آن اشاره کرد.
بر همین پایه می توان نتیجه
گرفت که از لحاظ سازمانی، این جنبش به مرحله ی تجمع ساده ی
نیروها عقب گردی ناخواسته نموده است و این یعنی
رجعت ناآگاهانه ی تشکیلاتی به نطقه ی صفر یا شروع
آن در اواخر دهه ی چهل.
ناگفته نماند که طی دو دهه ی
گذشته از سوی برخی جریانات منسوب به این جنبش تلاش هائی
در راستای وحدت و اتحاد نیروهای کمونیست صورت گرفته که
نتایج آن خود به عینه بیانگر آن است که جنبش کمونیستی،
هر قدر هم که اراده گرایانه با این مقوله برخورد نماید، در شرایط
خارج از کشور نه تنها به هیچ وجه قادر به دستیابی به وحدت
عام نیست، بلکه حتا امکان برقراری اتحاد پایدار از
نوع وسیع و جبهه ای آن را هم ندارد.
در عین حال نتایج این
تلاش های ارادی صرف، تاکنون نشان داده که این جنبش در بستر خارج
از کشور و در بهترین حالت تنها می تواند ضمن دل مشغولی عده ای
از افراد و به اصطلاح کادرهای سازمان های موجود در آن، بر سر اتحاد
عمل های موردی آن هم به شکلی محدود و نه فراگیر توفیقاتی
داشته باشد.
اصول و عوامل عمده در راستای ایجاد وحدت عام کمونیست ها
(حزب)
می توان گفت که وحدت وسیع یا
همان عام کمونیست ها در شرایط ایران به طور کلی به پنج
عامل و پارامتر اساسی بستگی دارد:
1-
ضرورت حضور حداقل بخش عمده ای از کمونیست
ها در بستر اصلی مبارزه یعنی داخل کشور.
2-
ضرورت دستیابی بخش قابل توجهی از
کمونیست ها به تحلیلی واقعی از شرایط مشخص جامعه ی
ایران و باور عمیق به آن.
3-
ضرورت پذیرش و کاربرد تاکتیک و استراتژی
مسلحانه یا به عبارت دیگر اتخاذ و اعمال خط مشی مسلحانه از سوی
بخش هر چه وسیع تری از نیروهای کمونیست در پیشبرد
مبارزه ی انقلابی برعلیه دولت و سیستم وابسته به امپریالیسم حاکم بر
جامعه ی ایران.
4-
ضرورت رشد فراگیر مبارزات خودبخودی طبقه
در سطح جامعه و برقراری ارتباط ارگانیک کمونیست ها با آن در
پروسه ی رشد و گسترش مبارزه ی مسلحانه ی انقلابی در بطن
جامعه.
5-
شکل گیری ارتش خلق و ایجاد مناطق
آزادشده از سیطره ی سیاسی، نظامی و اقتصادی
دشمن.
بنابراین
در بیانی فشرده و به اختصار می توان گفت که وحدت وسیع
کمونیست ها در شرایط خاص ایران به طرزی اجتناب ناپذیر
منوط به حضور بخش وسیعی از افراد و نیروهای کمونیست
در درون کشور، داشتن تحلیلی درست و منطبق با شرایط حاکم بر
جامعه ی ایران، اتخاذ خط مشی مسلحانه، گسترش مبارزه ی
انقلابی مسلحانه در بطن جامعه، رشد مبارزات خودبخودی طبقه ی
کارگر در سطح جامعه، تلاقی و ایجاد ارتباط ارگانیک این دو
با هم، تشکیل ارتش خلق و شکل گیری مناطق آزادشده دارد.
نکته ی آخر این که مبارزه ی
انقلابی کمونیست ها در تمامی عرصه های آن علاوه بر هر چیز
دیگر و مهم تر از همه، یک مسئله ی عملی ست و عمل آگاهانه
و انقلابی افراد و نیروهای کمونیست را می
طلبد. تئوری انقلابی بدون عمل
انقلابی صیقل نمی یابد و به بار نمی نشیند.
پویان
کبیری
شهریور
1386 - سپتامبر 2007
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ